شوق پرواز در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۵۰ در پاسخ به دکتر محمد ادیب نیا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴:
تشکر از این اشاره لطیف ...
خداوند به حق ساقی کوثر به همه علاقمندان طریق از می عشقش بنوشاند که اگر کسی بچشد آنرا با مواد مخدر و محرک اشتباه نمیگیرد! برای خودم به عنوان یک پزشک واقعا عجیب بود که برخی مضامین والای عشق الهی را با مشروبات الکلی اشتباه بگیرند! پناه بر خدا ...
من مست می عشقم هشیار نخواهم شد ...
چه جنون و مستی ای بالاتر از شهیدان راهش، همانها که میان خون رقص کنان میرفتند ... آیا این قابل قیاس است با الکل زوال کننده عقل!!! سبحان الله
رضا موسوی در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۵۰ در پاسخ به تاوتک دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱۵ - نصحیت کردن زن مر شوی را کی سخن افزون از قدم و از مقام خود مگو لم تقولون ما لا تفعلون کی این سخنها اگرچه راستست این مقام توکل ترا نیست و این سخن گفتن فوق مقام و معاملهٔ خود زیان دارد و کبر مقتا عند الله باشد:
سلام کاملا درست فرمودید اگر اسم کتاب دکتر ندوشن ولینک مقاله ای را که بدان اشارت داشتید در خاطر عاطرتان است لطفا ارسال کنید . با درود و سپاس rsmg4747@gmail.com .دکتر رضا موسوی .تهران
فضل اله قاسمی در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۴۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۳۱:
سلام و عرض ارادت محضر عزیزان صاحب ذوق و نظر، استادان ارجمند و سپاس بسیار از گنجور
به نظرم اینجا یکی از غزل های مکتب واسوختیِ صائب را پیشِ رو داریم.
در این شیوه، عاشق، برخلاف معمول، از التماس و خواهش پرهیز می کند و گاه بد و بیراهی هم به معشوق می گوید و چه بسا به تهدید او هم می پردازد .
گفته اند این سبک، از میان سروده های مکتب وقوع سر برآورده است و شاعرانی مثل محتشم و وحشی را سرسلسله واسوخت سرایان دانسته اند اما بسیار پیشتر از اینان شاعرانی همچون سعدی و دیگران خواسته یا ناخواسته، آثاری به این شیوه آفریده اند و در روزگار ما هم شاعرانی به این طرز ، طبع آزموده اند که از میان اینان می توانیم به شهریار اشاره کنیم .
همچنان که می دانید واژه واسوخت در میان فارسی زبانان شبه قاره هند، به معنای روی گردانی، نفرت ، پرهیز و اعراض است.
مرضیه در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۱۲۳:
اشتباه تایپی: مصرع اول *به جان* درست نه *بجحان*
احمد خرمآبادیزاد در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » مرغ سحر (در دستگاه ماهور):
دوستان گرامی!
بند دوم مرغ سحر را شادروان قمرالملوک وزیری نخوانده است! آنچه که به نام ایشان دست به دست میگردد، صدای جمال صفوی است. جمال صفوی، صدای بسیار زیری داشته که همین نکته، باعث اشتباه میشود. از ایشان، تنها چند اثر به جا مانده؛ از آن جمله «مرغ بینوا» را میتوان نام برد.
مرضیه در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۶۸:
جمله اول کلمه *از* لازم جانشین کلمه *در* بشه
مرضیه در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۳۵:
گویم دوم اشتباه تایپ داره گیوم نوشته شده
Ejazulhaq Rahimi در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ خلیلالله خلیلی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۶:
سلام علیکم
لطفا این شعر خلیل الله خلیلی را که بر مرقد مطهر پیامبر اسلام سروده و خوانده شده است را، در گنجور اضافه کنید:ای نور خدا، صبح کرم، مطلع انوار
در کشور ما خیمه فرو هشته شب تار
یک روزن امید، در آن نیست پدیدار
هم قافله گم گشته و هم قافله سالارهم یار جدا مانده در این شام و هم اغیار
خورشید بیاید به بلورینه دواتش
خضر آید و مملو کند از آب حیاتش
طوبی قلم آرد به من از شاخ نباتش
جبریل ورق عرضه کند از وجناتشتا من به حضور تو کنم درد خود اظهار
ای مهد کرم ای که کریم ابن کریمی
تو مخفرت کعبه و رکنی و حکیمی
تو نازش این کاخ دلاویز قدیمی
قندیل خدا بر زبر عرش عظیمیبگزار قدم بر سر ما نیز تو یکبار
جز حضرت تو روی بدرگاه که آریم
جان را به تمنی که از شوق سپاریم
بگزار که این هدیه به پای تو گزاریم
ما ابر امیدیم به کوهسار که باریماز مشهد دل سرزده این ابر گهربار
هنگام مصاف است ولی هم نفسی نیست
فریاد که در معرکه فریادرسی نیست
دزد آمده در خانه و بیم عسسی نیست
جز برهنه پایان تو در جنگ کسی نیستبس کشته بخون خفته و کس نیست مددگار
زین فاجعۀ شوم که برما به زمین رفت
فریاد اسیران تو تا چرخ برین رفت
آرامگۀ شیر خدا بلخ گزین رفت
ای صاحب دین گوش فرا دار که دین رفتدر قلعه توحید نه در ماند نه دیوار
غلتیده به خونیم چه عالی و چه دانی
از حال دل امت مظلوم تو دانی
وامانده درین حادثه الفاظ و معانی
جانها به فدای تو که تو جانِ جهانیهم جان جهانی تو و هم شاه جهاندار
از ما به جهان ملت بیچاره تری نیست
مظلومتر از ملت افغان دیگری نیست
صد شهر بخون تر شده کسرا خبری نیست
سوگند بنامت که چوما دربدری نیستنی دار به جا مانده در آنجا و نه دیار
بر مسند اقبال کسانی که نشستند
پیمان او و عهد خداوند شکستند
میثاق به اهل ستم و کفر ببستند
با غیر ببستند و ز احباب گسستنداز یار بریدند و ببستند به اغیار
من حامل فریاد شهیدان و فایم
من قاصد درد و الم رنج و عنایم
من نالۀ زنجیر اسیران جفایم
آواره و گم گشته ندانم به کجایمای ابر کرم بر سر آواره دمی بار
سروده استاد خلیل الله خلیلی بر مرقد پیامبر اسلام (ص)
همایون در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۸:
از غزل های ابتدایی و آخوندی منبری پیش از ملاقات شمس و دوران مردگی و تکبر و خودخواهی و نصیحت و تکرار مکررات بیهوده که رابطه خشم و تکبر را کشف کرده و مغرور است به آن
سپهر در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۹۵ - طعن زدن بیگانه در شیخ و جواب گفتن مرید شیخ او را:
منظور از "خبر" آگاهی است. در مصرع قبلی: "بی خبر از جان شیخ"، بی خبر یعنی ناآگاه.
«آزمون» به معنای آزمودن، امتحان کردن و سنجیدن، در کلام مولانا متداول است، مثلا:
آتشم من گر ترا شک است و ظن
آزمون کن دست را بر من بزن
و احتمالا در اینجا همانطور که احسان نیز در حاشیه نوشته، این مصراع یعنی، "اگر بسنجیم و بررسی کنیم جان چیزی غیر از آگاهی نیست."
افزون بودن خبر به معنی عمق بیشتر آگاهی و خودآگاهی، احاطه و ظرفیت بیشتر آگاهی و شناخت است. (آگاهی به بودن، هستن و حضور آگاهی، آگاهی به سطوح عمیق تر وجود و یگانگی بنیادین و یکپارچگی این وجود، آگاهی به نیستی و عدم یک من، یک خود، یک مرکز)
احتمال دیگری هم هست که آزمون به معنای آزمون زندگی و حوادث و بلایای آن باشد (ترجمه نیکلسون). و "خبر در آزمون" به معنای تجلی آگاهی و خودآگاهی در آزمایش تجربه زندگی، و آبدیده شدن آن، و غافل نشدن، باشد.
فاطمه زارعی در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۱۲ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
مناسفم برای این طرز فکرتون
Anoshirwan Jouinda در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:
یکی از بهترین اشعار مولانا بزرگ همین غزل است
فاطمه زارعی در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۴۷ در پاسخ به یونس دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
آفرین
ربیع فیروزجاه در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۳۷ در پاسخ به طبا دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳:
مصرعی از سعدی است که گفته: تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است . به گمان من در این بیت گوز همان گردکان (گردو) است که معرب آن جوز است
هدایت ساجدی در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۳۲ در پاسخ به مجتبی خراسانی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
درود بر شما. بنظر شما کدامیک گویشش صحیح تر است؟
فاطمه زارعی در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۵۶ در پاسخ به دکتر محمد ادیب نیا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
احسنت🙏
شایان افراسیابی در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۰۹ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۴۶ - بدان و بگوی:
وزن مصرع اوّل درسته؟! :|
احد در ۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:
دروغ زن به معنی دروغگو است
شهرام همائی بروجنی در ۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹۷:
نیمه ی نخستِ بیت دوم:
گوهر درست است و نه جوهر
بیقرار در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۶: