عشق گل گر آشکارا کرد بلبل باک نیست
عاشقی ترسد ز رسوایی که عشقش پاک نیست
کار ما را از نگاهی می تواند ساختن
گردش چشم تو مثل گردش افلاک نیست
عشق را الفت به قدر نسبت آمد شعله را
با سمندر نسبتی باشد که با خاشاک نیست
سیر بستان را مشو منگر که آخر بی سبب
سرو را پا در گل و گل را گریبان چاک نیست
ای که گفتی بر سر خاک تو خواهم آمدن
ما کف خاکستری داریم و ما را خاک نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و مضامین مرتبط با آن است. شاعر بیان میکند که عشق واقعی و پاک، باعث رسوایی نمیشود و از دلبستگیهای سطحی نمیترسد. او اشاره میکند که عشق تنها از یک نگاه میتواند شکل بگیرد و گردش چشم محبوب مانند گردش افلاک بینهایت است. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که عشق و الفت به مانند شعله و سوختگی است که هر کدام نسبت به دیگری اهمیت دارند. در انتها، شاعر به ناکافی بودن وجود خود و بیاساس بودن وعدههایی که میدهد اشاره میکند، همچنین به تقدیر و سرنوشت اشاره دارد.
هوش مصنوعی: اگر عشق واقعی و خالص باشد، بلبل از آشکار شدن احساساتش نگران نیست؛ اما عاشقانی که عشقشان خالص نیست، از رسوایی و در معرض تهمت قرار گرفتن میترسند.
هوش مصنوعی: نگاه تو میتواند کار ما را به سرانجام برساند، اما چرخیدن چشم تو به اندازه چرخش دنیا نیست.
هوش مصنوعی: عشق به اندازهای به دوستی وابسته است که آتش را میتوان با موجودی مانند سمندر مرتبط دانست، در حالی که این ارتباط با علف خشک وجود ندارد.
هوش مصنوعی: به باغ و بستان نگاه نکن، زیرا در نهایت بدون دلیل نیست که سرو به گلولای افتاده و گل نیز دچاری این وضع شده است.
هوش مصنوعی: ای کسی که گفتهای بر سر خاک تو میآیم، ما از خاکستر ساختهایم و در واقع ما چیزی از خاک نداریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همچو رخسار تو مه بر گوشهٔ افلاک نیست
همچو بالای تو سروی در چمن چالاک نیست
مهر حسنی دارد اما نیست ایمن از زوال
گل تو را ماند دریغا دامن گل پاک نیست
یا رب اجزای وجودت از چه درخور کردهاند
[...]
پاکدامان را غمی از تهمت ناپاک نیست
بحر را از پنجه خونین مرجان باک نیست
نیست اگر آب حیا در چشم گردون گو مباش
شکرلله تخم امیدی مرا در خاک نیست
گل به گلچین دست داد و بلبل از غیرت نسوخت
[...]
گر زمین از جا رود، آزادگان را باک نیست
همچو نخل موم، ما را ریشهای در خاک نیست
نیست حرف آرزو بر گفتگوی ما سوار
همچو باد انفاس عیسی مرکب خاشاک نیست
طایر همت نمیگنجد در این تنگآشیان
[...]
عشق اگر سوزد بر آتش حسن او را باک نیست
شعله را پروای جان افشانی خاشاک نیست
بی فریب زلف او رام گرفتاری شدیم
صید ما را یک سر مو منت از فتراک نیست
اشک اگر افشای رازت کرد از مژگان مبین
[...]
آستان عشق جولانگاه هر بیباک نیست
هیچکسغیر از جبینآنجا قدمبر خاک نیست
گریهکو، تا عذر غفلت خواهد از ابرکرم
میکشد رحمتتریتا چشم ما نمناک نیست
خاک میباید شدن در معبد تسلیم عشق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.