گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۲

 
عطار نیشابوری
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا دل لایعقلم دیوانه شد

در جهان عشق تو افسانه شد

آشنایی یافت با سودای تو

وز همه کار جهان بیگانه شد

پیش شمع روی چون خورشید تو

صد هزاران جان و دل پروانه شد

مرغ عقل و جان اسیر دام تو

همچو آدم از پی یک دانه شد

نه که مرغ جان ز خانه رفته بود

ره بیاموخت و به سوی خانه شد

بود تردامن در اول چون زنان

وآخر اندر کار تو مردانه شد

مردیش این بود کاندر عشق تو

مست پیشت آمد و دیوانه شد

می‌ندانم تا دل عطار هیچ

شد تو را شایسته هرگز یا نشد

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.