گنجور

حاشیه‌ها

جاوید مدرس اول رافض در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۱۹ در پاسخ به آرمین شکری اصیل دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:

احسنت

چون در این غزل بیت تخلص درج نشده

جاوید مدرس اول رافض در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:

تضمین غزل حافظ  شماره ۱۹ حضرت حافظ
..........‌.‌
دل شد از دست ندانم که گرفتار کجاست؟
شور بلبل بهوا خاست که ازهار کجاست؟
ساقیِ  حور صلا داد که ابرار کجاست؟
...........
ای نسیمِ سحر، آرامگَهِ یار کجاست؟
منزلِ آن مَهِ عاشق‌کُشِ عَیّار کجاست؟
.........
پیشم  از هجر مزن دم که دلم گردد ریش
حرف دوری ز محبان به حیات است چو نیش
زین نمط حرف مزن تا که مرنجانم بیش
............
شبِ تار است و رَهِ وادیِ اَیمَن در پیش
آتشِ طور کجا، موعدِ دیدار کجاست؟
.........‌‌
در حق ما تو چنان کن که صوابی دارد
دلم از نسخهء چشمت تب و تابی دارد
کد خدای نگهت از چه عتابی دارد؟
.............
هر که آمد به جهان نقشِ خرابی دارد
در خرابات بگویید که هُشیار کجاست؟
...............
لاله را کف بچمن گر به ایاغی ماند
بزم جم راست تو گوئی که قدح میراند
بلبل مست بهاران چو غزل میخواند
.....‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
آن‌کس است اهلِ بشارت که اشارت داند
نکته‌ها هست بسی، مَحرمِ اسرار کجاست؟
...............

گر چه گل را به برش سلسله ای از خار است
در گلستان همه از عطر گلش ایثار است
وه که هر پیچش زلف سیه ات چون مار است
................‌‌‌‌‌‌‌‌
هر سرِ مویِ مرا با تو هزاران کار است
ما کجاییم و ملامت‌گرِ بی‌کار کجاست؟
.................
شعر طنز است و غزل بر لب لعل و سخنش
چاه صد یوسف مصریست به صورت ذقنش
سر ما و قدمش یا لب ما و دهنش
...............
باز پرسید ز گیسویِ شِکَن در شِکَنَش
کاین دلِ غم‌زده سرگشته گرفتار، کجاست؟
...............
در محبت صنما سابقه پیشین کو؟
وان نوازش که شود خاطره تسکین کو؟
کنج آغوش و فراغی بر و بالین کو؟
.........................
عقل دیوانه شد آن سلسلهٔ مشکین کو؟
دل ز ما گوشه گرفت، ابرویِ دلدار کجاست؟
...............
ای صبا نکهتی آور زبر تازه گلی
تا که مرهم کند آن عطر به افسرده دلی
اینچنین است نیاز ار که بود ناز بلی
..............
ساقی و مُطرب و مِی جمله مُهَیاست ولی
عیش، بی‌یار مُهیّا نشود، یار کجاست؟
...............
دل که شد مخزن عشق اوست همانا چون گنج
چو گل کرشمه کند بلبلان خوشند سه و پنج
اگر که جفت شود"  رافض" از دلال و زغنج
..............
حافظ از بادِ خزان در چمنِ دَهر مَرَنج
فکرِ معقول بفرما گُلِ بی‌خار کجاست؟
...............
جاوید مدرس رافض

احمد حائریان در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۱۴ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۳:

با سلام و عرض ادب 

با توجه به فحوای اغلب ابیات این غزل، به نظر می‌رسد بیت چهارم به این صورت باشد: 

یک ذره گر از مهر تو "تابد" به دل و جان

بر هر دو جهان قاسم انوار توان بود

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۱۶ در پاسخ به Mojtaba Razaq zadeh دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایتِ شمارهٔ ۴۲:

سلام 

  بنظرم کنایه از رفتار شتران نر در هنگام نزاع در فصل جفتگیری است چون شتر نر (در گویش محلی لوک)در این هنگام بسیار خشمگین و خطرناک است واز دماغ ودهانش دایما کف میریزد . وساربانان وشترداران در فصل فحلی شتران ماده معمولا زانوان شتر نر را برای امنیت  بسته ونرها را از هم  دور نگه میدارند.

شاد باشی

سفید در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۸ - تتمهٔ قصهٔ مفلس:

 

کون پر چاره‌ست هیچت چاره نی

تا که نگشاید خدایت روزنی

 

گرچه تو هستی کنون غافل از آن

وقت حاجت حق کند آن را عیان... 

 

گفت پیغمبر که یزدان مجید

از پی هر درد درمان آفرید

 

لیک زان درمان نبینی رنگ و بو

بهر درد خویش بی فرمان او...

 

 

ali barani در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۱:

به نام حضرت دوست

حدیث صحیح یکی از انواع حدیث است و آن حدیثی است که سلسله راویان آن درست و صحیح هستند و حدیث جعلی و ... نیست. پس ذکر شریف و عظیم و ... ولو در نسخه بدلها درست به نظر نمی رسد.

Mojtaba Razaq zadeh در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایتِ شمارهٔ ۴۲:

کف به دماغ اورده یعنی چه

ali barani در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۱:

سلام به دوستان

تحلیل ها بسیار زیبا و عرفانی است. تکرار خاسته در ترکیب های نوخاسته، برخاسته و نو خاسته و قرار گرفتن آن در جایگاه قافیه می تواند نشان از هنر شاعر در کاربرد کلمات قافیه با معنا و مضمون جدید است . این تکرارها بعدها در غزلیات صائب هم دیده می شود.

عبدالرضا ناظمی در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۴۴ دربارهٔ سعدی » رسائل نثر » شمارهٔ ۳ - رسالهٔ نصیحة الملوک [۷۶-۱۵۱]:

درود   بند 83   هر که از دست تو نه ایمنست از او ایمن مباش که مار از بیم هلاک خویش....

شهرام . در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۲۵ در پاسخ به شایق دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱:

خیلی ممنونم از توضیحاتتون

شهرام . در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۲۰ در پاسخ به 7 دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱:

به به

نیکنام شاهین در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۰۲ در پاسخ به مهران دربندی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۹:

سلام 
فکر می کنم این کلمه باید قُتْسُز باشد. چون در بعضی نسخه ها قُتْسُز آمده. و شرف الدین یالتقایا در مقال اش که در باره سخنان ترکی در آثار مولانا همین بیت را با«قتسز» آورده است.  قتسز یعنی شوم، منحوس یا بدبخت.
قَنْسِز (قانسز) در ترکی امروزی به معنی ترسنده و جبان آمده. ولی  نمی دانم این کلمه (قنسز) در عصر مولانا متداول بود یا نه. چون در هیچ اثری قدیمی ثبت نشده.

اما «قتسز» یا «قوتسز‍» کلمه ای خیلی قدیمیست. 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۰۱ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

سلام 

  آقا رضای گرامی از وقت وانرژی که برای تفهیم غزلیات گذاشتید ممنونم وشاید باور نکنید اولین بار است که حاشیه حضرتعالی را با دقت خواندم اگر بر این باورید که غزلیات حافظ ،وبه تایید بزرگان ادب وعرفان ، عارفانه است  تعبیرحضرتعالی  وبرداشت حقیر از نوشتار شما ،از کلمات فقر  وچشم جان بنظر صحیح نیست وبا تعاریف عارفانه واهل تصوف  منافات دارد . راهنمایی بفر‌مایید  ممنونم.

  شاد باشی عزیز

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ جیحون یزدی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳:

سلام

   عجب اعتراف نامه  صریحی گفته این جناب جیحون یزدی

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:

بزرگانی چون دکتر تفضلی، ابوالقاسم حالت و ... با مقایسه و بررسی دقیق نسخه‌های خطی، هریک اثر معتبری به جا گذاشته است. دقت این بزرگواران به اندازه‌ای بوده که آدم جرأت بررسی دوباره را به خود نمی‌دهد. به هر حال، بررسی دوباره همه نسخه‌های خطی موجود، و از همه مهمتر، قافیه‌بندی غزل، نشان از آن دارد که –اگر خوشبین باشیم–احتمالا غزل شماره 10 مربوط به شاعر دیگری است.

Ali Sarhaddi در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

ادامه کامنتم اینکه نظر باقی اساتید بزرگوار هم جای خود محفوظ میام و یک غزل رو میخونم با اینکه از ۱۶ سالگی ۸۰درصد دیوان حافظ رو حفظم یه برداشت و تفسیر اولیه خودم میکنم بعد حاشیه دوستان رو میخونم که خودش دنیایی هست سپس با خوندن حاشیه جناب رضا انگار غزل رمزگشایی میشه و مست میشوم ممنونم از گنجور ممنونم از استاد رضا ممنونم از دوستان و خوشحال و مشعوف هستم که هنرمند بینظیری در دنیا وجود داره به نام حافظ که من باهاش همشهری همزبان و هم اسمم و زود هم باهاش آشنا شدم

سرو روان در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:

این قصیده رو خیلی زیاد دوست دارم ...

محسن حیدرزاده جزی در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۴۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۱۲:

خاری که شتر در بیابان می خورد، خارشتر نام دارد که از آن ترنجبین می گیرند( همان مَنّ که بر قوم موسی نازل شد)  نام علمی این گیاه هم از کلمه حاجی گرفته شده است:

 

خارشتر ایرانی
Alhagi canescens
Alhagi graecorum
Alhagi kirghisorum
Alhagi nepalensis
Alhagi sparsifolia

Ali Sarhaddi در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

سلام نه به تناسخ اعتقاد دارم و نه معتقدم که میشه منظور و منویات کامل یک شاعر رو از رو شعرش تفسیر کرد اما آقا رضا انگار که خود حافظ هست و الان در جمع ما میگه که منظور من ۷۰۰ سال پیش این و این بوده است

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱۴:

هر دم ز خلق پرسی احوال عرش و ...

سلام 

این بیت حضرت مولانا متناظر با این نظریه کوانتومی نوپایست که میگوید هر جز شامل اطلاعات کل است یا به عبارت دیگر نظریه جدید کوانتومی  بر این موضوع اذعان دارد هر جز مشتمل بر تمام اطلاعاتی است که در کل وجود دارد چون اطلاعات بر اساس لا مکانی توزیع شده‌اند وجهان نیز دارای مختصات لامکانی است ودر عرفان از آن بانام وحدت کیهانی یاد شده  نظریه  هولوگرام بودن جهان هستی توسط تحقیقات دانشمندان دیوید بوهم  فیزیکدان و کارل پربرام متخصص اعصاب مشترکا ارایه گردیده که کتاب ارزنده جهان هولوگرافیک اثر مایکل تالبوت با ترجمه مرحوم داریوش مهر جویی به تشریح این نظریه وتوانا ییهای ذهن آدمی میپردازد که به جرات پاسخگوی بسیاری از سوالات هستی شناسی است 

۱
۸۷۳
۸۷۴
۸۷۵
۸۷۶
۸۷۷
۵۷۹۶