در این بخش شعرهایی را فهرست کردهایم که در آنها طغرل احراری مصرع یا بیتی از حافظ را عیناً نقل قول کرده است:
-
طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۲ :: حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰
طغرل احراری (بیت ۸): طغرل چه خوش است معنی این مصرع حافظ - رخساره محمود کف پای ایاز است!
حافظ (بیت ۶): بارِ دلِ مجنون و خَمِ طُرِّهٔ لیلی - رخسارهٔ محمود و کفِ پایِ ایاز است
در این بخش مجموعه شعرهایی از دو شاعر را که توأماً هموزن و همقافیه هستند در گروههای مجزا فهرست کردهایم:
-
طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲:ز عارض برقع افکندی کشودی روی زیبا را - ز برق رخ زدی آتش بساط خرمن ما را
حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:اگر آن تُرکِ شیرازی به دست آرَد دلِ ما را - به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را
-
طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵ - سیدجان:سنبل از آشفتگی زلف کژت یک پیچ و تاب - مصحف روی توام تفسیر دارد صد کتاب
طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۶ - شمسالدینجان:شوخ بیباکی که کرده خانه مردم خراب - تیغ ابرویش برای قتل من دارد شتاب
طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۸:ماه در پیش رخت یک لمعه باشد از سراب - گل ز دیوان جمالت یک ورق از صد کتاب
طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۹:میبرد لعل لب او نشئه از موج شراب - میکشد دامان زلفش از گریبان گلاب
حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۲:صبح دولت میدمد کو جام همچون آفتاب - فرصتی زین به کجا باشد بده جام شراب
-
طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۲:تا زیر و بم نغمه مضراب تو ساز است - آهنگ نوایت همه از پرده ناز است
حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰:اَلمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده باز است - زان رو که مرا بر در او رویِ نیاز است
-
طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۹ - تاشقلیجان:تا کلک صنع چشم تو سرمشق ناز کرد - همچون تذرو ناز تو در چشم باز کرد
حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳:صوفی نهاد دام و سَرِ حُقِّه، باز کرد - بنیادِ مکر با فلکِ حُقِّهباز کرد
-
طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۵:میروم از خویش هر ساعت ز دنبال نفس - محمل ما را بود ساز شکست دل جرس
طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۶:یک نگاه از چشم مخمورش تو را باشد هوس - عرض مطلب کن مباد افتد قبول ملتمس
حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:ای صبا گر بُگذری بر ساحلِ رودِ اَرَس - بوسه زن بر خاکِ آن وادی و مُشکین کُن نَفَس
-
طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۱:بنای عشق گرت هست خانه ویران باش - نوای ساز فراقت بود نیستان باش
حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳:اگر رفیقِ شفیقی، درست پیمان باش - حریفِ خانه و گرمابه و گلستان باش
-
طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۲ - حبیبجان:حجاب از رخ فکن دلبر که زارم - مرا مگذار اندر انتظارم
حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:ز دستِ کوتهِ خود زیرِ بارم - که از بالابلندان شرمسارم
-
طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۷:مرحبا ای دلبر سیمینتن سیمینبدن - جعد مشکینت بود در گردن جانم رسن!
حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۲۲:سَروَرِ اَهلِ عَمایِم، شمعِ جمعِ انجمن - صاحبِ صاحبقَران، خواجه قوامالدین حَسَن
حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن - مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن
-
طغرل احراری » دیوان اشعار » اشعار دیگر » شمارهٔ ۲:در شعر سه تن پیمبرانند - قولیست که جملگی برآنند
حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۴۵:ساقی اگرت هوای ما هی، - جز باده مباد نزد ما هی!