کشته ی عشقت ننالید از تو، آهی هم نکرد
وقت جان دادن نزد حرفی، نگاهی هم نکرد
آنچه کردی، با چو من درویش، از جور ای پسر
راست گویم، با گدایی پادشاهی هم نکرد
آنکه یک دم نیستم غافل ز یادش، دمبدم
گر نکرد او یاد من، سهل است، گاهی هم نکرد
تا رخ خود را بکس ننماید آن ماه تمام
بر نیامد شب ببامی، سیر ماهی هم نکرد!
بسکه بیخود در تمام عمر بود آذر ز عشق
سر نزد از وی ثوابی و گناهی هم نکرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار دربارهی عشق و درد ناشی از آن هستند. شاعر به معشوق خود اشاره میکند که حتی در لحظات سخت و نزدیک به مرگ، هیچ حس و عاطفهای از او احساس نکرده است. او از ظلم و بیمهری معشوق نسبت به خود مینالد و بیان میکند که حتی یک کلام یا نگاه از او نیافته است. شاعر همچنین به یادآوری معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر معشوق او را فراموش کند، او هرگز از یادش غافل نخواهد شد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که عشق او به معشوق، تاثیرات عمیق و دائمی در زندگیاش گذاشته، حتی اگر در این مسیر به لذت یا گناهی دست نیافته باشد.
هوش مصنوعی: عاشق تو در آخرین لحظات زندگیاش، دلسوزی و شکایت نکرد، حتی وقتی که جان میداد، نه آهی کشید و نه به حرفی یا نگاهی توجه کرد.
هوش مصنوعی: هر چه که کردی، با من که درویش هستم، به حقی که محیط بر من است، میگویم، حتی یک گدا هم نمیتواند به مانند یک پادشاه عمل کند.
هوش مصنوعی: کسی که حتی یک لحظه هم از یاد او غافل نیستم، اگر او هر دم به یاد من نباشد، مهم نیست؛ گاهی اوقات هم ممکن است یاد من نکند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که آن ماه کامل رخ خود را نشان ندهد، شب تاریک همچنان ادامه دارد و حتی این ماه هم از آسمان عبور نکرده است!
هوش مصنوعی: آذر به قدری در طول زندگیاش به عشق مشغول بود که از خود هیچ بهرهای نمیبرد و نه کار خوبی انجام داد و نه کار بدی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وه که آن سلطان به مظلومان نگاهی هم نکرد
وز تکبر گوش سوی دادخواهی هم نکرد
بهر پابوسی به راهش سالها بودیم خاک
هرگز آن بدخو گذر بر خاک راهی هم نکرد
دل که می زد لاف صبر از ماه رویش سالها
[...]
آن پری بگذشت و سوی ما نگاهی هم نکرد
کشت در ره بیگناهی را و آهی هم نکرد
صبر من کاندر عیار از هیچ کوهی کم نبود
هم عیاری در هوای او نگاهی هم نکرد
برق قهر او که کشت غیر را سالم گذاشت
[...]
قاتل من ترک قتل بی گناهی هم نکرد
ریخت خون بی گناهی را که آهی هم نکرد
نه همین داد کس آن بیداد گر سلطان نداد
گوش بر فریاد داد دادخواهی هم نکرد
خاک راه او شدم شاید که بر من بگذرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.