ای غلام غمت خداوندان
بیدلان تواند دلبندان
حلقه سنبل مسلسل توست
چنبر گردن خردمندان
خاکبوس سگان کوچه توست
شکرین پسته شکرخندان
چون سپندم بسوخت آتش هجر
ای پسنده زنار مپسندان
از سر زلف در همت میپرس
صورت حال آرزومندان
بر منت دل چرا نمیسوزد
گر دلت نیست سخت چون سندان
از من دلشکسته روی متاب
مشکن عهد نیک پیوندان
رحمتی کن مکن جفا چندین
که ندارد بقا جهان چندان
رای بربندگان اگر نبود
نظر رحمت خداوندان
که تو شاهی به بندگی بخری
خود کجا یادت آید از زندان
ناصر از کام از لبش طلبی
بر کن از جمله کامها دندان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.