لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
آشفتهٔ شیرازی

نیمه شب آن مه چو از حجاب برآمد

عقل گمان کرد کآفتاب برآمد

کاوش مژگان چنان به سینه اثر کرد

کز گل قبرم پر عقاب برآمد

تا که گریزند مهر و ماه چو خفاش

پرده بیفکند و از نقاب برآمد

جوش‌زنان ریخت می ز چشم صراحی

آتش افروخته از آب برآمد

من پی قاتل دوان به شهر که ناگاه

ساعد سیمین به خون خضاب برآمد

باد به یک سو فکند زلف سیاهش

برق جهان‌سوز از سحاب برآمد

سیخ کبابش به دست بود و بیفکند

دود دل من چو از کباب برآمد

تازه جوانی ز سحر غمزه جهان سوخت

الحذر از جان شیخ و شاب برآمد

گو به فلاطون خم‌نشین که سحرگاه

صد خمم از جرعهٔ شراب برآمد

خواب حرام است و فتنه آمده بیدار

ترک سیه‌مست من ز خواب برآمد

نوبت سلطان غیب صاحب عصر است

شحنهٔ عدلش به احتساب برآمد

محتسب از حکم اوست خسرو ایران

زآن که جوان‌بخت و کامیاب برآمد

خاک شد آشفته لیک طایر روحش

گرد در او بام بوتراب برآمد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
خواجوی کرمانی

ماه فرو رفت و آفتاب برآمد

شاهد سرمست من ز خواب برآمد

نرگس مستانه چون ز خواب برانگیخت

ولوله از جان شیخ و شاب برآمد

پیش جمالش زرشک ماه فروشد

[...]

جلال عضد

شب چو به سر رفت و آفتاب برآمد

بخت سرآسیمه ام ز خواب برآمد

مه چو نهان شد درآمد از در من دوست

ماه فرو رفت و آفتاب برآمد

طرّه عنبرشکن به دست صبا داد

[...]

قاسم انوار

باز، ز خم باده های ناب بر آمد

ناله زار از دل رباب بر آمد

بست نقابی بر آن جمال دل افروز

نور جمالش از آن نقاب بر آمد

هستی ما بدحجاب راه،چو برخاست

[...]

صائب تبریزی

غنچه مستور از نقاب برآمد

گل ز پریخانه حجاب برآمد

برخوری از عمر کز نظاره رویت

عمرسبکسیراز شتاب برآمد

از غم روی که آه سردسحرگاه

[...]

وحدت کرمانشاهی

ترک من از خانه بی‌حجاب برآمد

ماه صفت از دل سحاب برآمد

عاقبتم شد وصال دوست میسر

دیده بختم دگر ز خواب برآمد

عشق ندانم چه حالت است که از وی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه