تا شمعِ جمالِ تو برافروخت به مَجمَع
بنشست شعاعِ نظرِ شمع مُشَعشَع
خورشید ز رخسار تو در عین حجاب است
تا باز شد از پرتو رخسار تو بُرقع
واعظ فزع روز قیامت که بیان کرد
گر بخت جوان بادی و از عمر تمتع
خاکِ در آنم که به روبند حواری
هِجرانُکَ ذا مِن فَزع الاَکبَرِ افزَع
در ره به ادب باش و تواضع که به هر گام
خاک در او را به سر ریشهٔ مقنع
زاهد نفس سوختگان سرد نباشد
فرقیست به زیر پی و تاجیست مُرَصَّع
هان ابن حسام این دو نفس فرصت ایام
پرهیز که آتش نزنندت به مرقع
برخور ز جوانی و تمتُّع طلب از عمر
در یاب و مکن تکیه برین عمر مودّع
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به ستایش زیبایی و جمال معشوق پرداخته و به تأمل در زندگی و بهرهمندی از جوانی اشاره میکند. شاعر با توصیف شمع و شعاع آن، زیبایی و تابش معشوق را به خورشید تشبیه میکند. همچنین به هشدارهایی درباره روز قیامت و لذتهای جوانی پرداخته و از نیاز به تواضع و ادب در زندگی یاد میکند. در نهایت، شاعر به اهمیت بهرهبرداری از فرصتهای زندگی تأکید کرده و نسبت به عدم تکیه بر عمر محدود هشدار میدهد.
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی تو مانند شمعی روشن شد، نوری که از نگاه آن شمع ساطع میشود، در جمعی درخشان و جذاب نشسته است.
هوش مصنوعی: خورشید در چهره تو، حتی زمانی که در پس حجاب قرار دارد، نورش را نشان میدهد. به گونهای که وقتی چهره تو روشن شود، آن حجاب نیز کنار میرود و نور چهرهات نمایان میشود.
هوش مصنوعی: واعظ در روز قیامت ترس و وحشتش را بیان میکند، که اگر جوانی از نعمت عمر بهرهمند باشد و در زندگیاش بادی بیفتد، چه سرنوشتی خواهد داشت.
هوش مصنوعی: من در خاکی قرار دارم که در آن به دلیل جدایی از محبوب غمگین و نگرانم، همچون کسی که در دل بزرگترین ترسها به سر میبرد.
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، با ادب و فروتنی پیش برو، چون در هر قدمی که برمیداری، میتوانی اثرات و نشانههای آن را مشاهده کنی.
هوش مصنوعی: زاهدهایی که از دنیا بریدهاند و با حرارت و شور زندگی نمیکنند، تفاوتی با کسی که در زیر پا و در عین حال تاجهای زینتی دارد، ندارند. به عبارتی دیگر، عدم شوق به زندگی و احساس سردی در وجود زاهدان از ارزشهای حقیقی آنان نمیکاهد.
هوش مصنوعی: ای ابن حسام، این دو نفس را به عنوان فرصتی برای سپری کردن ایام پرهیز در نظر بگیر، تا به آتش مشکلات دچار نشوی.
هوش مصنوعی: از جوانی بهرهبرداری کن و از عمر لذت ببر، زیرا به خودت تکیه نکن که عمر، مدتداری نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای شاه، جهانی شدهای تو ز بدایع
در ذات تو موصوف شد اوصاف طبایع
حلم تو چو اول شد و لطف تو چو ثانی
عزم تو چو ثالث شد و عنف تو چو رابع
وین هفت ستاره، که در این هفت سپهرند
[...]
در شد چمن باغ به دیبای ملمع
پیروزه گل گشت به یاقوت مرصع
گر باغ نه روم است و نه بغداد چرا شد
پر اطلس واکسون ز دبیقی و ملمع
در جلوه نگه کن به عروسان بهاری
[...]
ای رای جهانتاب ترا چرخ متابع
وی حکم جهانگیر ترا دهر مطاوع
سیاره بتقبیل جنابت متعطّش
چون قافله ی بادیه بر شرب مصانع
دینار ز بیم کف زر بخش تو صامت
[...]
ای نور اله از مه رخسار تو لامع
مهر ازل از آینه ی روی تو طالع
رویت که بود آینه ی صنع الهی
بینند دران اهل نظر جلوه ی صانع
از شوق گل روی تو شد آدم خاکی
[...]
ای قدّ تو چون معنی برجسته مصرع
ابروی تو دیوان قضا را شده مطلع
بخشیده صدف را کف نیسان تو هرگز
گردانده چمن را نم فیض تو مخلّع
از بهر تو شد دفتر ایام مرتب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.