اگر آن ماه پیکر پرده از رخسار برگیرد
زخجلت ابر را خورشید چون معجر بسر گیرد
چو گو افتاده ام اندر سم گلگون سمند او
مگر چوگان زلفش روزیم از خاک برگیرد
برآید آتشین آهم گر از دل در شب هجران
از آن ترسم که آتش در تمام خشک و تیر گیرد
عجب نبود بباغ ار میوه خونین ببار آرد
نهالی کاو زسیلاب سرشک من ثمر گیرد
اگر ریزد بعمان قطره اشکم عجب نبود
صدف کز شاخ مرجان بار نه عهد گهر گیرد
کشم هر چند جور از یار ما فارغ از رشکم
خنک آن کاو که چون من دلبر بیدادگر گیرد
متاع حسن کاسد شد که سر زد خط زرخسارش
کسادی آرد آری هاله چون گرد قمر گیرد
بگو دیوانه ای دیدم گسسته سلسله شیدا
گر آن زنجیر مو از حال آشفته خبر گیرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و دوری از معشوق میپردازد و حالتی از احساسات عمیق و درد را به تصویر میکشد. او با بیان اینکه اگر معشوق پرده از چهره بردارد، خورشید از شرمساری ابر پنهان میشود. نیز از حالت سرگشتگی و تأثیر زلف معشوق بر خود یاد میکند و اینکه این عشق باعث آتش سوزان در دلش و احساس خطر آتش زدن دیگران میشود. شاعر به میوههای خونین در باغ عاشقی اشاره میکند و میگوید که اشکهایش میتواند جمال یار را به خزانههای ارزشمند تبدیل کند. در نهایت، او به شادی و آرامش کسانی که با وجود بیرحمی یار، از عشق آزاد هستند اشاره میکند.
هوش مصنوعی: اگر آن دختر زیبا، نقابش را از چهرهاش کنار بزند، زیباییاش باعث میشود که ابرها از شرم، همچون چادر در برابر خورشید، عقب بنشینند.
هوش مصنوعی: زمانی که در دام عشق او گرفتار شدهام، آیا ممکن است مانند گلادیاتور زلفش مرا از زمین بلند کند؟
هوش مصنوعی: چنانچه آهی آتشین از دل به هنگام جدایی بلند شود، میترسم که این آتش به همه چیز که خشک و بیجان است، سرایت کند و آن را بسوزاند.
هوش مصنوعی: عجبی نیست اگر در باغ درختی میوههای خونی به بار آورد؛ زیرا آن درخت از سیلاب اشکهای من ثمر میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر اشکی از چشمانم به زمین بیفتد، جالب نیست که صدفی که از شاخه مرجان رشد کرده، به یادگار این اشک، چندین مروارید را در دل خود بگنجاند.
هوش مصنوعی: هرچند که معشوق من با بیعدالتی به من ظلم میکند، اما خوشا به حال کسی که مانند من عاشق این دلبر ستمگر باشد و از حسادت و رنجی که میکشم، در امان است.
هوش مصنوعی: کالای زیبایی کم ارزش شده است، زیرا که خطی از چهرهی او باعث افول و بیحالیاش شده است. آری، هالهای که مانند دایرهای دور ماه است، نشاندهندهی آن است.
هوش مصنوعی: بگو که دیوانهای را دیدم که رشتههای عشقش پاره شده است. اگر آن زنجیر مو، از حال پریشانش خبر داشته باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هم اکنون باز نقاش طبیعی خامه بر گیرد
ز نقش عالم آرایش جهان زیب دگر گیرد
گهی بر آب تر از ابر زنگاری زره دوزد
گهی از لاله تیغ کوه شنگرفی سپر گیرد
سحاب پر زنم چشم نبی بی پسر گردد
[...]
دلم را گاه آن آمد که کام از عیش برگیرد
ز دست ساقی دوران چو گردون جام زر گیرد
ملامت می کند ما را خرد در عشق ورزیدن
دل عاشق کجا قول خود را معتبر گیرد؟
به عیاری کسی آرد شبی معشوق خود در بر
[...]
اگر لطفت ز پای اشک و آهم شعله برگیرد
فلک زان رشحهتر گردد زمین زان شعله درگیرد
نماید در زمان ما و تو بازیچهٔ طفلان
فلک گردد ور عشق لیلی و مجنون ز سر گیرد
به بالینش سحر آن زلف و عارض را چنان دیدم
[...]
محبت با دل غم دیده الفت بیشتر گیرد
چراغی را که دودی هست در سر زود درگیرد
پس از وارستگی ها بیشتر گشتم گرفتارش
چو صیدی جست صیادش ز اول سخت تر گیرد
محبت بیشتر قائم شود چون بشکند پیمان
[...]
زدیدار تو از یوسف زلیخا مهر برگیرد
چراغ دیده یعقوب از روی تو درگیرد
نه زاهد ماند نه میخواره از حسن جهانسوزش
که چون گردید آتش شعله ور در خشک و تر گیرد
در آب زندگانی موی آتش دیده را ماند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.