پایه حسن تو آفتاب ندارد
مایه ی زلف تو مشکناب ندارد
مستی چشم خوش تودید چو نر گس
گفت که دارد خمار و خواب ندارد
ساغر لاله نمونه دهن توست
لیک چه سود است چو نشراب ندارد
نایب رخسار توست آتش لیکن
او همه رنگ است و هیچ آب ندارد
ماه که باشد که در برابر رویت
چهره ز تشویر در نقاب ندارد
عقل که مفتی است در ممالک دوران
مشکل زلف تو را جواب ندارد
چرخ چه گوید که پیش موکب حسنت
غاشیه بر دوش آفتاب ندارد
این همه را باز گوی با غم هجران
تا که مرا بیش در عذاب ندارد
منقطع است آنکه چون اثیر در این ره
رخت خطا بر خر صواب ندارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبا و بینظیر بودن معشوق و احساس عمیق شاعر نسبت به اوست. شاعر به ویژگیهای خاص معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچچیز نمیتواند زیبایی و جذابیت او را توصیف کند. معشوق به اندازهای دلرباست که حتی آفتاب و دیگر چیزها در برابر زیبایی او کمرنگ به نظر میرسند. شاعر همچنین به درد و رنجی که به خاطر دوری معشوق به او دست میدهد، اشاره میکند و میگوید که هیچ چیزی به اندازه غم هجران او آزاردهنده نیست. در نهایت، به نظر میرسد که شاعر در تلاش است تا درد و اندوه خود را بیان کند و از عشقش دفاع کند.
هوش مصنوعی: زیبایی و جمال تو مانند آفتابی است که هیچ پایه و اساس ندارد و زیبایی موهایت نیز بینظیر و خاص است و مشابهی ندارد.
هوش مصنوعی: اشکال زیبا و دلنشین چشم، به مانند نوشیدنی مسکر، حالتی خوشایند و دلپذیر ایجاد میکند. با این حال، شخصی گله میکند که علیرغم این خوشحالی، هنوز در حالی از بیخوابی و ناراحتی به سر میبرد.
هوش مصنوعی: جام زیبای لاله، شباهت به لبی دارد که ما را مینوازد، اما چه فایدهای دارد اگر در آن شرابی نباشد؟
هوش مصنوعی: آتش که نمایانگر چهره توست، تنها رنگ و بویی دارد و هیچ تکهای از آب در آن نیست.
هوش مصنوعی: ماه چگونه میتواند در برابر زیبایی تو، چهرهاش را زیر نقاب پنهان کند؟
هوش مصنوعی: عقل اگرچه در دنیای تغییرات و تحولات مقام والایی دارد، اما در برابر پیچیدگی و زیبایی موهای تو ناتوان است و نمیتواند پاسخی برای آن پیدا کند.
هوش مصنوعی: چرخ (آسمان) چه بگوید وقتی که در برابر زیبایی تو، حتی آفتاب هم نمیتواند به تو برتری داشته باشد.
هوش مصنوعی: همه اینها را با غم دوری من بگو تا کمتر در درد و عذاب بمانم.
هوش مصنوعی: کسی که در این مسیر مانند اثیری (روح) زندگی میکند، باید بداند که او خطاهایی دارد و نمیتواند همیشه درستی و حقیقت را به دست آورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تاب جمال تو آفتاب ندارد
با خم زلفت بنفشه تاب ندارد
کرد دلم شب خوش خیالت از یراک
دیده درین عهد چشم خواب ندارد
غمزۀ خود را بآب چشم جلاده
[...]
رتبه خال تو مشک ناب ندارد
نقطه شک حسن انتخاب ندارد
سینه بی داغ آب وتاب ندارد
خانه بی روزن آفتاب ندارد
فکر عمارت غبار خاطر جمع است
[...]
تاب رخش، ماه و آفتاب ندارد
بی سبب این چرخ پیچ و تاب ندارد
چهره گلگونه دار آب ندارد
زآنکه گل آتشی گلاب ندارد
نامه پرشکوه ام نداشت جوابی
[...]
کشتن عاشق اگر عِقاب ندارد
لیک به این قدر هم ثواب ندارد
هست حسابی به کار و روز جزایی
کار نگویی که تو حساب ندارد
خوی به رخ تست یا گلاب چکیده است
[...]
گفت سکینه غمم حساب ندارد
چشم من امشب،خیال خواب ندارد
درد یتیمی ز کف ربوده توانم
وای برآن کودکی که باب ندارد
اصغرم ای عمه جان! چو سایر شبها
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.