گنجور

 
طغرل احراری

می‌برد لعل لب او نشئه از موج شراب

می‌کشد دامان زلفش از گریبان گلاب

لمعه برق رخش هر دم به عشاق آن کند

در بیابان تشنه را تشویش نیرنگ سراب

هر زمان دل آرزوی آب تیغت می‌کند

تا به کی شمشیر احسان تو باشد در قراب؟!

توشه لخت جگر دارم به راهت دود غم

می‌زند فواره ترسم تیره گردد این کباب

نسخه دیوان حسنت را چسان احصا کنم؟!

گر جهان دفتر شود وصف تو ناید در حساب؟!

ای جفا اندیشه بدخو خدا را شفقتی!

چند باشم از شکنج محنت غم در عذاب؟

کرده استاد ازل امروز با صد خون دل

غنچه‌ات را از گلستان لطافت انتخاب

تا دم روز قیامت مادر ایام را

چون تو فرزندی نباشد خانه‌زاد آفتاب

گیسوی شیرین بود زنجیر پای کوهکن

طره لیلی بود در گردن مجنون طناب

از سویدای دلت زن رشحه فال امید

موجب باران بود گر تیره بنماید سحاب

شام غفلت رفت آخر صبح نومیدی دمید

تا کجا آباد باشد خانه هستی خراب؟!

گویمش صد آفرین با خاطر دراک او

هرکه بنویسد به اشعار من طغرل جواب!

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عنصری

شهریار دادگستر خسرو مالک رقاب

آنکه دریا هست پیش دست احسانش سراب

آسمان جود گشت و جود ماه آسمان

آفتاب ملک گشت و ملک چرخ آفتاب

بنگر اکنون با خداوند جهان شاه زمین

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
فرخی سیستانی

تا ببردی از دل و از چشم من آرام و خواب

گه ز دل در آتش تیزم گه از چشم اندر آب

عشق تو باچار چیزم یار دارد هشت چیز

مرمرا هر ساعتی زین غم جگر گردد کباب

با رخم زر و زریر و با دلم گرم و زحیر

[...]

ازرقی هروی

مهترا ، هر چند شعرم زان هر شاعر بهست

تا توانستم نکردم من ز شعری اکتساب

قصد آن دارم که دامن در چنم زین روز بد

روز خوب خویش جویم بر ستوری چون عقاب

تا همی خوانم کتاب و تا همی جویم شراب

[...]

قطران تبریزی

سر و بالایی که دارد بر سر گل مشک ناب

آفت دل‌هاست و اندر دیده‌ام چون آفتاب

روی رنگینش چو ماه تافته بالای سرو

زلف مشکینش چو مشک تافته بر ماهتاب

صبر از آن خواهم همی تا عشق او پوشم به صبر

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
ابوالفرج رونی

ای بیان جود تو بر کاغذ روز سپید

نقش کرده خامه قدرت به زر آفتاب

هر کجا کلک تو شد بر صفحه کاغذ روان

تیغ هندی را نماند با نفاذش هیچ تاب

در هوایت هر که چون کاغذ دوروئی پیشه کرد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه