گنجور

 
بیدل دهلوی
 

حسنی است بررخش رقم مشک ناب را

نظاره کن غبار خط آفتاب را

هر جلوه باز شیفتهٔ رنگ دیگر است

آن حسن برق نیست‌که سوزد نقاب را

مست خیال میکدهٔ نرگس توایم

شور جنون‌کند قدح ما شراب را

بوی بهار شوق تو را رنگ معجزی‌ست

کارد به رقص و زمزمه مرغ‌کباب را

خاکستر است شعله‌ام امروز و خوشدلم

یعنی رسانده‌ام به صبوری شتاب را

ما را زتیغ مرگ مترسان‌که از ازل

بر موج بسته اندکلاه حباب را

اسباب زندگی همه دام تحیر است

غیر از فریب هیچ نباشد سراب را

کو شور مستیی‌که درین عبرت انجمن

گرد شکست شیشه‌کنم ماهتاب را

سیماب را ز آینه پای‌گریز نیست

دارد تحیرم به قفس اضطراب را

توفان طراز چشم من از پهلوی دل است

سامان آبروست ز دریا سحاب را

دانا و میل صحبت نادان چه ممکن است

موج‌گهر به خاک نیامیزد آب را

تا چند رشتهٔ نفس از وهم تافتن

دیگر به پای خویش مپیچ این طناب را

بیدل شکسته رنگی خاصان مقرراست

باشد شکستگی ورق انتخاب را

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمید زارعی در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۲۰ نوشته:

در بیت نهم
سیماب را ز آینه پای‌گریز نیست
دارد تحیرم به قفس اضطراب را

سیماب = جیوه که نماد اضطراب و حرکت هست
بیدل انسان ها رو آینه ای میدونه که متحیر به دنیا خیره شدن و عکس العملی ندارن
میگه همونطور که جیوه که متحرک هست از حیرت در آینه ثابت شده و بی حرکت، من هم اگه از فرط جنون به صحرا نمیزنم به خاطر اینه که از فرط تحیر خشک شدم.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.