گنجور

حاشیه‌ها

کوروش در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۷۰ - باز الحاح کردن معاویه ابلیس را:

گفته است الکذب ریب فی القلوب

گفت الصدق طمانین طروب

یعنی چه ؟

 

کوروش در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶۹ - باز تقریر ابلیس تلبیس خود را:

از ضعیفی چون نتواند راه رفت

خلق گوید تخمه است از لوت زفت

یعنی چه ؟

حمزه حکمی ثابت در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۹ - آواز دادن هاتف مر طالب گنج را و اعلام کردن از حقیقت اسرار آن:

شبیه آنچه حافظ فرمود:

سالها دل طلب جام جم از ما می‌کرد...

کوروش در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۲۴ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶۸ - نالیدن معاویه به حضرت حق تعالی از ابلیس و نصرت خواستن:

ابوشکور کیه

امین داریانی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

شاه بیت‌ش اینه 

پند دلبند تو در گوش من آید هیهات

من که بر درد حریصم چه کنم درمان را

 

درد عشق از درمان بسی لذت‌بخش‌تر و شیرین تر است

علی فراهانی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۰۵ در پاسخ به بهیار دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۱:

این بیت نیز تایید دوباره مولانا بر "عدم " از دو منظر می باشد

ما وجود یا منیت خود را از طریق جسم و شخصیت خود درک می کنیم یا در واقع متوجه می شویم. و بر اساس همین جسم خود شش جهت را نسبت به بدن خود تعیین میکنیم

حال مولانا میگه ای به گونه ای باید از خود تهی شوی و در عدم باشی که علاوه بر منیتی که نداری، خودت را  از طریق جسم هم نمی توانی احساس کنی که متعاقبا شش جهت هم دیگر معنی ندارد

عبدالعلی بوطالبی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۵۲ در پاسخ به مریم السادات لطیفی دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۷۷:

«او در فروع، مذهب شافعی داشت، اما وقتی دید که صوفیان خانقاه و از صلوت گفتن بر آل رسول (صلی الله علیه و اله و سلم) در تشهد اول و در قنوت خودداری کردند. پیش نماز خانقاه را ملامت کرد و گفت که «ما در موکبی نرویم که آل محمد در آن‌جا نباشد»

اسرار التوحید، ج۱، ص۲۰۴، به کوشش محمد رضا شفیعی کدکنی، تهران، ۱۳۶۶ ش

کوروش در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۳۳ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۹ - دوم بار در سخن کشیدن سایل آن بزرگ را تا حال او معلوم‌تر گردد:

همچو موشی هر طرف سوراخ کرد ...

سپاسگزارم 

فرهود در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:

نام شمس الدین تبریزی چو بنویسم بدانک

شکر دلخواه را در اشکم کاغذ نهم

 

م. محمد زاده در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۱۲ - قطران تبریزی:

اینکه در یکی از غنی ترین سایت های اینترنتی در رابطه با فرهنگ و ادبیات ایران، حاشیه های اینقدر شوونیستی نوشته میشود مایه ننگ است. نمیدانم چه اصراری دارید همه ایران را فارس بدانید. اینکه این همه اقوام غیر فارس، زبان ادبیات جهان اسلام، یعنی زبان فارسی را گسترش داده اند برایتان کفایت نمی کند؟ چرا اصرار دارید هر که را که بفارسی نوشته فارس بدانید. بسیاری از مقالات و حتی کتابهای اساتید دانشگاههای معاصر ایران به زبان انگلیسی نوشته میشود چون انگلیسی زبان علمی معاصر است آیا آنها را باید عالمان انگلیسی دانست؟ چرا اصرار دارید سند به این مهمی راکه قطران فارسی را خوب حرف نمی زد انکار کنید. خیلی از اساتید بزرگ ادبیات فارسی دانشگاههای ایران امروز ترک تبارند ولی فارسی را خوب حرف نمی زنند یعنی با لهجه حرف می زنند. چون زبان مادریشان ترکی است.

بعد از ورود ترکان سامانی و غزنوی به عرصه سیاسی ایران، زبان جدیدی در این منطقه از ترکیب پارسی باستان، عربی و ترکی شکل می گیرد که همچنانکه اولگ گرابار تاکید می کند، دیگر ربطی به زبان پارسی و پهلوی باستان ندراد و می توان اسم آنرا زبان فارسی جدید نامید. از این زمان به بعد برای بیش از هزار سال سه زبان بصورت همزیست در فلات ایران و نیز در حوزه فرهنگی ایران کاربرد خواهند داشت. زبان حکام و دربار ترکی بوده است و صدها سند برای این مساله وجود دارد(پیترو دلاواله که بعنوان فرستاده ولی جاسوس به دربار صفوی می آید در نامه های خود می نویسد که "قبل از رفتن به ایران 9 ماهی در استانبول توقف کرده ام تا زبان ترکی را یاد بگیرم. تا بتوانم براحتی سفر کنم و با پادشاهان به زبان خودشان حرف بزنم. هرکه این زبان را بداند از دریای سیاه تا قلب شبه قاره هند بی هیچ مشکلی سفر می کند" همین پیترو در نامه ای دیگر می نویسد که قرنهاست که زبان زنانه فارسی، زبان ادبیات این منطقه و زبان مردانه ترکی، زبان حکام این منطقه است). زبان علم عربی بوده است همچنانکه ابوریحان و زکریای رازی و ابن سینا به عربی نوشته اند ولی عرب نیستند. و زبان ادبیات فارسی بوده است همچنانکه سلطان سلیمان عثمانی و اکبرشاه هندی وهزاران شاعر فارسی گوی ترک تبار آذربایجانی هم اشعارشان را بفارسی نوشته اند ولی فارس نیستند. صدها سند برای همزیستی این سه زبان و تسلط ایرانیان به این سه زبان وجود دارد. 

 

اسعدی گرگانی:چو نثر هر زبانش خوشتر آید / به نظم آن زبان معجز نماید / دری و تازی و ترکی بگوید / به الفاظی که زنگ از دل بضوید

 

ختم کلام همچنانکه ناصر خسرو به صراحت می گوید  قطران شعری نیک می‌گفت، اما زبان فارسی نیکو نمی‌دانست. چون وقتی ناصر خسرو با او حرف زده است لهجه ترکی او برایش نوعی ناشیانگی در زبان فارسی تلقی شده است. 

 

رضا عزیزی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹:

دوایی نیک بخت است آن که گاهی 

بود همراز و هم بالای فرخ 

ر رضایی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۴ - صفت رسیدن خزان و در گذشتن لیلی:

با سلام به دوستان فرهیخته

خون کن کفنم....

لیلی خودش رو شهید میدونه و قربانی عشق...لذا تاکید داره که روز مرگش عید قربان اوست. 

از طرفی به قول مولانا:

خون شهیدان را ز آب اولی تر است....

پس بهتر است که این شهید در کفن خونین به خاک بره.

بهمن افشاتی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:

درود و ادب

اگر غزل را از محدویت اشخاص و مناسبتها دور کنیم بی گمان یک غزل ناب عرفانی برای همه انسانها می باشد .سی پاره به کف در چله شدی: اشاره به چله نشینی سالک و عارف حق که در خلوت خود قرآن و اذکار الهی بر زبان جاری میکند.سی پاره منم ترک چله کن: منظور از "سی پاره منم"همان پیر و خداوند و هر انسان روشن ضمیر و معشوق می‌توان دانست..

بیت زیبای:ای موسی جان شبان شده ای....جان هر کسی چون موسی گرفتار شبانی و انسان‌ها می باشد،برای رسیدن به نور و سعادت الهی،باید گَله "آدمیان و جهان مادی‌گرای "را رها کرد وهمچون موسی به طور"جایگاه اشراق" رفت..

ترکیب زیبا و هنری"فرعون هوا" ....همان نفس که باید او را به بندگی خود در آورد و رام و اهلی کرد

بهمن افشانی

ساسان قائدی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۲۸ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۵۶ - در مدح ابوالطیب طاهر مصعبی:

«مگر» یک سو افکن، که خود هم ...

م را جو د 

امیرحسین صباغی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲:

بنظر در مصرع دوم بیت چهارم، خاقانی یکی از اختیارات عروضی را اعمال کرده باشد که دیگر قرن‌هاست در شعر فارسی رایج نیست. منظورم عکس اختیار تسکین در قسمت «که دمار» است. جالب اینکه کمتر کسی امروز به تغییر قوانین عروض فارسی در طی قرون توجه می‌کند و بعضا حتی اساتید بدون توجه به این مساله دست به تصحیح دیوان شعرای قدیم می‌زنند.

علی سونامی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۳۶ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:

معنی این دو بیت:

معشوقی که مانند ماه زیبا روی بود و قدش مانند سرو بلند بالا بود آیینه ای در دست داشت و خودش را آرایش میکرد

دستمال کوچکی به او تقدیم کردم و او گفت:

میخواهی به وصال من برسی و در طلب من هستی،احسنت به این خیال که در سر توست

افشین آگاه در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵:

با درود و تشکر. آقایان پوریا و احمد نیکو مطالب صحیحی فرمودند بر حسب تصادف دیدم این بزرگواران بدانها اشاره نموده اند‌. نخست وزن رباعی مفعول (چون بلبُ)مفاعلن(ل مستِ را) مفاعیلن(هِ در بستان) فاع ( یاف) است. دوم این رباعی از خیام نمی تواند باشد و با سبک و روش او سنخیت ندارد درواقع از خیامیات است که جناب نیکو گفتند از  خلاق المعالی کمال الدین است. با تشکر از همه دوستان 

علی سونامی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۲۰ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

معنی این دو بیت:

گفتم که لبت را ببوسم گفت لبم مانند آب حیات جاودانی و روح بخش است

گفتم دهانت گفت چه خوش گفتی که مانند حبه نبات شیرین است

گفتم سخنت گفت که حافظ گفته:

شادی همه کسانی که لطفیه میگویند صلوات

(یعنی معشوق سخنانش با ملاحت و خوش زبان است)

علی سونامی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:

معنی این دوبیت:

خطاب به معشوق؛

شراب شادی بخش را در دست گیر و نزد من بیا

به دور از چشم رقیب پست،با او لجاجت و سرکشی کن و نزد من بیا

سخن دشمنان که تو را نصیحت میکنند و میگویند پیش او نرو گوش نکن

این سخن و نکته را از زبان من گوش کن و پیش من بیا

 

علی سونامی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۴۸ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:

معنی این دوبیت از شعر حافظ

خطاب به معشوق:

به جز رخ تو کسی به چشم ما نیامد و به جز مسیر کوی تو ما را گذرگاهی نیست

هرچند که خوابیدن ،برای همه لازم و واجب است .ولی در چشم من ،خوابی وجود ندارد،چون بی تاب تو هستم.

 

۱
۸۵۶
۸۵۷
۸۵۸
۸۵۹
۸۶۰
۵۶۹۷