ما از غم تو بی سر و سامان نشسته ایم
بی وصل تو بماتم هجران نشسته ایم
زان دم که خط دوست بپوشید روی او
با دود دل ز آتش پنهان نشسته ایم
اندر هوای چشم و دو زلف سیاه او
بیمار و ناتوان و پریشان نشسته ایم
چون چشم مست اوست مرا ساقی از ازل
سرمست و پرخمار بدوران نشسته ایم
عمری در انتظار که روشن شود دلم
از شمع روت با دل سوزان نشسته ایم
تا روی چون چراغ تو شد شمع مجلسم
در پرتو جمال تو حیران نشسته ایم
چون بلبلان بموسم گل با هزار درد
اندر هوای روی تو نالان نشسته ایم
فارغ ز مدعی و ز اغیار بوده ایم
بی زحمت حسود بیاران نشسته ایم
همچون اسیری در غم آن سرو سیم بر
با روی زرد و دیده گریان نشسته ایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از غم و دوری محبوبش سخن میگوید و به حالتی پریشان و بیقرار اشاره دارد. او اظهار میکند که از زمان جدایی و پنهان شدن چهره محبوب، دلش در آتش درد و حسرت میسوزد. در حالی که به زیبایی چشمان او فکر میکند، به بیماری و ناتوانی خود در عشق اشاره دارد. شاعر همچنان از انتظار و longing برای وصال محبوب میگوید و خودش را در حالتی متعجب و حیران نسبت به زیبایی او توصیف میکند. در نهایت، او احساس اسیری در غم و درد عشق و longing را ابراز میکند و به سختی و رنج ناشی از این عشق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ما از غم تو درمانده و بیقرار هستیم و به خاطر بینصیب ماندن از وصالت در سوگ جدایی نشستهایم.
هوش مصنوعی: از زمانی که چهره دوست زیر خطی پنهان شد، ما به خاطر دلخوریهای درونیمان با دودی از آتش در دل، در خاموشی نشستهایم.
هوش مصنوعی: در فضایی پر از زیباییهای چشمان او و زلفهای تاریکش، ما در حالتی از بیماری و ناتوانی و سردرگمی نشستهایم.
هوش مصنوعی: چشم زیبای او باعث میشود که من همیشه در حال شادی و مستی باشم، از زمانی که به یاد دارم تحت تأثیر او قرار گرفتهام و به دور از دنیای خارجی نشستهام.
هوش مصنوعی: مدتی طولانی است که با دل پر از عشق و دلی سوزان، به امید این هستم که عشق تو قلبم را روشن کند، مثل نوری که شمع ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: در پرتو زیبایی و چهرهی روشنت، محفل من مانند شمعی درخشنده است و ما در حیرت و شگفتی به تماشای تو نشستهایم.
هوش مصنوعی: در فصل گل مانند بلبلان، با هزار درد و غم در دل، به خاطر دیدن روی تو، بیصبرانه نشستهایم و ناله میزنیم.
هوش مصنوعی: ما از ادعاهای دیگران و از دشمنان بینیاز شدهایم و بدون زحمت، در کنار افرادی که حسادت نمیکنند، آرامش داریم.
هوش مصنوعی: ما مانند اسیری در غم آن سرو زیبا نشستهایم، با چهرهای رنگ باخته و چشمانی پر از اشک.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما همچو گل به چاک گریبان نشستهایم
چون لاله در لباس شهیدان نشستهایم
هر یک به فکر طرّهای آشفتهخاطریم
جمعیم دوستان و پریشان نشستهایم
یاران و بوی گل همه در سِیْرِ گلشنند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.