ای خم ابروی تو قبله اصحاب نیاز
جز ترا می نبرند اهل دل از صدق نماز
عشق و خوبی بمن و تست سزا کز من و تو
نوشد از عهد کهن قصه محمود و ایاز
مه ز بس حسرت حسنت بمنازل نرسد
بر رخش گر نبود عکس رخت خط جواز
زلف خم در خم زنجیر وشت دانی چیست
حلقه شهپر بط در شکن چنگل باز
با تو بنشینم و زلفت ز بس آشفته دلی
پیش خلقان جهان قصه من گوید باز
کی بزنجیر سر زلف توأم دست رسد
عمر بس کوته و این آرزوی سخت دراز
بامیدیکه بیابم ز تو پروانه وصل
تنم از آتش دل شمع صفت یافت گداز
گر در آئی بسلامی ز در ابن یمین
در فردوس برویش شود از لطف تو باز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند و عشق و نیاز خود را به او ابراز میکند. او میگوید که هیچ کس جز محبوبش نمیتواند او را به آرامش برساند و عشق آنها از دیرباز در تاریخ حکایتها مطرح بوده است. شاعر از حسرتی که به خاطر زیبایی محبوبش دارد سخن میگوید و این که برای رسیدن به او باید تلاش کند. او همچنین اشاره میکند که عمرش کوتاه است و آرزوی وصال به محبوبش بسیار بزرگ و دشوار است. در پایان، به امید دیدار محبوبش و تأثیر مثبتی که بر زندگیاش خواهد گذاشت، ابراز احساسات میکند.
هوش مصنوعی: ای خم ابروی تو برای نیازمندان، کعبه و قبله است و غیر از تو، کسی را نمیپرستند. اهل دل در نماز خود، فقط به صدق و خلوص به تو روی میآورند.
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی به من و تو میآید زیرا داستان عشق و دوستی بین ما از زمانهای قدیم یادآور قصه محمود و ایاز است.
هوش مصنوعی: به دلیل آرزوی بیش از حد به زیبایی و جذابیت تو، ماه نتوانسته است به تو برسد. بر چهرهاش اگر تصویر تو نبود، وجودش هیچ ارزشی نداشت.
هوش مصنوعی: زلفی که حالت پیچیده و پیچش دارد، مانند زنجیری است که زیبا و دلنشین به نظر میرسد. حلقهای شبیه به پر هنگامی که در طبیعت یا باغسرا در حال پرواز است، در میان وحشت یا تنگی به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: دوست دارم با تو در کنار هم باشم و زلفهای درهمریختهات آنقدر شگفتانگیز است که داستان عشق من را در میان مردم دنیا بازگو کند.
هوش مصنوعی: عمر من بسیار کوتاه است و به خاطر این محدودیت، دسترسی به زلف زیبای تو برایم دشوار و دشوارتر میشود. این آرزوی بزرگ و طولانی که در دلم دارم، همیشه مرا آزار میدهد.
هوش مصنوعی: من امیدوارم که از تو به وصالی برسم که در آن، تنم مانند شمعی بشود که از حرارت دل، ذوب میشود و پروانهای را پیدا کنم.
هوش مصنوعی: اگر با سلامی وارد شوی و از در راستین وارد بهشت شوی، به خاطر لطف تو دوباره به روی او خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یاد باد آن شب کان شمسه خوبان طراز
بطرب داشت مرا تا بگه بانگ نماز
من و او هر دو بحجره در و می مونس ما
باز کرده در شادی و در حجره فراز
گه بصحبت بر من با بر او بستی عهد
[...]
ای کهن گشته تن و دیده بسی نعمت و ناز
روز ناز تو گذشتهاست بدو نیز مناز
ناز دنیا گذرنده است و تو را گر بهشی
سزد ار هیچ نباشد به چنین ناز نیاز
گر بدان ناز تو را باز نیاز است امروز
[...]
نوبهار آمد و آورد گل تازه فراز
می خوشبوی فزار آور و بربط بنواز
ای بلنداختر نامآور، تا چند به کاخ
سوی باغ آی که آمد گه نوروز فراز
بوستان عود همیسوزد، تیمار بسوز
[...]
از غم هجر طراز همه خوبان طراز
زرد و باریکم و لرزانم چون تار طراز
به امید خبر یار و به طمع نظرش
به شبان سیه دیر و به روزان دراز
اگرم گوش بخارد نبرم دست به گوش
[...]
کره ای را که کسی نرم نکردست متاز
بجوانی و بزور و هنر خویش مناز
نه همه کار تودانی نه همه زورتراست
لنج پر باد مکن بیش و کتف بر مفراز
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.