اسیر عشق تو از هردوکون آزاد است
کسی که با غم تو مونس است دلشاد است
چه منع عاشق دیوانه میکنی زاهد
بعشق دوست ندانم ترا چه واداداست
مکن ملامت عاشق بعشق ورزیدن
که کار عشق نه کسبی است بل خداداد است
بغمزه چشم تو بنیاد غارت جان کرد
ز ترک مست نپرسی که این چه بنیاد است
درون خلوت جانم هزار گلزار است
خیال روی تو آنجا چو رخت بنهادست
جهان ز تاب تجلی شدست غرقه نور
مگر که یار ز رخسار پرده بگشادست
بیک کرشمه ز عشاق جان و دل بربود
بدلبری چه توان گفت کو چه استاد است
بنوش باده عشق و بریش زهد بخند
چه اعتبار بکار جهان که برباد است
همیشه کارتو سوزست و ناله و زاری
اسیریا بخدا گو ترا چه افتادست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسی عمیق و عاشقانه است. شاعر از آزادی روح خود در عشق سخن میگوید و میگوید که کسی که با غم معشوقش همدم است، دلشاد و راضی است. او به زاهد میگوید که چرا عاشق را از عشق ورزیدن منع میکند، زیرا عشق عطیهای الهی است و نه چیزی که از کسب و کار به دست آید. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که عشق او مانند باغی پر از گل در دل اوست. او اظهار میکند که جهان تحت تأثیر نور عشق غرق شده است و نمیتوان به دلبری معشوق احساسی نسبت داد. در نهایت، او به تجربه عشق و دردهایش میپردازد و میپرسد که چه بر سر عشق او آمده است.
هوش مصنوعی: کسی که به عشق تو وابسته است، احساس آزادی دارد و دلش شاد است چون در کنار غم تو زندگی میکند.
هوش مصنوعی: زاهد، تو از چه چیزی عاشق دیوانه را منع میکنی؟ من نمیدانم که تو به عشق دوست چه جاه و مقام خاصی داری که باعث شده این کار را انجام دهی.
هوش مصنوعی: عاشق را به خاطر عشق ورزیدنش سرزنش نکن، زیرا عشق چیزی نیست که بتوان آن را به دست آورد یا کسب کرد، بلکه موهبتی است که از سوی خداوند داده شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چشمان تو، زندگیام به شدت دچار اختلال و درد شده است. از کسی که از حال من بیخبر است نپرس که این چه وضعیتی است.
هوش مصنوعی: در دل تنهاییام، باغی از گلها وجود دارد که تصویر چهرهات در آنجا خوابیده است.
هوش مصنوعی: جهان به خاطر نورانیتی که از تجلی حاصل شده، به شدت روشن و درخشان شده است، مگر اینکه محبوب با کنار زدن پرده از چهرهاش این نور را نمایان کرده باشد.
هوش مصنوعی: با یک ناز و عشوه، جان و دل عاشقان را میرباید. چه میتوان گفت دربارهی زیبایی او که چقدر در دلربایی ماهر است.
هوش مصنوعی: عشق را به عنوان نوشیدنی بنوش و به زهد و ریاضت بخند، زیرا دنیا ارزشی ندارد و در حال نابودی است.
هوش مصنوعی: همیشه در حال از دست رفتن و درد و زاری هستی، ای اسیر، قسم به خدا بگو چه بر سرت آمده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلیل نصرت حق زخم نیزه عربست
از اوست هر چه به شرک اندر از بدی شغب است
رسیده ماه محرم به سال پانصد و شصت
به بارگاه وزیر خدایگان بنشست
که تا نظر کند اندر جمال طلعت او
که هیچ شه را مانند او وزیری هست
خجستهرای و همایونلقا و فرّخفال
[...]
کسی نرست ز دنیا مگر خدای پرست
در این زمانه هر آن کس که او به مرد برست
جهان بی خبر آن است و جای بی ادبان
سریر کفر بلند و سرای ایمان پست
رها مکن که جهان تاج بر سر تو نهد
[...]
رئیس دولت و دین ای اسیر دست اجل
شدی و رفت بهین حاصل جهان از دست
زمانه نی در مردی در کرم بشکست
سپهر نی دم شخصی دم هنر دربست
دلم حریق وفاتت چو کرد خاکستر
[...]
چنان به موی تو آشفتهام به بوی تو مست
که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست
دگر به روی کسم دیده بر نمیباشد
خلیل من همه بتهای آزری بشکست
مجال خواب نمیباشدم ز دست خیال
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.