نوک مژگان چه حیرت گر ز دلها بگذرد؟
دل چه باشد تیر عشق از سنگ خارا بگذرد
خنجر ناز تو در دل حسرت دیدار را
خون کند، تا بر لبم حرف تمنا بگذرد
چند بر ما طعنه عشق بتان ای شیخ شهر
شیخ صنعان را بگو کز عشق ترسا بگذرد
دورباش غمزه را نازم، کزان کو آفتاب
دیده را بر پشت پا دوزد چو زانجا بگذرد
دیدن قدسی چنین بیمار و ناپرسیدنش
از تو این بد مینماید ورنه بر ما بگذرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر به زیبایی و قدرت تیر عشق اشاره میکند که میتواند از دل سختیها نیز عبور کند. او به ناز و غمزه محبوب اشاره دارد که با هر نگاهش دل عاشق را مجروح میکند. در انتها، شاعر به وضعیت خود و دیگران اشاره میکند که برای دیدن معشوق باید در دل خود تحمل کنند و از آنچه بر آنها میگذرد به شکایت بپردازند. به طور کلی، شعر احساسی عمیق و درگیریهای عاشقانه را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: وقتی مژگان کسی چنان جذاب و حیرتآور است که میتواند از دلها عبور کند، پس دل چه خاصیتی دارد که تیر عشق نتواند از سنگ سخت بگذرد؟
هوش مصنوعی: خنجر زیبایی تو باعث میشود که دل من از حسرت دیدارت به درد بیاید و این درد آنقدر عمیق است که کلمات آرزویم بر لبانم جاری نمیشود.
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم به عشقهای معشوقهای زیبا طعنه میزنند، ای عالم شهر، به شیخ صنعان بگو که عشق به یک ترسا (کافر) او را از این طعنهها رها میکند.
هوش مصنوعی: دور باش و از ناز و زیبایی چشمهایت دوری کن، چرا که وقتی آفتاب بر پشت پاهایت بیفتد، آن زیبایی میتواند برگردد و تو را مست و غرق در خود کند.
هوش مصنوعی: دیدن چنین شخصی که به طرز خاصی بیمار است و از تو در موردش سوال نمیشود، حالتی ناخوشایند دارد، اما در نهایت این موضوع بر ما گذر میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آه دردآلود من از سقف مینا بگذرد
وآب چشمم در غمش از موج دریا بگذرد
آب چشم ما ز سر بگذشت در هجران او
بر دل ما رحمت آرد هر که بر ما بگذرد
وعده ی وصل خودم زنهار بر فردا مده
[...]
هرشب از طوفان چشم آب از سرما بگذرد
مردم چشمم ندانم چو ز دریا بگذرد
اشک خون آلوده ی من با شفق همدم شود
آه مینا گون من زین سقف مینا بگذرد
گر ندیدی زحمتی از خار مژگان پای دوست
[...]
می خورد با دیگران مستانه بر ما بگذرد
در فرنگ این ظلم و این بیداد حاشا بگذرد!
در دل هر نقطه خالش سواد اعظمی است
کیست بر مجموعه حسنش سراپا بگذرد؟
آب می پیچد زحیرانی به دست و پای سرو
[...]
کی قیامت در نظر با این تماشا بگذرد
از طراوت چشم تر جوشد به هر جا بگذرد
گر نباشد مانع نظاره شرم روی دوست
یک سر مژگان نگاهم از تماشا بگذرد
با غبار خاطرم گر آشنا گردد نسیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.