گنجور

 
بیدل دهلوی
 

آستان عشق جولانگاه هر بیباک نیست

هیچکس‌غیر از جبین‌آنجا قدم‌بر خاک نیست

گریه‌کو، تا عذر غفلت خواهد از ابرکرم

می‌کشد رحمت‌تری‌تا چشم ما نمناک نیست

خاک می‌باید شدن در معبد تسلیم عشق

گر همه آب است اینجا بی‌تیمم پاک نیست

ریش‌گاوی‌، شرمی ای زاهد ز دندان طمع

شاخ طوبی ریشه‌دار شانه و مسواک نیست

گردن تسلیم در هر عضو ما آماده است

شمع ای‌کاشانه را از سر بریدن باک نیست

تهمت وضع تظلم برجنون ما خطاست

صبح پوشیده‌ست عریانی‌گریبان‌چاک نیست

مرکز پرگار اسراری‌، به ضبط خویش کوش

ورنه تا گردید رنگت گردش افلاک نیست

چشم بر احسان‌گردون دوختن دیوانگی‌ست

دانه‌ها، هشیار باشید، آسیا دلاک نیست

کامجویان‌! دست در دامان نومیدی زنید

صید ما صدسال‌اگر در خون‌تپد فتراک نیست

غیر مستی هرچه دارد این چمن دردسرت

خواب‌راحت جز به زیر سایه‌های تاک نیست

با که بایدگفت بیدل ماجرای آرزو

آنچه دلخواه من است از عالم ادراک نیست

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمیدرضا در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۰، ساعت ۱۶:۰۱ نوشته:

دربارهٔ بیتِ :
تهمت وضع تظلم ...
اینجا را ببینید:
پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.