دیشب خرابی میم از حصر و حد گذشت
این سیل کوه ساز خم آمد ز سد گذشت
گفتم حساب جامشماری به دست کیست
ساقی جواب گفت چه پرسی ز صد گذشت
قدم خمیده شد چو کمان تا که دیده دید
همچون مه چهارده آن سرو قد گذشت
با یار صحبت از گلههای گذشته بود
آمد رقیب و دید نماند از حسد گذشت
نگذاشت دست رد به کس هر جا نظر فکند
خون ریخت چشم مست تو بیدست رد گذشت
تعداد کشتگان تو نتوان همین قدر
اجساد بیشمارهٔ خون از جسد گذشت
بد کرده را بگوی که «بد از تو تا ابد
ای بیخبر بماند ز ما خوب و بد گذشت»
بیصاحبیِ خانهٔ من بین ز هر طرف
هرکس رسید بیپته و بیسند گذشت
عمری که در نتیجهاش عمرم تمام شد
عارف، هزار شکر، گذشت ار چه بد گذشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات و تجربیات خود میپردازد. او از خرابی و مشکلاتی که متوجه میم (شخصیتی احتمالی یا نمادین) شده، صحبت میکند و توصیف میکند که چطور مشکلات از حد معمول فراتر رفتهاند. همچنین به زیبایی و جذابیت یار میافزاید که همچون ماه تابان است. شاعر با یادآوری خاطرات گذشته با معشوقش، به حسادتی که رقیب ایجاد کرده اشاره میکند و از نگاه عاشقانهای که حتی به هنگام شکست نیز ادامه داشته، سخن میگوید. او به این نکته میپردازد که برخی از مشکلات و بدیها هرگز از بین نمیروند و به زندگی ادامه میدهند. در نهایت، از عمر خود و گذر زمان و همچنین از شکرگزاری برای زندگیاش سخن میگوید، حتی اگر بد گذشته باشد.
هوش مصنوعی: دیشب خرابی به حد و مرز خود نرسید و از آن عبور کرد. این سیل، که از کوه به راه افتاده بود، از سدها گذشت و محدودیتها را شکست.
هوش مصنوعی: گفتم کیست که حساب جامها را نگه میدارد؟ ساقی پاسخ داد که دیگر نیازی به پرسش نیست، چرا که زمان زیادی گذشته است.
هوش مصنوعی: وقتی که قدمش خمیده شد مثل کمان، چشمم او را دید که همچون ماه کامل، سروی خوش قامت در برابر من عبور کرد.
هوش مصنوعی: با یار در مورد ناراحتیهای گذشته صحبت میکردیم که ناگهان رقیب آمد و حسادتش باعث شد که از آن روزگار بگذرد.
هوش مصنوعی: هر گاه که به دور و برش نگاه میکرد، کسی را از خود راند و رد کرد. اما با این حال، چشمان مست و جذاب تو به راحتی از میان همه رد شد و دلها را به تپش درآورد.
هوش مصنوعی: تعداد کشتههایت به اندازهٔ اجساد بیشماری که بر زمین افتادهاند نمیباشد.
هوش مصنوعی: به کسی که بد کرده بگو که این بدی از تو تا ابد در امان خواهد ماند و تو هرگز از حال ما خبر نخواهی داشت، چرا که خوب و بد همگی گذشتهاند.
هوش مصنوعی: خانهٔ من بیصاحب است و هر کسی از هر سمتی که میرسد، بدون هیچ مدرک و سندی به راحتی وارد میشود و میگذرد.
هوش مصنوعی: عمر من که به پایان رسید، ای عارف، بسیار خوشحالم که گذشته، هرچند که سخت و بد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر جان ما جفای نکویان ز حد گذشت
اوقات ما میانه این قوم بد گذشت
سوز و گداز شمع ز رشک جمال تست
رست از همه عذاب کسی کز حسد گذشت
نشمرد از سکان خودم هیچ دلبری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.