کوروش در ۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۷ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۳۵ در پاسخ به احمد رحمتبر دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۵ - حکایت هندو کی با یار خود جنگ میکرد بر کاری و خبر نداشت کی او هم بدان مبتلاست:
تا نروید ریش تو ای خوبِ من
بر دگر ساده زنخ طعنه مزن
وزن و قافیه درسته
ساده زنخ احتمالا یعنی کسی که ریش نداره
سید حسین اخوان بهابادی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۷ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۰۴ دربارهٔ ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل - فضیلت و شرافت فقر:
شنیده ایم که محمود غزنوی یک شب
شراب خوردو شبش جمله در سمور گذشت
گدای گوشه نشینی لب تنور خزید
لب تنور به آن بینوای عور گذشت
علی الصباح بزد نعره ای که ای محمود
شب سمور گذشت و لب تنور گذشت
در پشت دیوارهای بلند کاخ یکی از پادشاهان تنوری بود که در آن نان می پختند در یک شب سرد زمستانی مرد فقیری از آنجا رد میشد ودر ان آخر شب راه به جایی نداشت به ناچار به طرف آن تنور رفت که تازه خاموشش کرده بودند اما حرارت به اندازه کافی داشت ولذا به بالای تنور رفت و فوطه خود را شید کرد و خوابید چند لحظه که گذشت دید یکطرف بدنش داغ شد و آنطرف بدنش یخ کرد خود را بر عکس کرد خلاصه تا صبح زجر کشید و نتوانست بخوابد می دانست که در آن سوی این دیوارهای بلند پادشاهی در پوست سمور به خواب رفته است همین طور که تا صبح خود را کم و زیاد می کرد گاهی هم نگاهی به آن کاخ می کرد ،صبحگاهان فریاد برآورد: ای پادشاهی که در این شب سرد در کاخ خود سرخوش و مست به خواب رفته ای ...... امشب هم گذشت .....هم برای من که لب این تنور زجر کشیدم گذشت هم برای تو که در پوست سمور خوابیده ای گذشت و خبر نداشتی که یکی از فقرای کشورت شبی را در همسایگی تو چه بر سرش آمد تا صبح شد .
حامد سلملی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۸:
یعنی خیام منظورش چی بوده، برخیزیم یا بنشینیم آخر؟ اون خوش باش بهتر جا میگیره بنظرم
احمد خرمآبادیزاد در ۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۴ - آمدن رامین به دز اشکفت دیوان پیش ویس:
خوشحالم که پس از ساعتها کار، یعنی بررسی واژهنامهها، دو نسخه متفاوت داستان ویس و رامین و با توجه به اینکه واژه «سخت» به معنی «بسیار» هم هست، اکنون میتوان برداشت روشنتری از بیت شماره 168 داشت.
ز دولت هست بورم سخت شاطر/به راه کام رفتن سخت قادر
«از بخت بلند، اسب سُرخم بسیار چالاک است و در راه کامیابی بسیار توانا.»
درخور یادآوری است که در فرهنگ فارسی شادروان دکتر مُعین آمده است:
بور = اسب سرخ و ....
شاطر = چالاک و....
حبیب شاکر در ۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۰:
سلام و عرض ادب
رفتن،نه،ز آمدن اگر سودی نیست
چسبیدن چون کنه به دنیا از چیست؟
سود و ضرر جهان به دست خود ماست
بی فایده خواندنش،بی انصافیست
سپاس از همه دوستان
محمد قاسمی فرد در ۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
اهل فریقین به فتح ق به معنی دو گروه.
که استعاره از شیعه و سنی است.
و میتواند انس و جن هم گفت.
محمد نصری در ۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۲۳ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۴ - در تضمین مطلع یکی از قصاید سعدی گوید:
ببخشید مصراع اول بیت دوم
دست در دامن می زن هست یا مِی زن هستش ؟
hashem ameli در ۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۱۳:
چو شو گیرم خیالش را در آغوش
سحر از بسترم بوی گل آیو.....
چقدر ساده چقدر دلنشین ....
حبیب شاکر در ۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۹:
سلام بر دوستان گرامی
بودند بسی مدعیان در دنیا
کز بهت دهان خلق می ماندی وا
گرچشم خرد باز کنی می بینی
جا تر بود و بچه نباشد برجا
سپاس از یاران
کژدم در ۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۳۱ در پاسخ به حسین سلیمی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱:
اینجا را ببینید.
محمود آزاد در ۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۱:
گر که خواهی دمی روح از تنت جدا بشود این غزل از خدا ز دهانِ خدای غزل بشنو
امین در ۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹۸ - خاقانی این قصیده را در مرثیهٔ فرزند خویش امیر رشید الدین سروده و آن را ترنم المصائب گویند.:
بیت هفتم... امان از بیت هفتم
مالک ملک سخن شاهکار کرده اینجا... سوای معنای بیت، ایهام تناسب واژه "عنب" که در معنای انگور قابل قبول است اما با بصر مراعات النظیر میسازد... عنبیه چشم
اولین بار که با این بیت مواجه شدم مدتی زبانم بند آمد و هیچ واکنشی نمیتوانستم نشان دهم...
بیت 61 هم واقعا غم نهفته عجیبی داره
البته در نسخه ای که من خواندم این گونه بود که به نظرم منطقی تره:
دشمنانی که چنین سوخته دارندم دوست / راه بدهید و به روی همه در بگشایید
فجر زنده بودی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۴۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را:
عم : عمو
فجر زنده بودی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را:
تافته : انعکاس
فجر زنده بودی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را:
حتی اگر تو فیلی باشی هم که دشمن ازت بترسد باز پرندگان ابابیلی خواهند آمد و تو را نابود خواهند کرد .
فجر زنده بودی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را:
خصمی در اینجا به معنای یار و یاور می باشد ، ضعیفان را تو بی پناه و یار و یاور ندان
نُبی به معنای قرآن می باشد
از قرآن سوره اذا جا نصرالله را بخوان
در این سوره بشارت فتح و پیروزی به مسلمانان داده شده و بعد از به حقیقت پیوستن این فتح خدا به پیامبر می فرماید که مواظب باشین دچار غرور نشین .
مهتاب س در ۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۳۷ در پاسخ به مجتبی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷:
تا حالا تو زندگیم متن به این بی ربطی نشنیده بودم
فجر زنده بودی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را:
ظلم ظالمان تبدیل به چاه تاریک می شود
فجر زنده بودی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را:
در چاهی که خودش کنده بود افتاد ، چاهی که در واقع از اثرات ظلم و ستمی بود که در فکر ش آمده بود .
کوروش در ۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۷ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۳۷ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۴ - بیان آنک در هر نفسی فتنهٔ مسجد ضرار هست: