گنجور

 
طغرل احراری

بنای عشق گرت هست خانه ویران باش

نوای ساز فراقت بود نیستان باش

اگر ز مائده عمر لذتی خواهی

دو روز بر سر این خوان غم تو مهمان باش

ز کارگاه جهان کار اگر همی‌جویی

به غیر عشق ز کار جهان پشیمان باش

نه ز اعتبار تهیست گریه شبنم

گهر شدن نتوانی اگر تو نیسان باش

کشاد و بست کرم معنی دگر دارد

مباش چشم خسان دست احسان باش

شرر به خرمن هستی بزن چو پروانه

بساط خویش اگر سوختی چراغان باش

فسون حلقه مار سیه بود نیرنگ

خیال گردش زلفش کن و پریشان باش

مباش مرکز جمعیت ادب چو خرد

ز همنشینی این مردمان گریزان باش

به صورت رخ او نیست شاهد دیگر

قسم به جوهر آیینه سخت حیران باش!

فسردگیست چو آیینه جوهر عشقت

چو زاهد از نفس خویشتن زمستان باش!

ز رمز معنی بیدل به حیرتم طغرل

به حسن معنی کفر آبروی ایمان باش

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
بیدل دهلوی

ز مشرب خط و خال بتان مشو غافل

به حسن معنی‌ کفر آبروی ایمان باش

طغرل احراری

همین شعر » بیت ۱۱

ز رمز معنی بیدل به حیرتم طغرل

به حسن معنی کفر آبروی ایمان باش

حافظ

اگر رفیقِ شفیقی درست پیمان باش

حریفِ خانه و گرمابه و گلستان باش

شِکَنجِ زلفِ پریشان به دستِ باد مده

مگو که خاطرِ عُشّاق، گو پریشان باش

گَرَت هواست که با خِضْر همنشین باشی

[...]

صائب تبریزی

ز خارزار تعلق ، کشیده دامان باش

به هر چه می کشدت دل ،ازان گریزان باش

قد نهال خم از بار منت ثمرست

ثمر قبول مکن سرو این گلستان باش

درین دو هفته که چون گل درین گلستانی

[...]

سلیم تهرانی

چو گل که گفت درین باغ شاد و خندان باش

به حال خویش چو تاک بریده گریان باش

درین چمن که زند برق فتنه تیغ به ابر

تمام سر شو و چون غنچه در گریبان باش

نکرد فایده ای از تلاش ساحل، موج

[...]

واعظ قزوینی

چو ابر بر سرمردم تمام احسان باش

معاش خلق جهان را تو میر سامان باش

چو گوهر، از گره کار هیچکس مگذر

بحل آن، همه استادگی چو دندان باش

مخور ز سنگدلی، چون نمک بهر دل ریش

[...]

سیدای نسفی

دلا ز بزم حریفان چو غنچه پنهان باش

بپوش دیده و دور از شکست دوران باش

برو ز گلشن و در گوشه بیابان باش

ز خارزار تعلق کشیده دامان باش

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه