ای آن که غمگنی و سزاواری
وندر نهان سرشک همی باری
از بهر آن کجا ببرم نامش
ترسم ز بخت انده و دشواری
رفت آن که رفت و آمد آنک آمد
بود آن که بود، خیره چه غمداری؟
هموار کرد خواهی گیتی را؟
گیتیست، کی پذیرد همواری
مُستی مکن، که ننگرد او مُستی
زاری مکن، که نشنود او زاری
شو، تا قیامت آید، زاری کن
کی رفته را به زاری باز آری؟
آزار بیش بینی زین گردون
گر تو به هر بهانه بیازاری
گویی گماشتهست بلایی او
بر هر که تو بر او دل بگماری
ابری پدید نی و کسوفی نی
بگرفت ماه و گشت جهان تاری
فرمان کنی و یا نکنی، ترسم
بر خویشتن ظفر ندهی باری!
تا بشکنی سپاه غمان بر دل
آن به که می بیاری و بگساری
اندر بلای سخت پدید آید
فضل و بزرگمردی و سالاری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره غم و سختیهای زندگی است. شاعر به شخصی سخن میگوید که در غم و اندوه به سر میبرد. او تاکید میکند که باید از درد و زاری پرهیز کرد، چراکه هیچ چیز از گذشته باز نمیگردد و کوشش بیهوده است. زمان گذشت و آمدنها و رفتنها را طبیعی میداند و اشاره میکند که زندگی همیشه در حال تغییر است. او نگران است که اگر به غم و آزار ادامه دهیم، خود را بیشتر در تنگنا قرار میدهیم. در نهایت، شاعر بر اهمیت شجاعت و بزرگی در مواجهه با مشکلات و بلایا تاکید میکند.
هوش مصنوعی: ای آن کس که در دل خود غم و اندوه را حمل میکنی و شایستهی آن هستی که در خفا اشک بریزی.
هوش مصنوعی: به خاطر آنکه بخواهم نام او را بر زبان بیاورم، از آیندهای پر از غم و مشکلات میترسم.
هوش مصنوعی: آن که رفت، دیگر برنگشته و آن که قرار بود بیاید، آمده است. در این بین، تو چرا به غم و اندوه خود ادامه میدهی؟
هوش مصنوعی: آیا میخواهی دنیا را هموار و راحت کنی؟ اما دنیا طبیعت خود را دارد و هرگز چنین تغییری را نمیپذیرد.
هوش مصنوعی: مست نشو، زیرا او به مستی تو توجهی ندارد. زاری نکن، چرا که او صدای زاری تو را نمیشنود.
هوش مصنوعی: زاری و ناله کن تا روز قیامت، اما آیا با زاری تو کسی که رفته است، بازمیگردد؟
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به هر دلیلی دیگران را آزار دهی، باید بدانی که خودت نیز از این دنیای پر از آزردگی آسیب میبینی.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که او بر هر کسی که تو به او علاقهمندی، بلا و مصیبتهایی را گماشته است.
هوش مصنوعی: ابر و کسوفی در کار نیست و ماه در سایه نرفته است، اما با این حال دنیا به تاریکی گراییده است.
هوش مصنوعی: هرچند که تو دستور بدهی یا ندهی، من نگرانم که به خودم اجازه پیروزی ندهم!
هوش مصنوعی: برای اینکه قلبت از غم و اندوه خالی شود، بهتر است آن را با شادی و خوشحالی پر کنی و از غمها رها کنی.
هوش مصنوعی: در مقابل مشکلات و چالشهای سخت، فضیلت، انسانیت و رهبری واقعی ظهور میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای غافل از شمار! چه پنداری؟
کت خالق آفرید پی کاری؟!
عمری که مر توراست سرمایه
وید است و کارهات به این زاری!
ای آنکه غمگنّی و سزاواری
و اندر نهان سرشک همی باری
از بهر آن کجا نبرم نامش
ترسم ز بخت انده دشواری
رفت آنکه رفت و آمد آنک آمد
[...]
تمییز و هوش و فکرت و بیداری
چون داد خیره خیره تو را باری؟
تا کار بندی این همه آلت را
در غدر و مکر و حیلت و طراری؟
تا همچو مور بی خور و بیپوشش
[...]
عادت کن از جهان سه خصلت را
ای خواجه وقت مستی و هشیاری
زیرا که رستگار بدان گردی
امید رستگاری اگر داری
با هیچکس نگشت خرد همره
[...]
بدرود گفت دولت قاجاری
مرگ اندر آمد از پس بیماری
فرجام زشت خویش پدید آورد
کندی و کاهلی و سبکساری
وآمد به جای کاهلی و کندی
[...]
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال ۲۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.