یکدم آنرا که فراغت زدو عالم باشد
گر بکف جام سفالین بودش جم باشد
آدم آنست که بر سیرت و خلق بشر است
آدمیت نه همین صورت آدم باشد
دوری از نوع بنی آدم از آن میجویم
که ندیدم یک ازین طایفه محرم باشد
دیو نفس ار بکشد آدم و شهوت بنهد
میتوان گفت کز ارواح مکرم باشد
مختلط بودن با خلق و ملوث نشدن
در جهان بر نبی و آل مسلم باشد
نبود سیرت و اخلاق سلیمان اورا
اهرمن را بکف ار چند که خاتم باشد
دمی از عشق مکن غفلت و غافل منشین
که همه عیش جهان بسته باین دم باشد
طالب لیلیم آشفته چو مجنون در دشت
وحشی آسا زبنی آدمم ازرم باشد
لیلی ما که بود شیر خدا مظهر حق
که طفیلی درش آدم و عالم باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به مفهوم واقعی آدمیت و خصوصیات انسانی میپردازد و میگوید که آدمیت تنها به ظاهر و صورت آدم مربوط نیست، بلکه به سیرت و خلق انسانها وابسته است. او از دوری از انسانهایی که به طبع خود پاک نیستند و با اخلاق نیکو آشنا نیستند، سخن میگوید. همچنین شاعر به این نکته اشاره میکند که انسان باید از تسلط دیو نفس بر خود بپرهیزد و در عین حال به زندگی با پاکی و اخلاق پایبند باشد. در پایان، او از عشق و توجه به معشوقی پاک و الوهی میگوید که نماد حقیقت و کمال انسانی است و بر این اساس، عشق واقعی باید بر بالای این اصول باشد.
هوش مصنوعی: اگر کسی را به مدت کوتاهی به حالتی بیخیالی و دور از دغدغهها ببینی، حتی اگر در دستش یک جام سفالی باشد، میتواند گویی جمشید، پادشاه افسانهای، باشد.
هوش مصنوعی: انسان واقعی کسی است که به ویژگیها و اخلاق انسانی پایبند است، نه اینکه فقط به ظاهرش توجه شود.
هوش مصنوعی: من به دنبال دوری از انسانها هستم، زیرا هرگز کسی از این جماعت را ندیدهام که قابل اعتماد و رازدار باشد.
هوش مصنوعی: اگر نفس پلید انسان او را به گناه بکشاند و شهوتش را بر او حاکم کند، میتوان گفت که او از روحهای پاک و محترم فاصله گرفته است.
هوش مصنوعی: نیکو بودن در کنار مردم و در عین حال، آلوده نشدن به دنیا، ویژگیهای پیامبر و اهل بیت اوست.
هوش مصنوعی: اگرچه شخصی دارای قدرت و اثرگذاری باشد، اما اگر فاقد ویژگیهای نیکو و اخلاق خوب باشد، در برابر شیطنت و شرارت تسلیم خواهد شد.
هوش مصنوعی: لحظهای در عشق غفلت نکن و از آن غافل مباش، چرا که تمام لذتهای دنیا به این لحظه وابسته است.
هوش مصنوعی: من هم مانند مجنون در دشت بیسر و ته آشفتهام و در جستجوی محبوبم. از یک نسیم روحنواز، حالتی از انسانیت و لطافت در من برانگیخته میشود.
هوش مصنوعی: لیلی ما که بود، نماد قدرت و حقیقت مانند شیر خداست و آدم و عالم، تنها پاننوشتی در کنار او به حساب میآیند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با غم عشق تو دل کیست که محرم باشد
با لب لعل تو جان چیست که همدم باشد
هر کرا دولت سودای تو شد دامن گیر
فارغ از محنت و آسوده دل از غم باشد
نسبت روی تو چنان نتوان کرد به ماه
[...]
مست و مستور ندیدیم و گر هم باشد
این چنین نادره در ملک جهان کم باشد
پیش ما قصه به تزویر و به قرایی نیست
مرد عاشق بر ما اعلم و احکم باشد
رمز اسرار خدا را نتوان گفت بکس
[...]
سازم آن می نمکآلود که بیغم باشد
افگنم مشک در آن حقه که مرهم باشد
هست راحت الم کلبه احزان بر من
غم از آن خانه کنم وام که ماتم باشد
هر شبم عشق به افسون نوی بندد خواب
[...]
نخورم زخم در آن کوچه که مرهم باشد
نشوم کشته در آن شهر که ماتم باشد
خجل آن کشته که چون تیغ کشد غمزهٔ دوست
احتیاجش به دم عیسی مریم باشد
گفت و گوهای حکیمانه نیالاید عشق
[...]
گر صفای حرم کعبه ز زمزم باشد
زمزم کعبه دل دیده پر نم باشد
تا نبندی ز سخن لب، نشود دل گویا
نطق عیسی ثمر روزه مریم باشد
دست حرص از دل سودازدگان کوتاه است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.