ما گدایان درِ میخانهایم
در گدایی شُهره و افسانهایم
هرکجا سر زد گلی ما بلبلیم
هرکجا شمعی بُوَد پروانهایم
کعبه و دِیْر دیگر را طایِفیم
نه مقیم کعبه نه بتخانهایم
سَبحه و زَنّار را بگسستهایم
ما حریف ساغر و پیمانهایم
یار را عمریست جویاییم لیک
چون نکو دیدیم در یک خانهایم
نرگس جادووَشان را سُرمهایم
گیسوی مَهپارگان را شانهایم
گوهر اسرار حق را مخزنیم
گنج عشق دوست را ویرانهایم
ما غریبان دیار راحتیم
زآشنایان وطن بیگانهایم
صوفیان از ساز مطرب در سماع
ما به رقص از نعرهٔ مستانهایم
هرکه مجنون شد ز سودایی دلا
ما ز سودای علی دیوانهایم
همچو آشفته به دریای وجود
طالب آن گوهر یکدانهایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر خود را به عنوان گدای عشق و محبت معرفی میکند که در میخانه به سر میبرد و به خوبی از حال و هوای عاشقانه و مستی پردهبرداری میکند. او به دور از تعصبات مذهبی و اجتماعی، در جستجوی یار و عشق واقعی است و خود را به عنوان مظهری از شور و جنون عاشقانه توصیف میکند. شاعر از غموض و اسرار عشق سخن میگوید و در عین حال احساس غریبی در وطن دارد، به طوری که به آشنایان خود بیگانه است. با توصیفاتی زیبا از حالات عاشقانه، او خود را به عنوان یک جویای عشق جاودان و مستانه معرفی میکند.
هوش مصنوعی: ما خدمتگزاران درب میخانه هستیم و در هنر گدایی به شهرت و داستانهای زیادی رسیدهایم.
هوش مصنوعی: هر کجا که گل یا زیبایی وجود داشته باشد، ما هم مانند بلبلان عاشق آنجا خواهیم بود. هر جا که شمع و روشنی باشد، ما نیز مانند پروانهها به آن سمت جذب خواهیم شد.
هوش مصنوعی: ما نه در کعبه مستقر هستیم و نه در بتکده، بلکه از هر دو مکان گذر میکنیم و به آنها تعلق نداریم.
هوش مصنوعی: ما از مراسم و ظواهر مذهبی فاصله گرفتهایم و به خوشگذرانی و لذتبردن از زندگی مشغولیم.
هوش مصنوعی: مدت طولانی است که در جستجوی یار خود هستیم، اما هنگامی که او را به خوبی درک کردیم، متوجه شدیم که در یک منزل مشترک زندگی میکنیم.
هوش مصنوعی: به زیبایی و دلربایی گل نرگس اشاره شده است و همچنین به آرایش و آراستگی موی دختران ماهروی پرداخته شده است. در واقع، این جمله نشاندهندهی عشق و توجه به زیباییهاست.
هوش مصنوعی: ما رازهای حق را در دل خود نگه داشتهایم و عشق دوستانمان را در ویرانخانهای بینظیر ذخیره کردهایم.
هوش مصنوعی: ما در جایی که راحتی بیشتری وجود دارد زندگی میکنیم و از آشنایان خود در وطن دور هستیم، به نوعی بیگانه به شمار میآییم.
هوش مصنوعی: صوفیان در حال رقص و شادی هستند و از صدای موسیقی لذت میبرند، به طوری که صدای سرخوشان آنها را به حرکت درمیآورد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر عشقی دیوانه شده است، ما هم به خاطر عشق علی دیوانهایم.
هوش مصنوعی: ما همچون افرادی آشفته و دلناآرام به دنبال آن گوهری بینظیر و ارزشمند در دریاهای وجود خود هستیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما اگر قلاش و گر دیوانهایم
مست آن ساقی و آن پیمانهایم
شیرمردان ره جانانه ایم
شعله های تیغ را پروانه ایم
ما به یاد آن پری دیوانه ایم
خلق پندارند ما فرزانه ایم
تا به جانان آشنا گردیم ما
از همه اهل جهان بیگانه ایم
مرد و زن ما را نصیح گوولی
[...]
یا کنیم این، گر که ما دیوانه ایم
گمرهی را در جهان افسانه ایم
ما که مشتی واله و دیوانه ایم
محرمان این سرا را خانه ایم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.