ما رند خراباتی میخواره و مستیم
در عشق تو ازننگ و ز ناموس برستیم
بیگانه ز صبر و خرد امروز نبودیم
ما عاشق دیوانه هم از روز الستیم
از ما مطلب زهد و ورع کز پی شاهد
در کوی خرابات چو ما باده پرستیم
باآنکه ز بالای فلک مرتبه ماست
در کوی غم عشق تو بینی که چه پستیم
ما شیشه سالوس و ریا از سر اخلاص
در عشق تو برسنگ ملامت بشکستیم
ترسا بچه از دیر مغان روی نمود
ترسا شده زنار بعشق تو ببستیم
شکرانه اسیری که بتحقیق چو رندان
از ورطه شیادی و تقلید بجستیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف خود به عنوان یک رند خراباتی و میخواره میپردازد. او میگوید که در عشق معشوقش از قید و بندهای اجتماعی و اخلاقی رها شده است و امروز هیچ صبوری یا خردی در او وجود ندارد. او به عشق دیوانگی اشاره میکند که از زمان "الست" آغاز شده و بیان میکند که مسلمانان زاهد و پرهیزگار نمیتوانند در کوی خراباتیها، جایی که باده پرستیده میشود، درک کنند. شاعر بر این نکته تأکید دارد که با وجود مقام بلندش، در عشق معشوقش به حالتی درمانده و پست افتاده است. او همچنین به نقد ریاکاری و دنیا طلبی میپردازد و نشان میدهد که در عشق واقعی، صادق بوده و از تقلید و شیادی رهایی یافته است. در نهایت، او از شرایط عاشقانهاش و پذیرش عشق بدون قید و شرط صحبت میکند.
هوش مصنوعی: ما آدمهای سرشتی و هنجارشکن هستیم که در میخانه به مستی و عشق تو غرق شدهایم و از قید و بندهای اجتماعی و مسائلی چون آبرو و خانواده آزاد شدهایم.
هوش مصنوعی: امروز ما نه صبر داریم و نه خرد، زیرا از روز ازل عاشقان دیوانه بودهایم.
هوش مصنوعی: ما به دنبال زهد و پرهیز نیستیم؛ زمانی که در کوی خرابات جمعی از عاشقان و بادهپرستان هستیم و به شادمانی و لذت میپردازیم.
هوش مصنوعی: با اینکه از جایگاهی بلند و باارزش برخورداریم، در کوی عشق و غم تو، احساس میکنیم که چه قدریم کوتاه و ناچیز است.
هوش مصنوعی: ما در عشق تو با صداقت و خلوص، نقاب نفاق و فریب را کنار زدیم و به سختیهای ملامت و سرزنش بیتوجهی کردیم.
هوش مصنوعی: مردی از در دیر مغان (مکانی که در آن عبادت میشده) به سمت ما آمد و با محبت به عشق تو، خود را به یک غیرمؤمن تبدیل کرد و زنجیری بر خود بست.
هوش مصنوعی: شکرانهی این اسیری که حقیقتاً مانند رندان از دام فریب و تقلید فاصله گرفتیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رو رو که دل از مهر تو بد عهد گسستیم
وز دام هوای تو بجستیم و برستیم
چونان که تو از صحبت ما سیر شدستی
ما نیز هم از صحبت تو سیر شدستیم
از تفّ دل و آتش عشقت برهیدیم
[...]
از اول امروز چو آشفته و مستیم
آشفته بگوییم که آشفته شدستیم
آن ساقی بدمست که امروز درآمد
صد عذر بگفتیم و زان مست نرستیم
آن باده که دادی تو و این عقل که ما راست
[...]
ما رند و قلندر صفت و عاشق و مستیم
معذور توان داشت اگر توبه شکستیم
با هیچ کسی کار نداریم درین ملک
ما را بگذارید درین حال که هستیم
آن عاقل دنیا طلب ار جاه پرستد
[...]
تا دیده و دل در سر زلفین تو بستیم
واندر طلب وصل تو جان بر کف دستیم
در زلف پریشان تو مجموع گرفتار
وز نرگس شهلات نه مخمور و نه مستیم
ما وصل تو خواهیم که آیی بر آغوش
[...]
از خانقه و صومعه و مدرسه رستیم
در کوی مغان با می و معشوق نشستیم
سجّاده و تسبیح به یک سوی فکندیم
در خدمت ترسا بچه زنّار ببستیم
در مصطبه ها خرقهٔ ناموس دریدیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.