گنجور

 
طغرل احراری

حجاب از رخ فکن دلبر که زارم

مرا مگذار اندر انتظارم

بگیر از روی ماهت برقع ناز

که دور از نور رخسارت به نارم

یکی سرگشته‌ام در دشت عشقت

ز تیر یک نگاهت دل‌فگارم

چنارآسا فروزم آتش از دل

ز سوز محنت و اندوه یارم

به جای شهد نوشم زهر غم را

میان اهل عالم خوار و زارم

الا ای شوخ بی‌پروا نگاهی

به سوی من نما امیدوارم!

ندانم باعث جبر و جفایت

به طغرل چیست ای زیبانگارم؟!

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
باباطاهر

مو که چون اشتران قانع به خارم

جهازم چوب و خرواری ببارم

بدین مزد قلیل و رنج بسیار

هنوز از روی مالک شرمسارم

مشاهدهٔ ۶ مورد هم آهنگ دیگر از باباطاهر
عراقی

چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟

اگر با من خوشستی غمگسارم

به آب دیده دست از خود بشویم

کنون کز دست بیرون شد نگارم

نگارا، بر تو نگزینم کسی را

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عراقی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه