رضا از کرمان در ۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۱۱:
سلام
دوستان گرامی معنی دو بیت آخر را مرقوم میفرمایید.
متشکرم
زمان ملک زاده در ۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۲۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۴ - قصیده:
سلام
در بیت پنج بنظر میرسد باید یال باشد، نه بال ضمن اینکه معنی رسان مبهم است
محمد تدینی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۱:
جلایرنامه قائم مقام
شعر نیز همچون نثر، ابزار دست و اسلحه نبرد قائممقام فراهانی بوده است. قائممقام در شعر نیز مهارتی داشته و از سبک خراسانی پیروی می کرده است. از یادمان های شناخته شده او مثنوی «جلایر نامه» که از زبان جلایر – یکی از نوکران اوست - که بعدها ایرج میرزا در عارف نامه خود از سبک سروده او پیروی می کند.
کیوانلو در ۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹:
در بیت "چو پرده دار به شمشیر می زند همه را - کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند"
به نظر مخلص، منظور جناب حافظ از پرده دار، جناب عزرائیل است. در کل غزل، حافظ سخن از این می گوید که زندگی در این دنیا فانی است و دوامی ندارد و چنین باقی نخواهد ماند. خلاصه با مرگ از غم این دنیا آزاد می شویم و به محبوب می پیوندیم. در این بیت هم می فرماید که فرشته ی مرگ(عزرائیل) مانند پرده داری همگی را می زند و جان همگی را می ستاند و این برای همه است. در بیت بعدی نیز همین مضمون را تاکید می کند و اینکه چرا شما از شرایط خود در این دنیا و بدشانسی هایتان شکایت می کنید در حالی که این دنیا فانی و زودگذر است و ارزشی ندارد که به این موارد توجه کنید و این یک قانون کلی است و شامل همگان است که بر صحیفه ی هستی هیچ کسی جز ذات باریتعالی باقی نمی ماند و جمشید جم نیز این را با تاکید بیان کرده و خود جمشید نیز به عنوان یک نمونه و مثال باقی نمانده و او درست گفته است. خلاصه اینکه عمر کوتاه است و قدرش را باید دانست و جز نکویی اهل کرم، چیز دیگری باقی نمی ماند.
محمد تدینی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۲:
ایرج میرزا در پایان عارفنامه چنین گوید: جلایرنامۀ قائممقامست که سرمشق من اندر این کلامست اگر قائممقام این نامه دیدی جلایرنامۀ خود را دریدی جلایر را جلایر بنده کردم جلایرنامه را من زنده کردم به شوخی گفتهام گر یاوهای چند مبادا دوستان از من برنجند..!؟
محمد محسنی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۴۵ در پاسخ به جهن یزداد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲:
سرورانی که دیدگاه این هم وطن دانش اندوز و خوانشی را مطالعه کردند، بنده زیرش این پاسخ رو دارم نگارش میکنم که متوجه باشند این ابیات الحاقی به شاهنامه فردوسی است، و گذر کنند و از خواندن و ترویج آن خوداری کنند ،این الحاقات در همان چند سال ابتدایی فوت فردوسی صورت گرفته، و حتی در زمان حضور خودش، و تنها دلیل آن حفظ این سند ملی از گزند خلفای راشدی و دین پروران زمان بوده
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۳:
جَیبِ من هم دارد از پیراهنِ یوسف نشان
فرهاد میم در ۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۱۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱۴:
درو بر دوستان هنردوست، چرا صاعب از قافیه "گشاده" چهار بار استفاده کرده ؟!
هادی شیرازی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:
همه شب نهاده ام سر چو سگان بر آستانت
که رقیب در نیاید به بهانه ی گدایی
Kazem Gharibi در ۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶۵:
آینه به خلاف تصور دوستان از شیشه و جیوه نبوده. آینه ها را از آهن صیقل داده می ساختند که در مجاورت هوا اکسیده می شد و زنگار می گرفت.
در بیت آخر، می توان به عقده شاعر درباره خدا پی برد. می گوید تو همانند آینه ای و تصاویر و رنگهای تو ناشی از انعکاس آن چیزی است که در برابر تو قرار دارد. تو فاقد رنگ و تصویر و نقشی و به همین سبب به اندازه انسانهایی که به تو می اندیشند، تصویر و تخییلی از تو وجود دارد و تو از همه این تلونها و تعینها بری هستی.
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۲:
خانه ای در بیستون ، فرهادِ سرگردان گرفت
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۰۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۷:
هر که چون صائب ، قَدم بر کرسیِ همّت نهاد،
ارسلان شمیرانی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۵:
کز سه صفر از یک ده و وز ده صد و وز صد هزاری
به صورت صحیح می باشد
ارسلان شمیرانی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۵۰ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب برزویه الطبیب » بخش ۱۲:
در نسخه اصلی چاپ سال ۱۳۶۰ از روی نسخ خطی اینگونه است که "عالم غدار و زاهد مکار بدین معانی شادمان".
بهروز بیات در ۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۹:
شعر = موی سیاه
هیراد صالحی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۲۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۸ - حکایت در معنی شفقت:
پدرم به من می گوید:یکی از بزرگان اهل خرد برای خرش بستنی می خرد
😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
هیراد صالحی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۸ - حکایت در معنی شفقت:
این شعر مورد علاقه من است!
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۹۸:
از مسیحا نیست کم ، در روح بخشی بویِ گل،
سیدمحمد جهانشاهی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۳:
گر نه کوری ای برادر ، این همان پیراهن است
اسکندر علیپور اندکا در ۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۱۵ در پاسخ به mohsen دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۷: