بیا تا آفتاب می به ماه ساغر اندازیم
ز اخترهای رخشان طرح چرخ دیگر اندازیم
بتان سوزند چون مجمر ز روی آتشین امشب
ز خال و زلف عود و عنبری در مجمر اندازیم
بده می مطرب ساقی به آهنگ هوالباقی
که خونی در دل تسنیم و حوض کوثر اندازیم
قضا چندانکه بستیزد بلا چندانکه برخیزد
یکی را پای بربندیم و آن را سر براندازیم
به وجد آییم صوفیوار دستافشان و پاکوبان
که غلمان را به رقص آریم و حور از منظر اندازیم
تو شاه عرصه حسنی بتاب از زلف چوگانی
که از شوق و شعف چون گوی در پایت سر اندازیم
هجوم آریم ما و مطرب و ساقی و میخواران
درآویزیم با گردون و با اختر دراندازیم
اگر خنجر کشد مریخ ور رامح زند نیزه
به یرغو دادخواهی بر امیر داور اندازیم
امیر مشرق و مغرب خدیو مکه و یثرب
که ما بار گنه پیشش به روز محشر اندازیم
شها آشفتهات را خم شد از بار گنه قامت
بکن رحمی که تا خود را به کوی تو در اندازیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به شادمانی و جشن است. شاعر از ماه و آفتاب، صدای موزیک و می و غزل و لذتهای دنیا صحبت میکند. او به زیباییها و عشق اشاره میکند و از میخانه و رقص صحبت میکند. در این شعر، احساسات شاد و سرور موج میزند و شاعر از خدا میخواهد که رحمی کند تا او بتواند به درگاهش بیفتد و گناهانش را به او تسلیم کند. به طور کلی، شعر درباره شادی، عشق، و ارتباط انسان با خدا و زیباییهای زندگی است.
هوش مصنوعی: بیایید تا به ماه شراب بنوشیم و نوری تازه به زندگیمان ببخشیم، و از ستارههای درخشان چهرهای نو برای دنیا بسازیم.
هوش مصنوعی: امشب بر اثر زیبایی و جذابیت چهره و موهای معشوق، آتش عشق در دلها شعلهور شده است. همچون زغالی که در مجمر در حال سوختن است، ما هم خواهیم آتش عشق را در دلهایمان برافروخته کنیم و یاد او را در دلهایمان زنده نگه داریم.
هوش مصنوعی: به من شراب بده ای ساقی تا با آهنگ عشق و زندگی به شادی بپردازیم و احساسات عمیق خود را در دل چشمهی تسنیم و حوض کوثر بریزیم.
هوش مصنوعی: قضا و سرنوشت به اندازهای که سختیها و مشکلات را پیش میآورد، ما هم تصمیم میگیریم که یک نفر را در جای خود نگه داریم و دیگری را از مسیر خارج کنیم.
هوش مصنوعی: با شوق و نشاط، مانند صوفیان به شادی و سرور بپردازیم و با حرکت دست و پا، جوانان را به رقص درآوریم و زیباییهای آسمانی را از دیدگان دور کنیم.
هوش مصنوعی: ای تو فرمانروای زیبایی، با زلفی چون چنار بچرخ که از شوق و شادی به پای تو مانند گوی میافکنیم.
هوش مصنوعی: ما به سوی هم میآییم و با موسیقیدانان، بادهنوشان و نوشندگان گرد هم مینشینیم و با آسمان و ستارگان درگیر میشویم.
هوش مصنوعی: اگر مریخ خنجر خود را بکشد یا رامح نیزهای براندازد، ما بر ضد امیر داور شکایت خواهیم کرد.
هوش مصنوعی: امیر مشرق و مغرب، رئیس مکه و یثرب است و ما در روز قیامت بار گناهان خود را پیش او خواهیم گذاشت.
هوش مصنوعی: ای محبوب، به خاطر گناهانی که بر دوش دارم، ناامید و آشفته شدهام. خواهش میکنم بر من رحم کن، تا بتوانم خود را به سوی کوی تو بندازم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بیا ساقی که بیخ غم به دور گل براندازیم
می گلگون طلب داریم و گل در ساغر اندازیم
سر رقص و سراندازی سرو و لاله را با هم
سهی سروی به دست آریم و در پایش سراندازیم
اگر از شوق جمال گل گرفته لاله جام مل
[...]
بگو تا چند خون دل به غم در ساغر اندازیم
ز هجر روی آن دلبر ز دیده گوهر اندازیم
به جان آمد دلم باری ز هجر یار غم خوردن
بیا تا خانهٔ غم را به یک جرعه براندازیم
اگر قد سهی سروش درآید در سماع امشب
[...]
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم
شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم
[...]
بیا کز روی ساقی وقت گل برقع براندازیم
ز عکس روی آن گلچهره گل در ساغر اندازیم
چو گیرد خواب مستی نرگس آن سرو گلرخ را
زگل بالین نهیم از فرش سبزه بستر اندازیم
بگیریم از سر خم خشت وز لای ته می گل
[...]
بهاران گر به گلشن طرح جام و ساغر اندازیم
بیا این سقف بشکافیم و طرح نو در اندازیم
سیاهی گرانمایه غم که سازد وقت ما تیره
به یک برق شعاع جام بنیادش بر اندازیم
ز رعنایان دو رنگی تا بکی دیدن درین بستان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.