بر گل سیراب سنبل را چو جولان میدهد
بلبل طبع مرا یاد از گلستان میدهد
چون نبات از شکر میگونش سر بر میزند
خضر پنداری نشان از آبحیوان میدهد
مشک بر کافور میبیزد صبا از زلف او
زان چو انفاس مسیحا راحت جان میدهد
تا بماند تازه گلبرگ رخش در باغ حسن
چشمم آبش از هوا چون ابر نیسان میدهد
گر بجانی میفروشد یکنظر جانان من
شاهد حال است روی او که ارزان میدهد
در سر ابن یمین هست آنکه جان پا شد بر او
زنده دل آنکس که جان در پای جا نان میدهد
سهل باشد جان بتلخی دادنم فرهاد وار
گر لب شیرین او بختم بدندان میدهد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای طبیعی و احساسات عاشقانه میپردازد. شاعر با تصویری از گل و بلبل، درختان و آبی که زندگی میبخشد، احساس عشق و زیبایی را به تصویر کشیده است. او از تأثیر عطر و رنگ گلها، نسیم خوشایند و لبخند معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که این زیباییها به جان او آرامش و زندگی میبخشند. شاعر همچنین اشاره دارد که حتی در سختیها و تلخیها، اگر نگاه محبتآمیز معشوق را داشته باشد، زندگی شیرین و جذاب خواهد بود. در کل، این شعر ترکیبی از زیباییهای طبیعت و عشق عمیق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: بلبل با نغمهسراییاش، گلهای سیراب را به رقص و جنبش در میآورد و این باعث میشود که خاطر من نیز به یاد گلستان بیفتد و احساس شادابی و زیبایی کنم.
هوش مصنوعی: هنگامی که گیاهانی با طعم شیرین از زمین سر بر میآورند، گویی نشانهای از زنده بودن و خرمی دارند که میتواند نشانهای از زندگی و نشاط در طبیعت باشد.
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی از زلف او عطر مشک را بر کافور میپاشد، و این عطر مانند نفسهای مسیحا، آرامش و راحتی به جان میبخشد.
هوش مصنوعی: برای اینکه زیبایی گلبرگ چهرهات در باغ محبت همواره تازه بماند، چشمانم مانند ابرهای بهار، آب و طراوت میریزد.
هوش مصنوعی: اگر جانت را کنار بگذاری، جانان من (دوست یا معشوق من) به یک نگاه، جان تو را میفروشد. نگاه او به حال تو آگاه است و او به راحتی جان تو را با قیمت پایینتری معامله میکند.
هوش مصنوعی: در ذهن ابن یمین، چیزی وجود دارد که روح را زنده میکند. آن کس که جانش را در راه معیشت فدای دیگران میکند، به واقع دل زندهتری دارد.
هوش مصنوعی: جان من در برابر تلخیها آسان است، چون مانند فرهاد، اگر لبهای شیرین او را با دندان بچشم، همه سختیها را تحمل میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرکه به روی لعل شیرین تو فرمان میدهد
جان شیرین از بن سی و دو دندان میدهد
چشم بدمستت به زخم تیغ حاصل میکند
هر قراری کان سر زلف پریشان میدهد
شحنهٔ بازار عشقت بیمحابا هر زمان
[...]
لعل جانبخشت، که یاد از آب حیوان میدهد
زنده را جان میستاند، مرده را جان میدهد
دور بادا چشم بد، کامروز در میدان حسن
شهسوار من سمند ناز جولان میدهد
یارب! اندر ساغر دوران شراب وصل نیست
[...]
گلشن کشمیر خارش گل به دامان میدهد
سایه در خاک چمنها بوی ریحان میدهد
زاهدان خشک را نبود هوایش سازگار
زهد و تقوی را هوای تر به طوفان میدهد
بخت بد سرمایه ما رایگان از دست داد
[...]
عارفان را نکهت سیب ذقن جان میدهد
طفل مشرب جان برای نارپستان میدهد
با سبکروحان به نقد دل گرانی چون کنم؟
شمع در راه نسیم صبحدم جان میدهد
سر به دنبال جنون عشق نه، کاین باد دست
[...]
عاشق از شوق نگاه واپسین جان می دهد
چشم و دل را حسرت جاوید تاوان می دهد
اشک دریا دل کجا و ساحل دامان کجا
گریه ایم عرض تجمل در بیابان می دهد
اضطراب دل نشان جلوه مژگان کیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.