گنجور

حاشیه‌ها

کژدم در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۳۷ - به یکی از وکلای مجلس:

بهار در یادداشت‌های خود پیرامون این قصیده نوشته است: «بعد از ختم مجلس دورهٔ ششم شاه و تیمورتاش مصمم گردیدند که نگذارند من و مرحوم مدرس و چند تن دیگر از دوستان ما انتخاب شوند و چون تیمورتاش می‌دانست که از من می‌تواند استفادهٔ علمی و ادبی کنند توسط وزیر فرهنگ قرار شد بودجهٔ مختصری به مجلس پیشنهاد نمایند تا من همراه یکی دو نفر برویم به فرنگستان و کتب فارسی و عربی را که در ایران نایاب است عکس و نسخه برداریم و به ایران بفرستیم. من هم محض خدمت به فرهنگ حاضر شدم. بودجه رفت به کمیسیون بودجه ولی چون محمدخان درگاهی، رییس شهربانی با من و تیمورتاش مخالف بود و حاج … و حاج آقا اسمعیل عراقی را بر ضد من و بودجهٔ مزبور تحریک کرد. از قضا آقای تقی‌زاده هم نظر به اینکه اسمی از من در بین نبوده با بودجهٔ مزبور مخالفت کرده و گفت فعلاً با دویست تومان که به میرزا محمدخان قزوینی بدهند نسخه‌ها را تدارک خواهد کرد و بالجمله بودجه در کمیسیون رد شد. این قصیده را من در هجو سید اسمعیل عراقی گفتم.»

عطا دولتشاهی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۸۹:

من هم فکر میکنم در گذرم درست است 

کژدم در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۳۱ در پاسخ به عباس خسروی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۰:

اینجا را بخوانید.

ابوتراب. عبودی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:

باسلام و عرض ادب و احترام، محضر استادان  عزیز و فرهیخته.

سه بند از هفت بند تضمین غزل شماره،، ۳۵،، در قالب مخمس تقدیم به محضر منور شما استادان عزیز و ارجمند.

 

در طواف خوب رویان در جهان پروانه باش

چون پریشان زلفِ مه رویان اسیر شانه باش

در طریق ِ عشقبازیّ و جنــون مستانه باش 

(هرکه با یار آشنا شد گو به خود دیوانه باش

 

تکیه بر هستی مکن در نیستی مردانه باش))

 

تیری از مژگان دلبر آمـد و  بر دل نشست

تار و پــودِ قلبِ مجنونِ مرا از هم گسست

دستِ مه رویان نگیرد دستِ هر جُهالِ مست

((کی بُـوَد جای ملک در خانه ی صورت پرست

 

رو چو صورت محو کردی با ملک همخانه باش))

 

گریه های شمع سوزان هیچ می دانی ز چیست؟

اشکِ شمع و سوزش پـــروانــه رمز عاشقی ست

کار معشوقان ِ عالم  عاشقان را دلبــری ست

(پاک چشمان را ز روی خوب دیدن منع نیست

 

سجده ایزد را بُـوَد  گو سجده گه بتخانه باش))

 

ط...

با احترام، دیوان ابوتراب عبودی، چاپ دوم

 

عباس خسروی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۰:

درودتان باد.باسپاس ازگردآوری این مجموعه.وزن این غزل سعدی فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن است.لطفا اصلاح بفرمایید.

کژدم در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۱۵۹ - در تهدید و تقاضا:

بهار در یادداشت‌های خود پیرامون این قطعه نوشته است: «شریف‌السطان نامی کاشانی در ۱۳۲۳ قمری رییس انبار غلهٔ خراسان بود و حوالهٔ جنسی مواجب من که دوازده خروار گندم بود به او محول گشته بود و مشارالیه در پی پرداخت غله تعلل می‌ورزید و می‌خواست آن را تسعیر کند و خرواری دو سه تومان وجه بپردازد و ما هم سعی داشتیم عین جنس بیاوریم لهذا این قطعه را به نام او گفتم و به زور شعر حق خود را وصول کردم.»

کژدم در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۶۹ - مطایبه:

بهر بهار بازو و کون و کفل ...

استرپتومایسین (Streptomycin) دارویی‌ست که بهار را در بیمارستان سوئیس با آن درمان می‌کردند.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ رهی معیری » چند تغزل » وعدهٔ خلاف:

ارزش سخن در آن است که بدانیم چه می‌گوییم، چگونه ‌می‌گوییم و چگونه می‌نویسیم. درک نسبی هر سخن شیوا، گویا و رسا نیز از سوی خواننده زمانی فراهم خواهد شد که بداند چگونه آنرا بخواند! یک جمله یا یک عبارت، تنها و تنها زمانی پرسشی به شمار می‌آید و نیاز به «علامت پرسش» دارد که با لحن پرسش ادا شود.

تماشاگر راز در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵۱:

این غزل حضرت یک اتمام حجت بر بحث جبر و اختیار از سوی ایشان است. مثال گوی و چوگان حرفی باقی نمی‌گذارد. زندگی یک مسیر است برای تجارب گوناگون. او هست و ما فقط باید باشیم و تماشا کنیم این راز بزرگ را

 

محمد یوسفی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۴۲ - ذکر جنید بغدادی قدس اللّه روحه العزیز:

با سلام و احترام

در مورد ۱۹۴ منافع درست نگاشته شده؟

 

گفتند فرق میان دل مومن و منافع چیست گفت: دل مومن در ساعتی هفتاد بار بگردد و دل منافع هفتاد سال بر یک حال بماند

به نظر منافق به جای منافع صحیح تر باشد

 

 

 

Afshar در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۲۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهر:

منظور از «الف استقامتش نون باد» چیه؟ 

علا در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

درود به همه ی دوستان 

باز هم سپاس از ساقی که خوب می شکافه شعر رو. در بیت دوم حافظ اشاره ای به گفت و گو با دلش نکرده. انگار میگه اگر چنان بود اثبات می کردم یا نشون می دادم که نسیمی که از طره ی دوست میاد چقدر برام ارزشمنده. 

ارادت

علا در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۲:

درود به شما دوستان اهل دل

ساقی جان استفاده کردم از اشارات شما. فقط در بیت دوم اشاره ای به گفت و گو با دل نشده، حافظ میگه اگر زندگی گرانمایه جاودان بود با نثار اون در قبال خاک ره دوست، اثبات می کردم، به او نشون می دادم که خاک پاش چقدر برام ارزشمنده. دادن جانی که جاودان نیست(کم ارزشه) به او نمی تونه گویای ارزشمندی خاک پای او باشه

ارادت

دکتر صحافیان در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷:

اگر زیبارویان این‌گونه دلبری می‌کنند، بی‌تردید در ایمان زاهدان رخنه خواهند کرد.
۲- آری هر جا آن یار پری‌چهره نرگس‌فش شکوفا شود و تبسمی نماید، زیبارویان چشم خود را گلدانش خواهند کرد.
۳- ای جوان زیبااندام! در میدان دلبری گویی بزن(خانلری: گویی بزن.دلم را به دست آور) پیش از آنکه از این قامت رعنا چوگان سازند!
۴- گرچه عاشقان حتی بر وجود خویش نیز فرمانروایی ندارند و هر چه تو دستور دهی انجام می‌دهند.
۵- حکایت‌هایی که از طوفان نوح می‌گویند در برابر چشمان عاشقم چون قطره‌ای بیش نیست!(بیت اضافه خانلری:
عید رخسار تو کو، تا عاشقان
در وفایت جان خود قربان کنند.اشاره به دو عید فطر و قربان مسلمانان)
۶- آری یار ما چون به سماع و چرخش درآید، قدسیان در عرش به وجد آیند و پایکوبی کنند.(خانلری: سازد آغاز سماع)
۷- در فراق چو تو نازنینی، مردمک چشمم در خون غرق شد، در کدام سرزمین چنین ستمی بر انسان(ایهام: انسان العین: مردمک چشم)روا می‌دارند؟!
۸-ای دل! با غصه عشق، زیبا بنشین! رازدانان عیش حال خوش را از بوته فراق به دست آورده‌اند.
۹- ای حافظ! از آه نیمه شبان دور نشو! تا آیینه دلت را چون صبح درخشان کنند.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

پیوند به وبگاه بیرونی

داریوش غفاری در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۳۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۲:

"همان کوه و دریای گوهر مراست"

آیا منظور از این مصراع نمیتواند کوه نور و دریای نور باشد؟

 

مهرداد .. در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۶:۱۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در ستایش علاء الدین عطاملک جوینی صاحب دیوان:

سخن عشق حرامست بر آن بیهوده گوی

                        که چو ده بیت غزل گفت مدیح آغازد

حبذا  همت  سعدی  و  سخن  گفتن  او

                         که ز معشوق  به  ممدوح نمی‌پردازد

هر وقت این قطعه رو از استاد سخن میخونم برام باور کردن تمام قصاید باقی مانده از سعدی سخت میشه و فکر می‌کنم بیشترشون الحاقیست.

ابوتراب. عبودی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:


با عرض سلام و احترام محضر شما فرهیختگان عزیز و ارجمند.

 

تا خاک آدمی بسرشتند و جان گرفت
از ساقی ِ الَست ، می ِ جاودان گرفت
زان فتنه ای که دامنِ پیر و جوان گرفت
تیر بلای ی غم ، دل ِ من را نشان گرفت
تیـرِ ملامتی که ز یاران ! بـه ما رسیـد
از سینه کرد عبور ،به دلها مکان گرفت
منصور وار ، مسلخ ِ معشوق بــر گـُزیـن
باشد که جام ِ باده و رطل ِ گران گرفت
آنکس که مست گشت وخطایی براونرفت
جام ِ جهان نما ، ز دلبـر ابــرو کمان گرفت
منصور سر بلند شد ، سر ِ دار ِ رفیع عشق
وانگه زدست یار، میِ چون ارغوان گرفت
آن  جام ِ می که غصه زدایــد ز دل، هلا
باید ز دستِ ساقی ِ مــَــه طلعتان گرفت
بخت اَر  مـدد نمایـد و  دلبــر مُساعـدت
بی لشکر و  سپاه ،تــوانــی جهان گرفت
آن آتشی که در دل ِ مـَردان ِ مـَـرد هست
ققنوس وار(عبودی) به دل آشیان گرفت

 

با احترام،

دیوان ابوتراب عبودی، چاپ دوم

ادبیات در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳:

من آن اندازه نیستم که در مورد خداوندگار عشق وادب متنی بنویسم،فقط میتوانم بگویم: روحت شاد، روحت شاد، روحت شاد سعدی عزیز🌹🌹

افشین ایوانی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۳ - انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمین:

میگویند عمیق ترین داستان عرفانی مثنوی همین داستان دقوقی است. و ظاهرا اوج این داستان هم همین قسمت است که سوالات بیشمار و چالشهای عمیقی را در خود دارد. اما دریغ از یک اظهار نظر عرفانی در حاشیه های این شعر برجسته!

کجایند اساتیدی که در اشعار ساده تر غوغای حاشیه نویسی بر پا کرده اند؟

تشنه ایم اساتید. رشحه ای لطفا!

همایون در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۳۰ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۹:

من اولین بار این دو بیتیِ عجیب، زیبا و خارق العاده را ( که البته بیت اولش خوانده شد) از شهاب حسینی در فیلم سرزمین مادری در نقش رهی اردکانی، در حالی که صورتی زخمی و پر از خون داشت، شنیدم و به شدت کنجکاو شدم که کامل این شعرو پیدا کنم و ببینم که شاعر این یک بیت کیست؟ وقتی که الان شعرو خوندم عجیب متعجب و متحیر شدم از عظمت این شعر... آرام و شاد باشد روح بزرگ بابا طاهر عزیز... 

۱
۸۵۳
۸۵۴
۸۵۵
۸۵۶
۸۵۷
۵۷۲۵