هزار عقده ز دل ای سرشک واکردی
بیا بیا که چه خوش آمدی صفا کردی
ز چیست سرزده بیرون شدی ز روزن چشم
چه شد که سِرّ دل افشا و برملا کردی
همیشه خواب خوشت دور، کور کردی چشم
به آن فرشته دلم را تو آشنا کردی
تو هیچ عهد نبستی که نشکنی وین بار
چرا به وعدهٔ بیگانگان وفا کردی
دلم شکستی و زین دل شکستنت شادم
که بندهای را همسایه با خدا کردی
ز بس که سرزده رفتی و آمدی ای فکر
تو خانهٔ دل من کاروانسرا کردی
تو درس هجر ز بس دادیام به مکتب عشق
مرا ز وصل چو طفل گریزپا کردی
فراق روز مرا تیرهتر ز زلف تو کرد
ببین که دشمنی ای دوست تا کجا کردی
به سان بخت من ای شه ز تخت برگردی
که ملتی را از یک سفر گدا کردی
برو که جغد نشیند به خانهات ای شیخ
چه خانهها که تو محتاج بوریا کردی
بلای دست تو مطرب به مغز واعظ شهر
بزن که مجلس ما را تو کربلا کردی
تمام عمر به می همنشین شدی عارف
چه دوستی است که با نطفهٔ زنا کردی
به کنج میکده گر منزوی شدی خوش باش
ز خلق دور شدی دوری از بلا کردی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساساتی عمیق و متناقض عشق و جدایی میپردازد. شاعر از تاثیر عاطفی عشق بر دلش سخن میگوید و اشاره دارد به درد و رنجی که از جدایی به او رسیده است. او به معشوق خود مینگرد که با ورودش به زندگیاش، دلبستگی و شور و شوق جدیدی به وجود آورده، اما در عین حال، شکست دل و غم جدایی نیز به دنبال دارد. شاعر به فلسفه عشق و هجر اشاره میکند و به نوعی در انتقاد به وفای بیگانگان و عدم وفای معشوقش میپردازد. همچنین، تصویرهایی از زندگی و رابطههای انسانی به همراه توصیههایی به اشخاص دیگر ارائه میدهد، با بیان اینکه عشق ممکن است انسان را از درد و رنج دور کند، اما گاهی نیز بارهای سنگین و جدایی را به همراه دارد. در نهایت، او به تنهایی و انزوا در میخانهها اشاره میکند و نسبت به دوستیها و روابط اجتماعی انتقاداتی دارد.
هوش مصنوعی: ای سرشک، تو با آمدنت همه غمها و دلخوریهایم را برطرف کردی. بیا و بمان که وجودت آرامش و صفایی به زندگی من بخشید.
هوش مصنوعی: چرا از وجودت به سمت بیرون آمدی و از گوشه چشم خود چه دیدی که راز دلت را آشکار و نمایان کردی؟
هوش مصنوعی: همیشه خواب خوش تو را میبینم، تو با زیباییات چشمانم را از دیدن زیباییهای دیگر باز میکنی و دل مرا با آشناییات تسخیر میکنی.
هوش مصنوعی: تو هرگز عهدی نبستی که آن را بشکنی و حالا چرا به وعدهٔ کسانی که برایت غریبهاند وفا کردی؟
هوش مصنوعی: دل من شکست، اما خوشحالم که به خاطر این شکست، بندهای را همسایه خداوند کردهای.
هوش مصنوعی: به خاطر رفت و آمدهای مکرر تو، ای فکر من، خانهی دل من همچون کاروانسرا شده است.
هوش مصنوعی: تو به قدری در مورد جدایی به من آموزش دادی که در مکتب عشق، مرا به مانند کودکی ترسو از وصل دور کردی.
هوش مصنوعی: دور بودم از تو و این جدایی روزهایم را تاریکتر از موهای تو کرده است. ببین که دشمنی تو با من به کجا رسیده است، ای دوست.
هوش مصنوعی: ای شاه، آیا مانند بخت من از تخت فرود میآیی و ملتی را از فقر و سفر دور میکنی؟
هوش مصنوعی: برحسته شو که اینجا جایی برای تو نیست، ای شیخ. چه خانههایی که عاقبت به خاطر نیاز به چیزهای ساده، تبدیل به جایگاهی خالی و بیاستفاده شدند.
هوش مصنوعی: خوشی و لذت موسیقی تو به حدی است که کلام و نصیحت واعظ را تحت تأثیر قرار میدهد و فضای مجلس ما را به اندازهای شاداب کرده که مثل روز عاشورا در کربلاست.
هوش مصنوعی: در طول زندگی، همیشه با شراب سر کردهای، ای عارف! پس چه دوستی وجود دارد که تو با نطفهای نامشروع شروع کردی؟
هوش مصنوعی: اگر در گوشهی میکده تنها نشستی، خوشحال باش که از مردم فاصله گرفته و از مشکلات دور شدهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به یک کرشمه کزان چشم دلربا کردی
چو جان به سینه درون آمدی و جا کردی
خدنگ ناز چو از غمزه راست بگشادی
به دل درست زدی، گر ز تن خطا کردی
من ار چه تیغ زنم، دل ز تو جدا نشود
[...]
چه چرم رفت که رفتی و ترک ما کردی
به خوان ما خطی آوردی و خطا کردی
گرت کدورتی از دوستان مخلص بود
چرا برفتی و با دشمنان صفا کردی
کنون که قامت من در پس تو شد چو کمان
[...]
خموش باش دلا عرض مدعا کردی
زبان به بند، سر گریه را چو وا کردی
ز شوخی ارچه بیکجا قرار نیست ترا
برون نمی روی از خاطری که جا کردی
بگلشن از قدمت داغ لاله مرهم یافت
[...]
چه کرده ام که مرا همدم بلا کردی
به درد و محنت ایام مبتلا کردی
چنین که رسم تو بیگانه مشربی بودست
چرا ز روز ازل با خود آشنا کردی
به چشم اهل نظر همچو سرمه جایم بود
[...]
به جلوه، جامهٔ صبر مرا قبا کردی
به یک نگه، من و دل را، ز هم جدا کردی
مشام یوسف اگر می شنید بوی تو را
هزار جامهٔ جان در غمت قبا کردی
دلم ز داغ تو ای عشق، کام خویش گرفت
[...]
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.