احمد خرمآبادیزاد در ۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۰۵ در پاسخ به مهوش نوّابی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد:
مصرع دوم بیت 76:
«حجیج» واژهای است که با قافیه سازگاری دارد. در خور یادآوری است که واژه «حجاج» در پی فرآیند واجشناختی به «حجیج» تبدیل شده است (لغتنامه دهخدا را نگاه کنید).
دو تن از سخنوران نیز، واژه «حجیج» را به کار بردهاند
1-سعدی شیرازی در گلستان (باب هفتم، حکایت شماره 12) می گوید: «سالی نزاعی در پیادگان حجیج افتاده بود و ....»
2-آذر بیگدلی در بیت دوم قصیده شماره 23 میگوید: «کشیده رخت به میخانه، چون به کعبه حجیج/دویده هر سو مستانه، چون به باغ، نسیم»
همایون در ۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۴:
غزل از یک خوشی پنهان در هستی میگوید که در همه جا خود را آشکار میسازد یک شادی نهفته در هستی که می تابد و می بافد و می تازد و می خواند و می رخسد و می نازد و می سازد
حتی سنگ هماز بودن شاد است چه برسد به آب و گیاه
چه برسد به حیوان و چه برسد به انسان که شادی هستی را به اوج میرساند
این دریافتن شادی در هستی از کرامات جلال دین است
احمد خرمآبادیزاد در ۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد:
نسخه مجلس شورای ملی نیز مصرع نخست بیت 71 را چنین آورده است:
«میسُکُست او بند و زان بانگ بلند»
در نخستین نگاه، تصور میکنیم که اشتباهی در نگارش رخ داده است. ولی در مصرع نخست بیت 72، با صرف دیگری از آن، یعنی «بسکُست» روبرو میشویم. اینجا دیگر باید نگاهی بیندازیم به فرهنگ فارسی دکتر معین و لعتنامه دهخدا.
وانگهی، مولانا 13 بار دیگر در آثار خود واژه «سُکُستن» را صرف کرده و در یکی از آنها «بسکست» را در کنار «بشکست» به کار برده است «ور ز رنج تن بد آن گریه و ز سوک/ریسمان بسکُست و هم بشکست دوک» (مثنوی معنوی، بخش 57، بیت شماره 6).
بنابراین
- مراقب ذهن فریبکار خودمان باشیم.
- از هرگونه دستکاری اسناد بر پایه حدس و گمان بپرهیزیم.
علی رحیمی باغی در ۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۴۶ در پاسخ به سیدمسعود دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۷۵:
سلام. حضرت ایوب علیه السلام بعد از دست دادن اموال و فرزندان دچار مرضی شد که کرم به زخم های بدنش زد. اینجا منظور از کرمان جمع کرم می باشد
کژدم در ۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷ - عیدی عشاق:
این غزل یادگار صبح نوروز سال ۱۳۲۸ است که استاد صبا و استاد دوامی به خانهٔ شهریار رفته بودند و از آنجا به خانهٔ زندهیاد هنگآفرین در رستمآباد شمیران رفتند.
فرید وحدت در ۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:
با درود و سپاس بسیار خدمت عزیزان،در بیت ای نازنین ....تو چه مذهب گرفته ای....کت خون ما حلال تر از شیر مادر است....در حد فهم و درک این کمترین،از آنجا که در استنساخ و انتشار دیوان ها دخل و تصرف ها بعید نبوده و حتی تا حدی رواج داشته است،تصرف در واژه را بعید نمی دانم،که. اگر اصل بیت چنین بوده باشد که: ،ای نازنین (پس)چه مذهب گرفته ای، ، کت خون ما حلال تر از شیر مادر است، ،نخست آنکه از قدیم و تا کنون (پس)را برای توقف بر گفته و امر پیشین و طرح پرسش استفاده می کردند و می کنیم و اگر مخاطب حافظ را در محضر او حاضر بدانیم،با توجه به بیت پیشین آن چنین گفتن در پیوند با مقصود حافظ می نماید، و دیگر آنکه با توجه به اینکه نسخه نویس ها در بسیاری از اوقات باب مذاق روزگار خود در ابیات دست برده اند و الحاق و..نموده اند،بعید نیست که این واژه(پسر)نیز حاصل چنین امری باشد با احترام فرید وحدت
Elham Khani در ۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۱۰ - صفت خَوَرْنَق و ناپیدا شدن نعمان:
سهیل:ستاره سهیل(اولین بار در کشور یمن دیده میشود)نماد دوری وبلندی
علی در ۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۲۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۵ - فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماع:
به نظر می رسد یک نمونه عینی از خر برفت و خر برفت در تاریخ معاصر وقتی بود که روزنامه ها تیتر زدند شاه رفت و مردم پایکوبان و کفزنان تا سحر شاه رفت و شاه رفت خواندند.
.
Elham Khani در ۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۹ - صفت سنمار و ساختن قصر خَوَرْنَق:
تنگلوشای: کتابی پر نقش و نگار
گنبد :جوری ساخته میشد در هر ساعتی به یک رنگ درمیامد
کنگاور مکان معبد آناهیتا(فرشته آب)
این به یک گنبدی نماید چهر؛آن بود هفت گنبدی چو سپهر /بیت کلیدی
محمد حسین رمضانیان در ۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۰۳ در پاسخ به آناهیتا هستم دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۶ - دیدن خواجه طوطیان هندوستان را در دشت و پیغام رسانیدن از آن طوطی:
کاربرد واژه ی مشت بهجای مشتها به شدت بی معنی هست و علاوه بر این در خود بیت معنای درخوری نداره باکلیت ابیات این قسمت هم سازگار نیست....
محمد حسین رمضانیان در ۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۰۱ در پاسخ به یاسر رحمانی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۶ - دیدن خواجه طوطیان هندوستان را در دشت و پیغام رسانیدن از آن طوطی:
مشتها هم ریشه با اشتها به معنای مطلوب و خواهش و مراد هست
احد در ۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۴ - در مدح هژبر سالب علیبن ابیطالب صلوات الله و سلامه علیه گوید:
«جانوسپار» و «ماهیار» دو تن از سرداران داریوش سوم (دارا) آخرین پادشاه هخامنشی بودند که در نبرد با اسکندر به وی خیانت کردند
امیررضا نیک خو در ۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۲۵ دربارهٔ ایرج میرزا » غزلها » شمارهٔ ۲:
عجب غزلی لذت بردیم
جاوید مدرس اول رافض در ۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۹:
محتوای فرم چشمان تو دارد تیر بار
قلب ها سیبل مقابل تیر رس را بر قرار
مردمت بس گفتگو ها غرق غمز وعشوه کرد
تک بزن خواهی ویا رگبار کی ،خواهم فرار
وحدت فرم دو چشمت محتوا را می ستود
ساختار ذات آنرا نیک میگیری بکار
فیلسوفان و مکاتب غرق در این حکمتند
اینکه فرم چشم تو غالب بود یا آن شرار
خود هماهنگ است آندو در نظام چشم تو
سازمانش در کنش ،زیبا و مستست و خمار
نیک خلقش کرد خالق نقش چشم مست تو
این اثر در نقش خلقت شد هنر را استوار
چشم "رافض" از حدیث چشم دلبر گشت خون
در ازل افتاد این میثاق و دلها شد دچار
جاوید مدرس اول رافض در ۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۱۶ در پاسخ به حمید دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۹:
محتوای فرم چشمان تو دارد تیر بار
قلب ها سیبل مقابل تیر رس را بر قرار
مردمت بس گفتگو ها غرق غمز وعشوه کرد
تک بزن خواهی ویا رگبار، کی ،خواهم فرار
وحدت فرم دو چشمت محتوا را می ستود
ساختار ذات آنرا نیک میگیری بکار
فیلسوفان و مکاتب غرق در این حکمتند
اینکه فرم چشم تو غالب بود یا آن شرار
خود هماهنگ است آندو در نظام چشم تو
سازمانش در کنش ،زیبا و مستست و خمار
نیک خلقش کرد خالق نقش چشم مست تو
این اثر در نقش خلقت شد هنر را استوار
چشم "رافض" از حدیث چشم دلبر گشت خون
در ازل افتاد این میثاق و دلها شد دچار
فرزاد در ۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۶:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۲۳:
به نظرم این شعر از سعدی نیست
کافی است «سعدی خولن و سعدیدان» باشید که بدانید چنین شعری با کمترین آرایهی ادبی بعید است از زبان استاد سخن صادر شده باشد
H Hj در ۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۲۸ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴:
آه از عراقی که حال دل گوید.
محمد حسین حسینی در ۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰:
خار هم تیغه های سوزنی میتواند باشد و هم شاخه های خشک درختان و در این بیت اولویت با شاخه های خشک است (دکتر محقق نیشابوری)
غلامعلی کشانی در ۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۱۷ - ای آن که غمگنی:
آخر شعر!
احمد خرمآبادیزاد در ۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد: