نشئه از میخانه تحقیق میخواهد دلم
تا ز قید حلقه زلف مجازی بگسلم
نردبان بام مطلب پایه جز همت نداشت
شام نومیدی ز صبح مدعا آمد به دم
رنگآمیز گلستان توصل شد حیا
غیر او چشمک چو نرگس بر رخ دیگر زدم
بال پرواز سبکروحی ندارد جز فنا
آشیان گیرد همای مطلب از اوج عدم
سکه نام بزرگی جز به مهر خاموشی
کی زند دانا به سیم قلب غیر از این درم؟!
نقش بهزادست تصویری که در دل بستهایم
حیرت آیینه را تمثال ما باشد رقم
ذوق آغوش تپشها همچو مو در آتش است
سوختم از ناله تا گشتم چو نال اندر قلم
از پریشانی به دل جمعیتی دارم چو گل
تنگ آمد پیرهن این جامه بر تن میدرم
داغ دل چون لاله سامان فنا تمهید شد
سبزه این باغ طغرل از خزان دارد ستم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و تعلقات مجازی سخن میگوید و آرزوی رهایی از آنها را دارد. او به دنبال حقیقت و معنای عمیقتری در زندگی است، با اشاره به وجود موانع و ناامیدیها. شاعر همچنین به زیبایی طبیعت و عشق اشاره میکند و نشان میدهد که این احساسات همراه با درد و رنج هستند. در نهایت، شعر به نوعی تضاد میان هستی و فنا، و شور و شوق درونی شاعر را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: دل من برای رسیدن به حقیقت و درک عمیقتر زندگی، از شراب و میخانه کسب معرفت میطلبد تا بتواند از بند زلفهای دنیای ظاهری رها شود.
هوش مصنوعی: بام مطلب نردبانی ندارد جز تلاش و همت. در تاریکی ناامیدی، صبح است که امید و خواستهها به سراغ آدم میآید.
هوش مصنوعی: در گلستان تو، رنگ و بویی به حیا بخشیده شده است. من نگاه خود را به طرف دیگر به مانند نرگس که چشمی به طرف کسی دیگری دارد، دوختهام.
هوش مصنوعی: پرواز موجودات آزاد و سبکروح تنها در سایه فنا و نابودی ممکن است. پرندهای که در جستجوی هدف است، از بلندی عدم و عدم وجود سر بر میدارد.
هوش مصنوعی: آیا چیزی جز سکوت موجب بزرگ شدن نام کسی میشود؟ آیا فرد دانا جز به ارزشهای واقعی و قلبی میتواند با چیزی مانند یک سکه درخشان و بیمعنا خود را نشان دهد؟
هوش مصنوعی: تصویری که در دل داریم، به زیبایی بهزاد خلق شده است و آن تصویر در آینه ما را شگفتزده میکند.
هوش مصنوعی: احساسات من به شدت در هم آمیخته و سرشار از شور و شوق است، مانند این است که مرا در آتش عشق سوزاندهاند. از شدت ناامیدی و درد، به حالتی شبیه ناله درآمدهام و آنقدر دچار التهاب شدهام که مانند نالهای که در کلمات جاری میشود، به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهام.
هوش مصنوعی: من به خاطر ناراحتی جمعیت، دلم گرفته و مانند گل، ناراحت و تنگنظر هستم؛ به همین دلیل، پیراهن این جامه را در میآورم.
هوش مصنوعی: دل آتشین و پر از غم من همچون لالهای است که به سرنوشت زوال دچار شده است. این باغ که سبز و زیباست، به خاطر خزان و مشکلاتی که بر آن سایه افکنده، تحت فشار و ستم قرار دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرکه دائم با نگار خویشتن باشد به هم
دلش ناویزد به درد و جانش ناویزد به غم
پشتش از هجران نباشد چون دو زلف او دو تا
دلش از انده نباشد چون دو چشم او دژم
من بدل کردم بشادی غم بوصل یار خویش
[...]
افتخار اهل تیغ ای صاحب اهل قلم
شمع سادات عرب خورشید احرار عجم
ای امین شاه غازی صاحب دیوان هند
روشن از رای تو بینم کار تاریک حشم
ای عمید ملک سلطان بوالفرج اهل فرج
[...]
هفت چیز از خسرو عالم همی نازد به هم
دین و ملک و تاج و تخت و رایت و تیغ و قلم
آن خداوندی که مغرب دارد او زیر نگین
وان شهنشاهی که مشرق دارد او زیر علم
سایهٔ یزدان ملک شاه آنکه اندر ملک خویش
[...]
چون به صحرا شد جمال سید کون از عدم
جاه کسرا زد به عالمهای عزل اندر قدم
چون نقاب از چهرهٔ ایمان براندازد زند
خیمهٔ ادبار خود کفر از خجالت در ظلم
کوس دعوت چون بزد در خاک بطحا در زمان
[...]
ای حریم صدر تو ترسندگان را چون حرم
از تو گشته بیضهٔ خوارزمشاهی محترم
طایر عدل ترا صحن زمین زیر جناح
ناظر قدر ترا سطح فلک زیر قدم
چرخ گردان بر ندارد جز بفرمان تو گام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.