Ejazulhaq Rahimi در ۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ خلیلالله خلیلی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۶:
سلام علیکم
لطفا این شعر خلیل الله خلیلی را که بر مرقد مطهر پیامبر اسلام سروده و خوانده شده است را، در گنجور اضافه کنید:ای نور خدا، صبح کرم، مطلع انوار
در کشور ما خیمه فرو هشته شب تار
یک روزن امید، در آن نیست پدیدار
هم قافله گم گشته و هم قافله سالارهم یار جدا مانده در این شام و هم اغیار
خورشید بیاید به بلورینه دواتش
خضر آید و مملو کند از آب حیاتش
طوبی قلم آرد به من از شاخ نباتش
جبریل ورق عرضه کند از وجناتشتا من به حضور تو کنم درد خود اظهار
ای مهد کرم ای که کریم ابن کریمی
تو مخفرت کعبه و رکنی و حکیمی
تو نازش این کاخ دلاویز قدیمی
قندیل خدا بر زبر عرش عظیمیبگزار قدم بر سر ما نیز تو یکبار
جز حضرت تو روی بدرگاه که آریم
جان را به تمنی که از شوق سپاریم
بگزار که این هدیه به پای تو گزاریم
ما ابر امیدیم به کوهسار که باریماز مشهد دل سرزده این ابر گهربار
هنگام مصاف است ولی هم نفسی نیست
فریاد که در معرکه فریادرسی نیست
دزد آمده در خانه و بیم عسسی نیست
جز برهنه پایان تو در جنگ کسی نیستبس کشته بخون خفته و کس نیست مددگار
زین فاجعۀ شوم که برما به زمین رفت
فریاد اسیران تو تا چرخ برین رفت
آرامگۀ شیر خدا بلخ گزین رفت
ای صاحب دین گوش فرا دار که دین رفتدر قلعه توحید نه در ماند نه دیوار
غلتیده به خونیم چه عالی و چه دانی
از حال دل امت مظلوم تو دانی
وامانده درین حادثه الفاظ و معانی
جانها به فدای تو که تو جانِ جهانیهم جان جهانی تو و هم شاه جهاندار
از ما به جهان ملت بیچاره تری نیست
مظلومتر از ملت افغان دیگری نیست
صد شهر بخون تر شده کسرا خبری نیست
سوگند بنامت که چوما دربدری نیستنی دار به جا مانده در آنجا و نه دیار
بر مسند اقبال کسانی که نشستند
پیمان او و عهد خداوند شکستند
میثاق به اهل ستم و کفر ببستند
با غیر ببستند و ز احباب گسستنداز یار بریدند و ببستند به اغیار
من حامل فریاد شهیدان و فایم
من قاصد درد و الم رنج و عنایم
من نالۀ زنجیر اسیران جفایم
آواره و گم گشته ندانم به کجایمای ابر کرم بر سر آواره دمی بار
سروده استاد خلیل الله خلیلی بر مرقد پیامبر اسلام (ص)
همایون در ۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۸:
از غزل های ابتدایی و آخوندی منبری پیش از ملاقات شمس و دوران مردگی و تکبر و خودخواهی و نصیحت و تکرار مکررات بیهوده که رابطه خشم و تکبر را کشف کرده و مغرور است به آن
سپهر در ۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۹۵ - طعن زدن بیگانه در شیخ و جواب گفتن مرید شیخ او را:
منظور از "خبر" آگاهی است. در مصرع قبلی: "بی خبر از جان شیخ"، بی خبر یعنی ناآگاه.
«آزمون» به معنای آزمودن، امتحان کردن و سنجیدن، در کلام مولانا متداول است، مثلا:
آتشم من گر ترا شک است و ظن
آزمون کن دست را بر من بزن
و احتمالا در اینجا همانطور که احسان نیز در حاشیه نوشته، این مصراع یعنی، "اگر بسنجیم و بررسی کنیم جان چیزی غیر از آگاهی نیست."
افزون بودن خبر به معنی عمق بیشتر آگاهی و خودآگاهی، احاطه و ظرفیت بیشتر آگاهی و شناخت است. (آگاهی به بودن، هستن و حضور آگاهی، آگاهی به سطوح عمیق تر وجود و یگانگی بنیادین و یکپارچگی این وجود، آگاهی به نیستی و عدم یک من، یک خود، یک مرکز)
احتمال دیگری هم هست که آزمون به معنای آزمون زندگی و حوادث و بلایای آن باشد (ترجمه نیکلسون). و "خبر در آزمون" به معنای تجلی آگاهی و خودآگاهی در آزمایش تجربه زندگی، و آبدیده شدن آن، و غافل نشدن، باشد.
فاطمه زارعی در ۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۱۲ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
مناسفم برای این طرز فکرتون
Anoshirwan Jouinda در ۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:
یکی از بهترین اشعار مولانا بزرگ همین غزل است
فاطمه زارعی در ۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۴۷ در پاسخ به یونس دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
آفرین
ربیع فیروزجاه در ۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۳۷ در پاسخ به طبا دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳:
مصرعی از سعدی است که گفته: تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است . به گمان من در این بیت گوز همان گردکان (گردو) است که معرب آن جوز است
هدایت ساجدی در ۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۳۲ در پاسخ به مجتبی خراسانی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
درود بر شما. بنظر شما کدامیک گویشش صحیح تر است؟
فاطمه زارعی در ۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۵۶ در پاسخ به دکتر محمد ادیب نیا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
احسنت🙏
شایان افراسیابی در ۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۰۹ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۴۶ - بدان و بگوی:
وزن مصرع اوّل درسته؟! :|
احد در ۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:
دروغ زن به معنی دروغگو است
شهرام همائی بروجنی در ۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹۷:
نیمه ی نخستِ بیت دوم:
گوهر درست است و نه جوهر
شهرام همائی بروجنی در ۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۴۳ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:
غزل مولانا به پیشواز این سروده ی زیبای
استاد بزرگ سخن:
بوی باغ و گلستان آید همی
در نشانی زیر به ترانه خوانده شده است:
اسماعیل صادقی در ۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۴۳ در پاسخ به علی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:
سلام
متاسفانه این خلط تلفظ در فارسی به طور فاحش وجود داره و غلط املای زبان فارسی هم به همین دلیله، عدم وجود غلط املائی در زبان عربی به دلیل تلفظ کامل و صحیحه.
Abbasrapper در ۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴:
بنظرم اینجا داره میگه خدا وقتی خال رو به صورتِ یحیی اضافه کرد زیباییش تکمیل شد دیگه مشکل حل شد و با بیت بعدیش هم موقوف و المعانیه
جمشید پیمان در ۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۰۷:
سلام: اهل تسنن برای خاندان پیامبر و بویژه خلیفه چهارم مسلمانان، احترام بسیار قائلندو محبت خاندان پیامبر در دلشان فراوان است. جلال الدین بلخی هم در زمره همین سنیان است! این برخورد در میان اهل سنت ایران هم امری رایج و شیوه ای بدیهی و مرسوم است! این بیت :
که ساقی الستی تو قرار جان مستی تو
در خیبر شکستی تو به بازوی مسلمانی
هم که نشانه ی ارادت جلال الدین به علی بن ابی طالب است، مؤید نظری است که معروض داشتم!
ابراهیم علی بلندی در ۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۵۷ در پاسخ به امين مبرهن دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۹:
مولانا در غزلیات دیگر مولانا نیست بلکه روح مقدسش بدلیل سلوکهای طولانی در زندگی های گدشته و حال خود از جمادی و نباتی و حیوانی و انسانی در طی قرون و اعصار با روح کل به وحدت رسیده و تبدیل به خدا شده بهمین دلیل در غزلیات گاه مولانا میشود گاه خدا میشود و گاهی سوم شخص دیگر
چون در عالم وحدت روح فرد در حین فرد بودن و کثرت روح کل یا همان خدا
هم هست به اختیار خود
ابراهیم علی بلندی در ۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۴۳ در پاسخ به شیخ محمد معین آذر دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۹:
تمامی اشعاری که شعرای عارف پارس زبان به بشریت عرضه کرده اند از جمله مولانا و عطار و حافظ و شیخ محمود ووووو
همگی در عالم خلسه به وجود مبارک آنها الهام شده آنهم از طرف حضرت حق
پس آنها شاعر نیستند و این اشعار سروده خودشان نیست بلکه عارفان و سخنگویان حضرت حق هستند ولی به زبان شعر
چون تنها زبانی که بتواند مفاهیم عمیق
عرفانی و کلام حضرت حق را به بهترین شکل و محتوا به بشر عرضه کنه زبان هنر و زبان شعر است
بهمین دلیل هنر و شعر از مفاهیم مقدس بشریت هستند
رضا از کرمان در ۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۶ - تعریف کردن منادیان قاضی مفلس را گرد شهر:
با سلام
این بیت متناظر آیه دوم از سوره مبارکه تغابن به این شرح است :
هو الذی خلقکم فمنکم کافر ومنکم مومن ،والله بما تعملون بصیر . اوست خدایی که شما را آفرید باز شما بندگان فرقه ای ناسپاس وبعضی مومن وخداشناس هستید وخدا به هرچه می کنید آگاه است .
شاد باشید
مرضیه در ۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۳۵: