گنجور

 
ناصر بجه‌ای

هر کس که نیست عاشق داند که جان ندارد

وآن را که نیست یاری عیش جهان ندارد

جان بی‌هوای دلبر پیوند دل نجوید

دل بی‌خیال جانان سودای جان ندارد

گر ذوق عمر خواهی یاری طلب که الحق

بی‌یار زندگانی ذوقی چنان ندارد

آن را که در نهادش بوی وفا نباشد

گر شاه حسن باشد می‌دان که آن ندارد

معشوق اگر چه باشد سلطان جمله خوبان

بر عاشق سبکدل سر را گران ندارد

از وصلش از به عمری سودی کند فقیری

دانم که حسن او را هرگز زیان ندارد

شب نیست کز فراقش وز درد اشتیاقش

سیلاب اشک چشمم بر رخ روان ندارد

او شاه و من گدایم وصلش محال باشد

دل این طمع نبندد جان این گمان ندارد

صاحب زمان حسنی ای یوسف زمانه

مثل تو در زمانه شاه زمان ندارد

در دلبری و خوبی جز تو کسی ز خوبان

یکران دلربایی زیر عنان ندارد

از امتحان هجرت شوریده شد روانم

کس بی‌دلان خود را در امتحان ندارد

ناصر که یافت تلقین از کفر زلفت ایمان

جز خط دلفریبت ظل امان ندارد

 
 
نسکبان اندروید
حافظ

جان، بی‌جمالِ جانان میلِ جهان ندارد

هر کس که این ندارد حقّا که آن ندارد

با هیچ کس نشانی زان دِلْسِتان ندیدم

یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد

هر شبنمی در این ره صد بحرِ آتشین است

[...]

صوفی محمد هروی

جان، بی جمال جانان میل جنان ندارد

آن کس که این ندارد حقا که جان ندارد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صوفی محمد هروی
فیض کاشانی

جان بی‏لقای مهدی ذوقی چنان ندارد

وانکس که این ندارد حقا که آن ندارد

ذوقی چنان ندارد بی‏خدمتش عبادت

بی‏خدمتش عبادت ذوقی چنان ندارد

با هیچ کس نشانی از حضرتش ندیدم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فیض کاشانی
هاتف اصفهانی

در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد

آری کسی که دل داد پروای جان ندارد

پرسی ز من که دارد؟ زان بی‌نشان نشانی

هر کس ازو نشانی دارد نشان ندارد

یک جو وفا ندیدم از روی خوب هرگز

[...]

رضاقلی خان هدایت

با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم

یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد

هر شبنمی در این راه صد بحر بی کران است

دردا که این معما شرح و بیان ندارد

ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه