گنجور

 
طغرل احراری

یک نگاه از چشم مخمورش تو را باشد هوس

عرض مطلب کن مباد افتد قبول ملتمس

دل کنون با سر خط درس تمنای ادب

کرده از باغ جمالش مشق گلچینی هوس

بوالهوس بگذر ز سودای خیال عشق او

کی بود در پیش آتش اعتبار خار و خس؟!

غیر او از دیگران دست طمع کوتاه کن

مدعای هیچ کس حاصل نشد از هیچ کس

ساز تمکین ادب نبود مقام هر دلی

بگذری آهسته بگذر سوی دکان جرس

با گرفتاران زلف او نمی‌باشد دگر

جز کمند حلقه زلفش کسی فریادرس

هر که را دادند اندر باغ امکان فرصتی

کاروان عمر باشد رهنورد پیش و پس

بگذر از سودای آن چیزی که نبود در جهان

محض اوهام است شیر مرغ و هم بال فرس

داد نیرنگ جهان از راه یکرنگی غلط

استخوان را با هما و قند را اندر مگس

ای خوش آن مصرع که طغرل می‌سراید بیدلی

خواب عنقا تلخ می‌گردد به آواز مگس

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
قطران تبریزی

ای توئی بیچارگان را چاره و فریادرس

ایزد از هر دو بند و سختی مر ترا فریادرس

هرکه را رنجی بدو آمد تو برداری ازو

بر ندارد رنج تو جز کردکار پاک و بس

جز بکردار نشاط و ناز نگذاری قدم

[...]

سوزنی سمرقندی

ای بنظم آراستن با سعد اکبر هم نفس

مدح سعدالملک مسعود بن اسعد گوی و بس

آنکه نفس ناطقه از سینه ارباب نظم

بهر سلک مدح او در نفیس آرد نفس

صدر عالی رأی ملک آرای دستوری که بر

[...]

اوحدی

در ضمیر ما نمیگنجد بغیر از دوست کس

هر دو عالم را به دشمن ده، که ما را دوست بس

یاد میدار آنکه: هستی هر نفس با دیگری

ای که بی‌یاد تو هرگز بر نیاوردم نفس

میروی چون شمع و خلقی از پس و پیشت روان

[...]

ابن یمین

ز اقتضای دور گردون گر پدید آید ترا

چند روزی در جهان بر قول و فعلی دسترس

بشنو از ابن یمین پندی بغایت سودمند

با سلامت عمر اگر داری بسر بردن هوس

بدمگوی و بدمکن با هیچکس در هیچ حال

[...]

سلمان ساوجی

هست پیغامی مرا کو قاصدی مشکین نفس

سست می‌جنبد صبا ای صبح کار توست و بس

پیش خورشید مرا کاریست وانگه غیر صبح

کیست کو در پیش خورشیدی تواند زد نفس؟

ای نسیم صبح بگذر بر شبستانی که گشت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه