گنجور

 
اسیری لاهیجی

ما رند خراباتی میخواره و مستیم

در عشق تو ازننگ و ز ناموس برستیم

بیگانه ز صبر و خرد امروز نبودیم

ما عاشق دیوانه هم از روز الستیم

از ما مطلب زهد و ورع کز پی شاهد

در کوی خرابات چو ما باده پرستیم

باآنکه ز بالای فلک مرتبه ماست

در کوی غم عشق تو بینی که چه پستیم

ما شیشه سالوس و ریا از سر اخلاص

در عشق تو برسنگ ملامت بشکستیم

ترسا بچه از دیر مغان روی نمود

ترسا شده زنار بعشق تو ببستیم

شکرانه اسیری که بتحقیق چو رندان

از ورطه شیادی و تقلید بجستیم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سنایی

رو رو که دل از مهر تو بد عهد گسستیم

وز دام هوای تو بجستیم و برستیم

چونان که تو از صحبت ما سیر شدستی

ما نیز هم از صحبت تو سیر شدستیم

از تفّ دل و آتش عشقت برهیدیم

[...]

مولانا

از اول امروز چو آشفته و مستیم

آشفته بگوییم که آشفته شدستیم

آن ساقی بدمست که امروز درآمد

صد عذر بگفتیم و زان مست نرستیم

آن باده که دادی تو و این عقل که ما راست

[...]

کمال خجندی

ما رند و قلندر صفت و عاشق و مستیم

معذور توان داشت اگر توبه شکستیم

با هیچ کسی کار نداریم درین ملک

ما را بگذارید درین حال که هستیم

آن عاقل دنیا طلب ار جاه پرستد

[...]

جهان ملک خاتون

تا دیده و دل در سر زلفین تو بستیم

واندر طلب وصل تو جان بر کف دستیم

در زلف پریشان تو مجموع گرفتار

وز نرگس شهلات نه مخمور و نه مستیم

ما وصل تو خواهیم که آیی بر آغوش

[...]

شمس مغربی

از خانقه و صومعه و مدرسه رستیم

در کوی مغان با می و معشوق نشستیم

سجّاده و تسبیح به یک سوی فکندیم

در خدمت ترسا بچه زنّار ببستیم

در مصطبه ها خرقهٔ ناموس دریدیم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه