هرشب از طوفان چشم آب از سرما بگذرد
مردم چشمم ندانم چون ز دریا بگذرد
اشک خون آلوده ی من با شفق همدم شود
آه مینا گون من زین سقف مینا بگذرد
گر ندیدی زحمتی از خار مژگان پای دوست
دیده مفرش کردمی در راه تا وا بگذرد
هر شب از آشوب قدش صدبلابالا شود
برگذرگاهی اگر آن سرو بالا بگذرد
گل ز خجلت خوی کند، نرگس سراندازد به پیش
بر چمن گر قامت آن شوخ رعنا بگذرد
در دماغ باد ناید بوی ریحان بهشت
گر دمی بر طرف آن زلف سمن سا بگذرد
تلخی مردن نبیند آنکه وقت نزع روح
بر زبانش نام آن لعل شکرخا بگذرد
چون بنفشه سر برآرم پای بوسش را زخاک
سایه ی سَروش اگر بر تربت ما بگذرد
خانه ی صبر تو یغما گردد ای ابن حسام
گر خیالی بر دلت زان ترک یغما بگذرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی درد و اندوه عاشقانه و احساس عمیق وابستگی به محبوب است. شاعر از طوفان اشک و غم سخن میگوید و بیان میکند که چگونه عشقش باعث درد و رنج او شده است. او به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر احساسات خود اشاره میکند، همچنین از دشواریهای عشق و انتظار سخن میگوید. در نهایت، شاعر از یغما رفتن منزلت صبر خود به دلیل خیالی ناب بر دلش سخن مینویسد و از سرنوشت تلخ عشقش خبر میدهد.
هوش مصنوعی: هر شب از شدت طوفان و فشار اشک، چشمانم به خاطر سرما تحت تأثیر قرار میگیرد. نمیدانم مردم چشمم چگونه هستند وقتی که از دریا عبور میکنند.
هوش مصنوعی: اشکهای من که مانند خون است، دوست و همدم شفق میشود. آه، رنگ مینا مانند من از این سقف مینا عبور میکند.
هوش مصنوعی: اگر زحمتی از اشکهای من به خاطر دوستت ندیدی، من فرش را در مسیرش پهن میکردم تا با آرامش عبور کند.
هوش مصنوعی: هر شب، وقتی که آن سرو بلند از مسیرش عبور میکند، عشق و هیجان زیادی در دلها ایجاد میشود و آن سر و صدای ناشی از زیباییاش، همه را تحت تاثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: گل به خاطر شرم و حیا، سرش را پایین میاندازد و چون آن معشوق زیبا با قامت رعنا و دلربا از کنار چمن بگذرد، نرگس نیز خود را کنار میکشد.
هوش مصنوعی: اگر نسیمی از سمت زلفهای خوشبو بگذرد، بوی خوش ریحان بهشت در آن حس نخواهد شد.
هوش مصنوعی: کسی که در لحظه دردناک و سخت مرگ، نام محبوبش را بر زبان آورد، دیگر تلخی مردن را احساس نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: هرگاه بنفشه سر از خاک بیرون بیاورد و پای بوس محبوبش را از خاک سایه درخت سرو بر دارد، اگر آن محبوب بر روی خاک قبر ما بگذرد.
هوش مصنوعی: ای پسر حسام، اگر خیال جدایی و بیوفایی از آن معشوق در دلت خطور کند، صبر تو ممکن است از بین برود و دلت را آسیب بزند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آه دردآلود من از سقف مینا بگذرد
وآب چشمم در غمش از موج دریا بگذرد
آب چشم ما ز سر بگذشت در هجران او
بر دل ما رحمت آرد هر که بر ما بگذرد
وعده ی وصل خودم زنهار بر فردا مده
[...]
می خورد با دیگران مستانه بر ما بگذرد
در فرنگ این ظلم و این بیداد حاشا بگذرد!
در دل هر نقطه خالش سواد اعظمی است
کیست بر مجموعه حسنش سراپا بگذرد؟
آب می پیچد زحیرانی به دست و پای سرو
[...]
نوک مژگان چه حیرت گر ز دلها بگذرد؟
دل چه باشد تیر عشق از سنگ خارا بگذرد
خنجر ناز تو در دل حسرت دیدار را
خون کند، تا بر لبم حرف تمنا بگذرد
چند بر ما طعنه عشق بتان ای شیخ شهر
[...]
کی قیامت در نظر با این تماشا بگذرد
از طراوت چشم تر جوشد به هر جا بگذرد
گر نباشد مانع نظاره شرم روی دوست
یک سر مژگان نگاهم از تماشا بگذرد
با غبار خاطرم گر آشنا گردد نسیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.