لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
ادیب الممالک

تا رخ شمس السعاده تافت در ایوان

سر زد ایوان ز راه فخر به کیوان

بود شب جمعه و چهارم شعبان

کاین مه تابان گشود چهره در ایوان

چارده ماهی بسال چارده آمد

خرم و سرسبز همچو سرو به بستان

ماشاء الله تبارک الله بنگر

سرو سهی قد برخ چو لاله نعمان

دختری اندر حجاب صفوت و عصمت

اختری از ماهتاب برده گروگان

خواست امیری زبحر طبع بتاریخ

رشته کشد گوهری چو لؤلؤ و مرجان

طبعش غواصیی نمود و پس آنگاه

سر بدر آورد کای ادیب سخندان

آنچه ز مه رفته رفته گیر و رقم زن

مولد شمس السعاده چارم شعبان

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
رودکی

مادر می را بکرد باید قربان

بچهٔ او را گرفت و کرد به زندان

بچهٔ او را ازو گرفت ندانی

تاش نکوبی نخست و زو نکشی جان

جز که نباشد حلال دور بکردن

[...]

ابوالفضل بیهقی

شاه چو بر کند دل ز بزم و گلستان‌

آسان آرد بچنگ مملکت آسان‌

وحشی چیزی است ملک و این زان دانم‌

کو نشود هیچگونه بسته بانسان‌

بندش‌ عدل است و چون بعدل ببندیش‌

[...]

ازرقی هروی

ای بزمین بر ، بزرگ سایۀ یزدان

ای ملک عادل ، ای مبارک سلطان

آنچه تو کردی ز پادشاهی و مردی

پور سیاوش نکرد و رستم دستان

روی تو نادیده ، هر که نام تو بشنید

[...]

منوچهری

آنگه رزبانش را بخواند دهقان

دو پسر خویش را، دو پسر رزبان

هر یک داسی بیاورند یتیمان

برده به آتش درون و کرده به سوهان

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از منوچهری
مسعود سعد سلمان

تهنیت عید را چو سرو خرامان

از در خرپشته اندر آمد جانان

بو یا زلفش به بوی عنبر سارا

رنگین رویش به رنگ لاله نعمان

کرده به شانه دو تاه سیصد حلقه

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه