لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
آشفتهٔ شیرازی

زبحر عشق مجوئید همرهان ساحل

که گرچه نوح بود کشتیش بود باطل

خلاف یوسف یعقوب کرد یوسف ما

که در سفر به پدر آمده است هم محمل

بجاست محمل و لیلی میان قافله نیست

چه آید از تن بیجان چو روح شد راحل

غبار سان زرکیبش دمی جدا نشوم

زاتصال من و دوست مدعی غافل

زرشک اینکه تو پرتو دهی بمحفل عام

بسوختن شده پروانه تو مستعجل

فکند شاهد ما پرتوئی بمیخانه

که طوف میکده ام گشته کعبه مقبل

زبعد قتل کنم گریه ها مگر شویم

نشان خون زسرانگشت پنجه قاتل

نه ای تو بلبل عاشق برو سمندر باش

چه حاجتست از این گفتگوی بیحاصل

ولی زخون نتوان شست رنگ خون زآن دست

فغان که سعی دل و دیده هر دو شد باطل

سواره کی خبر از حال خستگان دارد

که فرقهاست بدوران زراحل و راجل

زحسن طلعت لیلا چو نیستت خبری

برو ملامت مجنون مکن تو ای غافل

بکعبه فخر کند بی گزاف آشفته

میان بتکده ای گر علی کند منزل

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
هجویری

واصْبَحْتُ یَوْمَ النَّفْرِ و العیسُ تَرْحَلُ

وَکانَ حُدَی الحادی بِنَا و هُوَ مُعْجِلُ

اُسائِلُ عَنْ سلمی فَهَلْ مِنْ مُخَبِّرٍ

بسانَّ له علماً بها أیْنَ تنزلُ

لَقَد اَفْسَدَتْ حجّی و نُسْکی و عُمرتی

[...]

ناصرخسرو

طمع ندارم ازین پس زخلق جاه و محل

مگر به خالق و دادار خلق عز و جل

حرام را چو ندانستمی همی ز حلال

چو سرو قامت من در حریر بود و حلل

به طبع رفت به زیرم همی جهان جهان

[...]

ازرقی هروی

ایا بجود و بآزادگی بدهر مثل

جهان بکلک تو و کف تو فکنده امل

چگونه رنجه نباشم برنج تو ؟ که مرا

ز نعمت تو بود مغز استخوان بمثل

اگر ز فکرت تو دوش خواب خوش کردم

[...]

قطران تبریزی

ایا چراغ شهان جهان امیر اجل

بدست مایه پیروزی و بتیغ اجل

بابر و دریا ماند بنانت گاه سخا

ببرق و صاعقه ماند سنانت گاه جدل

بدانش ودهش و جود و داد و دولت و دین

[...]

مسعود سعد سلمان

خجسته بادا بر خواجه عمید اجل

خجسته عید رسول خدای عزوجل

عماد ملک و ملک بوالفرج مفرج غم

که هم عماد جلالست و هم عمید اجل

اساس نصرت نصربن رستم آن که به دوست

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه