چون نگارم گوی مه از غالیه چوگان کند
عاشقانرا دل زغم چون گوی سرگردان کند
گر نسیم صبحدم بر خاک کویش بگذرد
قیمت مشک ختائی در جهان ارزان کند
هر کرا مار سر زلفین پر تابش بخست
لعل چون تریاق او هم در زمان درمان کند
هست خورشید ار بود خورشید را ابرو هلال
هست ماه ار مه ز پروین رسته دندان کند
خط میناگون بگرد لعل شکر بار او
خضر را ماند که قصد چشمه حیوان کند
عکس آن یاقوت شکرنوش گوهر پاش او
جزع دربار مرا هر دم عقیق افشان کند
من همیگریم چو ابر و او همی خندد چو گل
گر نگرید ابر گل رخسار کی خندان کند
دل فکندم در خم زلفین مشکینش از آنک
گاه این دیوانه را زنجیر با انسان کند
هندوی زلفین ترکم گوئیا پروانه است
زانکه دائم گرد شمع عارضش جولان کند
هر که بیند قامت و بالاش چون سیمین الف
جای او همچون الف اندر میان جان کند
ترکش تیر بلا کرد آن کمان ابرو دلم
سر ز پایش برنگیرم جانم ار قربان کند
هرسحر زین سرگرفته آشیان یعنی دلم
طوطی جانم هوای شکر جانان کند
دل ربود از من ندانم تا چه پشتی یافته است
کاین ستم در عهد عدل خسرو ایران کند
خسرو عادل محمدبیگ آن کز قدر و جاه
خاک پایش افسری بر تارک کیوان کند
گوهر معنی که دشوار آید اندر سلک نظم
خامه مشکین زبانش آن آسان کند
دشمنان باد پیما را به تیغ آبدار
آتش قهرش همی با خاک ره یکسان کند
عکس اشک لعل فام دشمنش از خاصیت
رنگ زرد کهربا را سرخ چون مرجان کند
آفتاب عدل او چون شد بگیتی آشکار
فتنه همچون ذره اندر سایه رخ پنهان کند
چون کند آهنگ جولان شهسوار همتش
عرصه ئی کز لامکان برتر بود میدان کند
دست استاد طبیعت هر بهاری بهر ابر
سازد از گلها سپر از غنچه ها پیکان کند
شاه انجم همچو بریانگر بگاه بزم او
سیخ سازد از شهاب و بره را بریان کند
دفتر یکروزه خرج همت بی انتهاش
سالها مستوفی افلاک را حیران کند
ماه نو خواهد که پایش را ببوسد چون رکاب
هر مهی خود را رکاب آسا ز بهر آن کند
خسروا از یمن مدحت خاطر ابن یمین
هست بحری خاطر ار خواهد گهر افشان کند
گر کفت پاشد برو زر همچو باد مهرگان
در فشانی بر مثال ابر در نیسان کند
با وجود اینچنین نظمی که در بازار فضل
قیمت در بشکند نرخ شکر ارزان کند
چون بدرگاه تو میآرد سخن ماند بدان
با گهر بهر تجارت رخ سوی عمان کند
بعد از آن این به که طبعم تا نیفزاید صداع
این ثنا را بر دعای دولتت پایان کند
هر یکی ز آن هفت آبا گرد اینچار امهات
بهر مولود سه تا پیوسته تا دوران کند
مقتضای دور او در خیر و شر و نفع و ضر
آنچنان بادا که رأی انورت فرمان کند
باد دایم سر نهاده در شکم چون استره
هر که موی بندگانت را ز سر نقصان کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای محبوب و اثرات عشق میپردازد. شاعر از لطافت و دلربایی محبوب خود میگوید و بیان میکند که چگونگی تاثیر او بر عاشقان را به تصویر میکشد. او به تشبیهات زیبا از جمله مقایسه محبوب با گل و ابر اشاره میکند و میگوید که این زیباییها مانند نسیمی دلانگیز هستند که جان عاشق را شاداب میکنند. شاعر همچنین به ویژگیهای دیگر عاشقان و محبوبان و تاثیر آنها بر زندگی یکدیگر اشاره میکند و در نهایت به عظمت و پیوند نکتهسنجانه بین عشق و زیبایی میپردازد. به طور کلی، این شعر بیانگر تجربههای شاعر از عشق و تأثیرات آن بر روح و دل عاشق است.
هوش مصنوعی: وقتی محبوبم به زیبایی میدرخشد، مانند گویِ زیبا در بازی چوگان است که عاشقان را به خود جذب میکند. دل عاشقان نیز مانند گویهای سرگردان، از غم و اندوه میچرخد و در جستوجوی آن زیبایی است.
هوش مصنوعی: اگر نسیم صبحگاهی از زمین تو بگذرد، قیمت مشک ختایی در دنیا کاهش مییابد.
هوش مصنوعی: هر کس که به موی تابدار و زیبا تکیه میکند، مانند این است که لعل (سنگ قیمتی) در دست دارد، و خاصیت آن میتواند در لحظهای او را از بیماری و غم نجات دهد.
هوش مصنوعی: اگر خورشید را ابروی هلالی باشد، نشان از وجود خورشید است و اگر ماه از ستاره پروین دندان کند، دلیلی بر وجود ماه میشود.
هوش مصنوعی: در این بیت به زیبایی و لطافت یک خط میناگون اشاره شده که حس و حال خاصی دارد. همچنین، با پیوند به چشمه حیات، میتواند نماد زندگی و سرزندگی باشد. این خط در یادآور کردن جلوهای از زیبایی به تصویر میکشد که باعث میشود انسان به دنبال زندگی و شادابی بیشتر باشد.
هوش مصنوعی: عکس آن یاقوت شیریننوش که جواهراتش را بیوقفه بر سر من میریزد، مانند عقیق در هر لحظه دربار مرا زینت میبخشد.
هوش مصنوعی: من مانند ابر گریه میکنم و او مانند گل میخندد. اگر ابر نگرید، گل چگونه میتواند بخندد؟
هوش مصنوعی: دل خود را به دام زلفهای مشکیاش انداختم، زیرا گاهی این دیوانه را به بند انسانیت میکشاند.
هوش مصنوعی: زلفهای خوش حالت او انسان را به یاد پروانه میاندازد، چرا که او همواره در دور شمع چهرهاش در حال پرواز و چرخش است.
هوش مصنوعی: هرکس که قامت و زیبایی او را ببیند، مانند روحی纯 از فرشته در میان انسانها احساس شگفتی و اشتیاق خواهد کرد.
هوش مصنوعی: چشم ابروی محبوب، ضربهای به دل من زده است و من هرگز نمیتوانم از او روی برگردانم، حتی اگر جانم را فدای او کنم.
هوش مصنوعی: هر صبح از این آشیانه به یاد محبوبم دلم مثل طوطی پر از عشق و شوق به شکرگزاری و محبت او میپردازد.
هوش مصنوعی: دل من را گرفته و نمیدانم چه چیز این قدر قوی است که این ظلم را در دوران عدالت خسرو ایران به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: خسرو عادل محمدبیگ، که به خاطر مقام و عظمتش میتواند بر بالای ستارههای آسمان بایستد، فردی بسیار والا و صاحب قدرت است.
هوش مصنوعی: معنای عمیق و ارزشمند که در الفاظ معمولی سخت به نظر میرسد، با قلمی زیبا و دلنشین به راحتی قابل فهم میشود.
هوش مصنوعی: دشمنان که حرکتهای پرخطر و غیرقابل اعتماد دارند، با تیغ تند و آتشین خشمش، به آسانی به خاک و نابودی کشیده میشوند.
هوش مصنوعی: عکس اشک دشمن با رنگ لعل مانند، به دلیل خاصیت رنگ زرد کهربا، به رنگ قرمز شبیه مرجان میشود.
هوش مصنوعی: وقتی نور خورشید عدالت او در جهان نمایان شود، فتنه و آشوب مانند ذرهای در سایه از چهره حق پنهان میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که سواری با شجاعت و اراده خود به میدان نبرد میآید، میدانی خلق میکند که از تمامی محدودیتهای عالم فراتر است.
هوش مصنوعی: در هر بهار، طبیعت با هنر خود، ابرها را به مانند سپری از گلها میسازد و غنچهها را به شکل پیکانهایی در میآورد.
هوش مصنوعی: در این بزم باشکوه، شاه ستارگان مانند یک کبابپز عمل میکند؛ او شهابها را به سیخ میکشد و برهها را در آتش میپزد.
هوش مصنوعی: یک دفتر کوچک که فقط برای یک روز هزینههایش نوشته شده، میتواند تلاش و عزم بیپایان یک انسان را به قدری نشان دهد که سالها حسابدار آسمانی را شگفتزده کند.
هوش مصنوعی: ماه نو میخواهد که پایش را ببوسد، زیرا هر ماهی به نوبهی خود برای رسیدن به او و برقراری ارتباط، سختیها را تحمل میکند.
هوش مصنوعی: خسرو از نعمت مدح و ستایش راحتی میبرد و اگر بخواهد، میتواند مانند دریایی از افکار و احساسات خود الماسها را بریزد و به اشتراک بگذارد.
هوش مصنوعی: اگر طلا از زمین برود و مثل باد در مهرگان پخش شود، همانطور که ابر در نیسان باران میبارد.
هوش مصنوعی: با توجه به این نظم و ترتیبی که در بازار علم و دانش وجود دارد، اگر قیمتها شکسته شود، ممکن است نرخ شکر نیز کاهش یابد.
هوش مصنوعی: وقتی که کسی به درگاه تو میآید و سخن میگوید، گویی که در تلاش برای دستیابی به چیزی ارزشمند است. مانند کسی که با جواهرات به عمان میرود تا تجارت کند.
هوش مصنوعی: پس از این، بهتر است که حال روحیم به گونهای باشد که این ستایش برای من به دردسر نیفتد و دعای خیر تو به نتیجه برسد.
هوش مصنوعی: هر یک از آن هفت نیاکان، به دور این نسلها برای فرزندی سه عنصر را به هم پیوند دادهاند تا به حیات خود ادامه دهند.
هوش مصنوعی: شرایط و اوضاع به گونهای است که هیچ چیز جز اراده و تصمیم تو نمیتواند در خیر و شر یا سود و زیان تأثیر بگذارد.
هوش مصنوعی: باد همیشه به سمت پایین میوزد، مانند بادی که به شدت درگیر است. هر کسی که بخواهد موی بندگانت را از سر آنها کوتاه کند، باید بداند که این کار مشکلساز میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باد نوروزی همی آرایش بستان کند
تا نگارش چون نگارستان چینستان کند
مرزها را هر زمان پیراهن از مینا دهد
شاخها را هر زمان پیرایه از مرجان کند
ابر پنداری که با باد بهاری دشمن است
[...]
ماه من جَزع مرا بر زر عقیق افشانکند
چون به زیر لعل مروارید را پنهان کند
سازد از زلف و زَنَخ هر ساعتی چوگان و گوی
تا دل و پشت مرا چون گوی و چون چوگان کند
چون بتابد زلف او بر عارضشگویی همی
[...]
میل را بر تخته چون گاه رقم گردان کند
تیر گردون را به صنعت عاجز و حیران کند
از مجسم گر بترسد خصمش اندر ساعتی
طول و عرض و سمت آن از نقطهای برهان کند
جذر و کعبی را که نگشاد ایچ کس از بستگی
[...]
ای فلک قدری که هر شب رای رو شنت
دیدبانان افق را دیده ها حیران کند
آفرینش چون قلم سر بر خط فرمان نهد
چون دبیر خاص نامت بر سر فرمان کند
جاهت ار گیرد حضیض ماه را در اهتمام
[...]
اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند
اینک آن رویی که ماه و زهره را حیران کند
اینک آن چوگان سلطانی که در میدان روح
هر یکی گو را به وحدت سالک میدان کند
اینک آن نوحی که لوح معرفت کشتی اوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.