گل پیش رخ تو باخته رنگ
شکر زدهان تست در تنگ
پیش ذقنت به بهشتی
بردار سیاست است آونگ
برخاست به پیش پای تو سرو
بودش قدمی بمعذرت لنگ
ای لعل چو دم زنی از آن لب
گو گوهر خود مزن تو بر سنگ
طغرائی خط بگوش او گفت
من نسخ کنم کتاب ارژنگ
برهان مطلب زعاشق ای شیخ
کاو شسته کتاب عقل و فرهنگ
میمیرم از این حسد که امشب
بر کشتن غیر کردی آهنگ
ما رنگ و نواز عشق سازیم
مطرب چه زنی نوای سارنگ
آشفته به بین چه دست و پا کرد
بر دامن مرتضی زده چنگ
من نامورم زمدحت شاه
او راست گر از مدیح من ننگ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و عشق توصیف میکند. شاعر به معشوق خود که زیباییهایی چون گل و لعل دارد، ارادت میورزد و از شکرینی عشق او سخن میگوید. در تصویرسازیهایش، به بهشت و سیاست اشاره میکند و به سرو قامت معشوق اشاره مینماید. شاعر حسادت خود را به خاطر عشق و زیبایی معشوق ابراز میکند و در نهایت با شوق و علاقه از موزیک و نغمه عشق سخن میگوید. در ضمن، به مقام و فضائل خود نیز اشاره میکند و از مدح خود به پادشاهی میپردازد.
هوش مصنوعی: گل که در مقابل چهره تو قرار دارد، رنگ خود را به خاطر شیرینی و زیبایی تو باخته است و در تنگی قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: به انگیزه خودت از قدرت و نفوذ استفاده کن تا دیگران را به سمت بهشت و سعادت هدایت کنی.
هوش مصنوعی: سروی در جلو پای تو ایستاد و با کمال ادب و احترام، به خاطر ناتوانیاش عذرخواهی کرد.
هوش مصنوعی: ای لعل، هنگامی که از آن لبهای زیبا صحبت میکنی، لطفاً جواهر خود را بر سنگ نزن.
هوش مصنوعی: طغرائی به او میگوید که من میخواهم کتاب ارژنگ را نسخهبرداری کنم.
هوش مصنوعی: ای شیخ، دلیل این موضوع را از عاشق بپرس که تمام اصول و دانش عقل و فرهنگ را کنار گذاشته است.
هوش مصنوعی: میدانم که بر اثر حسد، امشب تصمیم به آسیب رساندن به دیگران گرفتهای و این موضوع مرا به شدت ناراحت میکند.
هوش مصنوعی: ما با عشق رنگ و زیبایی میآفرینیم، پس ای هنرمند، چه آهنگی را برای ما مینوازی؟
هوش مصنوعی: نگاه کن به وضع و حال او که چگونه دست و پا میزند و به دامن مرتضی چنگ میزند.
هوش مصنوعی: من به خاطر ستایش شاه معروفم و اگر این ستایش در نظر کسی ننگ باشد، برای من اهمیتی ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زان پیش کاجل فرا رسد تنگ
و ایام عنان ستاند از چنگ
ای عشق تو با وجود هم تنگ
در راه تو کفر و دین به یک رنگ
بی روی تو کعبهها خرابات
بی نام تو نامها همه ننگ
در عشق تو هر که نیست قلاش
[...]
چون کار بنام آید و ننگ
بر آتش چون کباب و بر تیغ چوزنگ
تنگ آمدم از وجود خود، تنگ
ای مرگ، به سوی من کن آهنگ
بازم خر ازین غم فراوان
فریاد رسم ازین دل تنگ
تا چند آخر امید یابیم؟
[...]
برخیز ز خواب و ساز کن چنگ
کان فتنه مه عذار گلرنگ
نی خواب گذاشت خواجه نی صبر
نی نام گذاشت خواجه نی ننگ
بدرید خرد هزار خرقه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.