گنجور

 
بیدل دهلوی
 

فال حباب زن‌، بشمر موج آب را

چشمی به صفر گیر و نظر کن حساب را

عشق ازمزاج ما به هوس گشت متهم

در شک گرفت نقطهٔ وهم انتخاب را

گر نیست زبن قلمرواوهام عبمتت

آب حیات تشنه لبی‌کن سیراب را

چشمم تحیر آینهٔ نقش پای تست

مپسند خالی از قدمت این رکاب را

عالم تصرف بد بیضاگرفته است

اعجاز دیگر است ز رویت نقاب را

امروز در قلمرو نظاره نور نیست

از بس خطت به سایه نشاند آفتاب را

فیض بهار لغزش مستانه بردنی‌ست

در شیشه‌های آبله می‌کن‌گلاب را

اجزای ما جو صبح نفس‌پرور است و بس

شیرزه کرده‌اند به باد این‌کتاب را

ما بیخودان به غفلت خ‌د پی‌.نبرده‌ایم

چشم آشنانشدکه چه رنگ است خواب‌را

در طینت فسرده صفاهاکدورت است

آیینه می‌کند همه زنگار آب را

جوش خزانم آینه‌دار بهار اوست

نظاره‌کن ز چاک کتان ماهتاب را

بیدل به‌گیر و دار نفس آنقدر مناز

آیینه‌کن شکست‌کلاه حباب را

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

عبدالغفار در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۰ نوشته:

فرد 3 مصرع اول چنین است :
گر نیست زین قلمرو اوهام عبرتت

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

عبدالغفار در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۳ نوشته:

مصرع دوم فرد 3 :
آب حیات تشنه لبی کن سراب را

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

عبدالغفار در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۱ نوشته:

فرد 5:
ید بیضا بجای بد بیضا
فرد 8:
اجزای ما چو صبح نفس پرور است و بس
شیرازه کرده اند به باد این کتاب را
فرد 9:
ما بیخودان به غفلت خود پی نبرده ایم
چشم آشنا نشد که چه رنگست خواب را

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.