سبحان گنجی در ۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۶:۰۴ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۷ - در جواب قصیدهٔ حکیم سوزنی:
میر نور الدین علوی در ۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۰۹ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول » بخش ۱۵۵ - هشام بن عبدالملک در طواف کعبه بود هر چند خواست که حجرالاسود را استلام کند به واسطه ازدحام طایفان میسرش نشد به جانبی بنشست و مردم را نظاره می کرد. ناگاه حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین بن علی رضی الله عنهم حاضر شد و به طواف خانه اشتغال نمود چون به حجرالاسود رسید همه مردمان به یک جانب شدند تا نقبیل حجرالاسود کرد یکی از اعیان شام که همراه هشام بود پرسید که این چه کس است؟ هشام گفت نمی شناسم از ترس آنکه مبادا اهل شام به وی رغبت نمایند. فرزدق شاعر آنجا حاضر بود گفت من می شناسمش و در جواب سائل قصیده ای انشا کرد بیست بیت کما بیش در تعریف و تمدیح امام زین العابدین رضی الله عنه:
بیت عربی (بیت 42):
هُم غُیوثُ النَّدی إذا وَهَبوا
هُم لُیوثُ الثَّری إذا نَهَبوا
ترجمه:
آنانند ابران بارانی به هنگام بخشش
آنانند شیران بیشه به هنگام یورش
میر نور الدین علوی در ۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۰۸ در پاسخ به حفیظ احمدی دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول » بخش ۱۵۵ - هشام بن عبدالملک در طواف کعبه بود هر چند خواست که حجرالاسود را استلام کند به واسطه ازدحام طایفان میسرش نشد به جانبی بنشست و مردم را نظاره می کرد. ناگاه حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین بن علی رضی الله عنهم حاضر شد و به طواف خانه اشتغال نمود چون به حجرالاسود رسید همه مردمان به یک جانب شدند تا نقبیل حجرالاسود کرد یکی از اعیان شام که همراه هشام بود پرسید که این چه کس است؟ هشام گفت نمی شناسم از ترس آنکه مبادا اهل شام به وی رغبت نمایند. فرزدق شاعر آنجا حاضر بود گفت من می شناسمش و در جواب سائل قصیده ای انشا کرد بیست بیت کما بیش در تعریف و تمدیح امام زین العابدین رضی الله عنه:
بیت عربی (بیت 42):
هُم غُیوثُ النَّدی إذا وَهَبوا
هُم لُیوثُ الثَّری إذا نَهَبوا
ترجمه:
آنانند ابران بارانی به هنگام بخشش
آنانند شیران بیشه به هنگام یورش
میر نور الدین علوی در ۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۵۱ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول » بخش ۱۵۵ - هشام بن عبدالملک در طواف کعبه بود هر چند خواست که حجرالاسود را استلام کند به واسطه ازدحام طایفان میسرش نشد به جانبی بنشست و مردم را نظاره می کرد. ناگاه حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین بن علی رضی الله عنهم حاضر شد و به طواف خانه اشتغال نمود چون به حجرالاسود رسید همه مردمان به یک جانب شدند تا نقبیل حجرالاسود کرد یکی از اعیان شام که همراه هشام بود پرسید که این چه کس است؟ هشام گفت نمی شناسم از ترس آنکه مبادا اهل شام به وی رغبت نمایند. فرزدق شاعر آنجا حاضر بود گفت من می شناسمش و در جواب سائل قصیده ای انشا کرد بیست بیت کما بیش در تعریف و تمدیح امام زین العابدین رضی الله عنه:
بیت 19
چون کند جای در میان قریش
شود از فخر، تَرْ زبانِ قریش
زیرک غبار در ۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۰۲ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۴۳:
در خراسان هم قال به معنای گودال است.
زیرک غبار در ۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۴۲ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۹۷:
و البته واژه ی Egg در زبان نگلیسی هم برخوردار از ریشه ی همین خاگ و خایه است. خوشبختانه این واژه هنوز در غذای خاگینه جاری و زنده است.
کژدم در ۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ عارف قزوینی » دیوان اشعار » نامه ها و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۳ - رونوشت از خط زیبای عارف که در آن تاریخ نوشته:
عارف پیرامون این مثنوی نوشته است: «در سوال ۱۳۴۶ از بروجرد به همدان برای معالجه، که شرح آن را در صورت زندگی و موفقیت در ضمن تاریخ زندگانی و مسافرتهای اجباری و اختیاری در ایران خواهم نوشت آمده، بعد از دو ماه توقف از طرف روسای مدرسهٔ الیاس و حضرت دکتر بدیعالحکما برای جشن فارغالتحصیلهای مدرسهٔ مذکور دعوت شده، چون ناصرخان پسر دکتر هم یکی از شاگردان دیپلمه بودند، به مناسبت خطابهای که در موضوع تحصیل اجباری نوشته و در موقع بایستی خوانده شود به درخواست دوست خود این چند شعر را ساخته ایشان هم خوانده من هم به یادگار آن روز مینویسم.»
تاریخ قمریست برابر با فروردین ۱۳۰۷ خورشیدی.
فرهاد ریاضی در ۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۳۶ در پاسخ به حاجی سیسی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
افرین بر شما
همایون در ۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵۳:
غزل در بیخودی است و عاشق هیچ از خود ندارد بجز دل که آنهم به دلبر وابسته است نه بخود
جلال دّین میگوید با دلبر سخن گفتن مانند گفتگوی ترک و هندو است که سخن هم را در نمی یابند او باور دارد که این غزل ارزشی ندارد و جز ملامت و سرزنش چیزی به بار نمی آورد
مقام بیخودی خودش مثل این غزل بیخودی است
و در خود تناقض دارد ولی عارفان با آن بالا و بالاتر میروند
جاوید رضایی در ۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰:
درود بر سرکار خانم زندی
همایون در ۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵۲:
اگر آن شه دورو باشد نه آنش خلق و خو باشد
آتش باید آنش باشد
همایون در ۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵۲:
غزل روز عشق
غزل روشن و رسایی در باره شیوه عشق، که با دورویی سازگاری ندارد، اگر بخواهیم بدانیم که در جایی یا به چیزی و کسی عشق داریم بسنده است که ببینیم در خود دورویی حس میکنیم یا نه
دورویی نشان سودجویی و ترس است که در میان جانداران هست که آنجا خطر در پی است و اگر با انسان باشد آن دیگری هم در دورویی استاد است و آنرا چون آینه حس میکند و انسان های برتر اگر دورویی میکنند ازاینرو است که دیگران را بیازمایند بیگمان انسان والا دورویی نمی کند چون ارزش عشق و کارایی آنرا پی برده است که چون آینه صاف است و همه چیز را آشکار می سازد
حبیب شاکر در ۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۲:
سلام بر همراهان گرامی
دنیا دلش از کرده ما پر خون است
لیلا بخودش ندیده و مجنون است
سر تا قدم جهان نظر کن،بینی
کز جهل بشر خرابه و داغون است
سپاس از دوستان
فاطمه کوهشاهی در ۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۳۰ در پاسخ به عباسی-فسا @abbasi2153 دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱:
بسیارعالی 👏خوانش هم مرتب وصحیح بوداتفاقاجناب عباسی استادنقدشعروادبیات وصرف ونحو
مهدی جلال الدین در ۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱:
همونطور که در یکی از نسخه های ابتدای صفحه اومده، استاد شجریان هم مصرع دوم رو اینطور خونده:
هر چه کند به شاهدی کس نکند ملامتش.
که در معنی هم بنظر بهتر میاد، یعنی اون معشوق با عاشقان و نظربازان خودش هرچه کند کسی ملامتش نمیکند
مهدی جلال الدین در ۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۵۸ در پاسخ به بی نشان دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱:
یعنی منظورتون اینکه که امام زمان خطاکار بوده و حضرت سعدی قصد داره در ازای دیدن او، بار گناهانش رو به دوش بکشه؟ از نظر شما امام زمان عاری از گناه نیست؟
احمدرضا نظری چروده در ۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:
با عرض ادب.غالب نظرها را که ۹۰ درصد با نام حقیقی نیستند وما درمجاز وحقیقت آنها را نمیشناسیم، خواندم.اما شگفتی اینجاست که هرکس حافظ را با دایره لغات وفهم خود معنی وتفسیرکرده است.اغلب حافظ را ازحیطه دنیوی وانسانی خارج کرده وازاو چهره ای آسمانی وخارج ازدسترس برساخته اند.آنچه مهم ودرخورتوجه است،اینکه ما ابتدا باید تاریخ عصرحافظ ورابطه اورا با امرا وپادشاهان زمان خود،درک کنیم، سپس به سراغ تفسیر وتعبیر اشعارش دست یازیم.حافظ درزمان حیات خود بارها دیوان شعر خود را ویرایش کرده است.به یقین ازدیوانش نسخه های زیادی هست که به احتمال بسیارزیاد همه آنها نیز گفته حافظ است،اما باید به آخرین ویرایش دیوانش استناد کنیم.درحال حاضر نسخه قزوینی وغنی اصح نسخ است.بقیه نسخ هم درخور توجه است وبرای مقابله ارزشمند.آخرین حرف من،حافظ زمینی بوده است وباید اورا درهمین کره بی نظیر قابل زیست بشر تعبیر کنیم.ضمنا عرفان هم که می فرمایید با مبانی شریعت وتفاسیرمختلف تا اندازه ای زیاد مخالف بوده است. باارادتمندی
رضا از کرمان در ۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » فی التوحید باری تعالی جل و علا » فی التوحید باری تعالی جل و علا:
سلام
اشاره جناب عطار ووجه تسمیه ایوب وکرمان در این بیت به یکی از جاذبه های گردشکری در استان کرمان در منطقه شهرستان شهربابک بنام غار ایوب مربوط میباشد که در ارتفاع 3200 متری ودر اثر فوران گدازه های آتشفشانی بوجود آمده است و همواره مورد استقبال وبازدید گردشگران وکوهنوردان بوده ودر میان این غار گودالی بنام حوض آرزوها یکی از زیبایی های این غار است در افواه عمومی ساکنان محلی این باور وجود دارد که بیماری پوستی ایوب پیامبر (ع) در اثر شستشو و آبتنی دراین غار مداوا گردیده در زبان محلی به کوه ایوب ،کمر ایوب اطلاق میگردد .کمره در لغت به معنای میانه کوه است بقول مولانا
ناقه الله بزاده به دعای صالح
جهت معجزه دین ز کمرگاه جبل
در مورد گرگان دوستان اگه راهنمایی بفرمایند ممنونم.
شاد باشید
حسین قدسی در ۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ ایرج میرزا » اشعار دیگر » شمارهٔ ۱ - من گرفتم تو نگیر:
البته من نتوانستم جای دیگری این شعر را پیدا کنم، و با در نظر گرفتن اشکالی هم که در مصراع آخر وجود دارد، در صحیح بودن انتساب آن به ایرج میرزا تردید ایجاد میشود. اگر شما این شعر را در منبع موثقی یافته باشید، قاعدتاً نباید اشکال عروضی در آن وجود داشته باشد. منتظر پاسخ هستم.
محمد قلیزاده در ۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰: