گنجور

حاشیه‌ها

کژدم در ‫۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۲۸ در پاسخ به یکی (ودیگر هیچ) دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۷:

گمان کنم در بیت یکم معنای غایت را با معنای غایط اشتباه گرفته‌اید.

سبحان گودرزی در ‫۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۵۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:

من که فرزند این سرزمینم
در پی توشه ای، خوشه چینم
شادم از پیشه ی خوشه چینی
رمز شادی بخوان از جبینم

قلب ما، بوَد مملو از شادی بی پایان
سعی ما ، بود بهر آبادی این سامان

خوشه چین ، کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین ، کجا دست حسرت زند بر دامان

منبع: پیوند به وبگاه بیرونی

مهشید یوسفی خونساری در ‫۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸:

تو بیت یکی مونده به آخر، "راه عراقی" ایهام چهار گانه داره

2.راه کشور عراق(که شاید معشوق بی خداحافظی رفته اونجا) 

2.یکی از خطوط هفت گانه ی جام شراب

3.سبک شعر عراقی

4.مقام موسیقی گوشه عراق

وای لامصب حافظ تو کی بودی آخهههه🥺🥺🥺🥺

علا در ‫۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۳۶ در پاسخ به رضا ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۳:

با سلام به شما که همواره بسیار خوب و همه کس فهم شعر رو معنی می کنید. 

خواستم یادآوری کنم که در بیت :

گوی خوبی بُردی از خوبانِ خُلّخ شاد باش
جام کیخسرو طلب کافراسیاب انداختی

در فرهنگ لغات دهخدا خ خلخ با فتحه اومده و لام با ضمه

دیگر اینکه  اشاره کردید که افراسیاب شاه ترکان بود، در حالی که  به فرموده ی استاد محجوب تورانی ها ترک نبودند، اتفاقا ایرانی بودند و بعد از آنکه آن خطه از سرزمین ما را فریدون به فرزنش تور بخشید، نام توران گرفت.

ارادت

سبحان گودرزی در ‫۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۳۳ دربارهٔ فرخی یزدی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱:

این اشعار باید با آب طلا نوشته شوند:

بی‌خانمان و مسکین، بدبخت و زار و غمگین

خوب اعتبار دارد، بی‌اعتباری ما 

سبحان گودرزی در ‫۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:

باد خزان نکبت ایام ناگهان

بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

سبحان گودرزی در ‫۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایتِ شمارهٔ ۱۳:

خداوند رحمان رحمت کند سعدی نیک گفتار و پندآموز 

ادبیات در ‫۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۳۹ در پاسخ به کسرا دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۹:

ماهم عاشق سعدی هستیم. 

نه من از دست نگارین تو مجروحم و بس

که به شمشیر غمت کشته چو من بسیارند🌹🌹

خوشه چین بانو در ‫۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

با سلام و ارادت خدمت جناب آقای رضا 

ضمن تشکر و قدردانی از جنابعالی به سبب زحمتی که در شرح غزلها ی حافظ عزیز پذیرا شده ایدنقدی کلی بر تفاسیر شما دارم شما درشرح غزلها یک نوع تناقض گویی دارید غزلی را سراسر عرفانی تفسیر می فرمایید و در یک غزل به عنوان مثال همین غزل بی پروا حمله می کنید به کسانی که این غزل را عرفانی معنی می کنند البته با شما موافقم که بعضی ها از آن طرف بام می افتند و غزلهای عاشقانه را هم عارفانه معنا می کنند  ولی چنانچه شما از بدیهی ترین ابیات معرفتی حافظ  که اتفاقا در این غزل است  برداشتی رو بنایی بفرمایید چه تفاوتی بین شما و آنهاست ؟! آیا نور سبب نمی شود که به زبان ساده بینش بهتری داشته باشی و حقایق را ببینی آیا کسی که مست و ملنگ از شراب انگوریست چشمش بر حقایق پوشیده می شود  یا حقیقت را بهتر می بیند ؟ شما  می دانید عکس در اشعار قدما به معنای عکس امروزی نیست باز تاب و پرتو و تجلی نور است وعکس رخ یار یا پرتو و بازتاب معشوق را در پیاله آیا کسی می  بیند که بینش معرفتی داشته باشد یا یک مست از باده انگوری که گاها اختیار حرکات و کلام خود را ندارد والبته که خودتان هم در شرح بیت هرگز نمیرد آنکه......اشاره فرموده اید که : شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است و نیک می دانید دم از می نوشی و میخوارگی شیوه ملامتی حافظ است برای  جنگ با ریا و ریا کاری .    در کل به نظر این کمین بنده شما مختارید هر گونه که دریافت می کنید معنی بفرمایید ولی ۱) تناقض گویی هایتان را برنمی تابم ۲) اینگونه حمله بر نظر دیگران بخصوص از جانب فرد ارزشمندی چون شما برایم عجیب و باور ناکردنی ست 

با ارادت  و سپاس مجدد 🙏🌹

علی منصوری در ‫۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۱۳ - برخاستن مخالفت و عداوت از میان انصار به برکات رسول علیه السلام:

با سلام 

به نظر بنده سلیمان در این شعر و شعر قبلی نامی مستعاری است که مولوی برای امام زمان انتخاب کرده

که بخشی از سند حرف بنده این ابیات است

هم سلیمان هست اندر دور ما    کو دهد صلح و نماند جور ما

قول ان من امة را یاد گیر     تا به الا و خلا فیها نذیر

گفت خود خالی نبودست امتی     از خلیفهٔ حق و صاحب‌همتی

جاوید مدرس اول رافض در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۵۸ در پاسخ به همایون دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۰۴:

این غزل زیباتر از غزل شماره ۱۶۶۵ شده است

 

سید زبیر حسینی در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵ - ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند:

عرض ادب 

جالب است اکثر حاشیه ها بجای اینکه بر سر معانی اشعار باشد درباره مذهب مولاناست و اینجاست که مولانا با دیدن این حماقت ها در زمانش گفت: نه ترسا و یهودم من نه گبر و نه مسلمانم 

جاوید مدرس اول رافض در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۰۴:

گر که قافی تو را چون آسیای تیزگرد

آورم در چرخ و گردانت کنم نیکو شنو

در این بیت اگر (که) را کوه(کُه) بخوانیم صحیح خواهد بود وگرنه باید به ترتبب زیر یک (من) اضافه نمائیم

گر که قافی من ترا چون آسیای تیز گرد

تا وزنش درست باشد.

و در بیت هفتم صیًادم را صَیادم باید خواند بدون تشدید یا

یکی (ودیگر هیچ) در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۷:

به نام او

هر که را گشت سر از غایت برگردیدن

ساکنان را همه سرگشته تواند دیدن

هرکسی سرش را از بینهایت پیش رو برگرداند ومقدرشود تا چشمانش به حقیقت گشوده شود  آنگاه می تواند سرگردانی ساکنان این دنیای مجازی را ببیند . از دید مولانا امورات دنیای مقابل دیدگان بشرهمه حواس پرتی هستند بجز اموری که مربوط به حقیقت وجود و یافتن بینایی معنوی می باشد.

هر کی از ضعف خود اندر رخ مردان نگرد

بر دو چشم کژ او فرض بود خندیدن

هرکسی که از روی عدم آگاهی مردان راه خدا را افراد بیچاره و حقیری می بیند  در واقع بر عقل و بینش او باید خندید(از روی استهزاء)

هر کی صفرا شودش غالب از شیرینی

تلخ گردد دهنش گاه شکر خاییدن

هر کسی که هنگام آزمون های الهی منیت بر او غالب شود و لب به شکایت گشاید در هنگام پخش فیوضات الهی دست خالی و ناکام خواهد ماند.

عقل میدانی او خود خر لنگ افتاده است

در براق احدی دید کسی لنگیدن

عقل دنیوی ومنفعت اندیش او در راه یافتن به حریم الهی مانند خر لنگ در گل فرو مانده است و کاری از پیش نمی برد.

آنکه بر اسب رهوار و بینش الهی استوار است هیچگاه از راه صعود به عوالم الهی درمانده نخواهد شد.

ای کسی کز حدثان در حدثی افتادی

چون چنینی تو روا نیست تو را جنبیدن

ای کسی که بخاطر حادثه بوجود آمدن  این جهان تو نیز وجودی یافته ای ! تا هنگامیکه وجودی نیافته ای (یعنی هنوزاز حیوان به انسان تبدیل نشده) هیچ تکلیفی بر عهده تو نمی باشد .

باید اول ز حدث سوی قدم پیوستن

وانگهان بر قدمش نیمچه‌ای ببریدن

باید اول از حادث به سوی قدیم تشرف یافت!!(بدین معنی که موجودات همه حادث هستند و آنکه قدیم است ذات الهی است!) 

بنابراین تا وقتی که موجود از جمادی و نباتی و حیوانی به مرحله انسان شدن نرسیده هیچ تکلیفی بر عهده او نیست و از روی غرایز زندگی کرده و عمر خویش را به پایان می برد اما هنگامیکه وارد انسانیت گشت صاحب اختیار می گردد تا همچنان مانند حیوان از روی غرایز خویش عمر به پایان رساند و یا با تعهد به انجام تکالیف راه میان بری به سمت بالا و نزدیکی به ذات (قدیم) برای خویش بگشاید.

خانه شاه بزن نقب اگر نقب زنی

گوهری دزد از آن خانه گه دزدیدن

از آنجاییکه اولین قدم در راه سلوک طلب می باشد بنابراین اگر طالب نیل به مراتب الهی باشی می بایست که طلب خویش را به جلوه ذات الهی در عالم امکان عرضه نمایی و در زمان مناسب گوهر مقصود را بربایی!

من علامات گهر گفتم لیکن چه کنم

کورموشی چو ندارد نظر بگزیدن

من نشانه ها و آثار این گوهر مقصود را گفتم بنابراین آنکه این معرفت آگاهی و بینایی معنوی را نخواهد مانند موش کور بودن را برگزیده است !

شمس تبریز سخن‌های تو می بخشد چشم

لیک کو گوش که داند سخنت بشنیدن

ای شمس تبریز حرف های پندآمیز تو بینایی و چشم معنا به روح انسان هدیه می کند ولی گوش حیوانات کر است و توان شنیدن سخنان تو را ندارد!!

 

 

 

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴۲:

اَغاپوس، واژه یونانی αγάπησ به معنی «عشق‌ورز» (به انگلیسی loving) است.

افیغوم (مصرع دوم بیت 13) نیز واژه یونانی αφηγομ به معنی «سخن پرداز، بازخوان کننده و راوی» (narrating) می‌باشد.

بنابراین، معنی مصرع چنین خواهد بود: «لب گشوده سخن پردازی و لب فرو بسته، عشق‌ورز!»

در ضمن، واژه «ایلا» در مصرع دوم بیت 8 یعنی "ای یار»!

اسی شمس در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۲۸ در پاسخ به صابر برزویی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹:

وزن این غزل "مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن" هست که با در نظر گرفتن وزن, کاملا نیاز به "هم" در این مصرع وجود داره. 

سیدعلی میرحسینی در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

سلام بر اساتید. به نظر من در بیت سوم بجای وکیل؛ محاسبان مناسب تر است و با مصرع دوم هم همخوانی پیدا می کند. هیچ منبعی هم ندارم فقط یک احساس است

همه نقدها شمردی به محاسبان سپردی

بشنو از این محاسب عدد و شمار دیگر

یار در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۲۹۸:

علامت سوال در مصراع اول بیت ۴ اضافه است و پاید پاک شود چرا که جمله امری است و نه سوالی.

مهدی هزاران در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:

سلام و عرض ادب

دوستان این سایت ادبی برای دیدگاه ادبی و علمی شما ایجاد شده، و البته که غزل و موسیقی هر صاحب ذوقی را به هیجان می آورد.

توضیح واضحات یا اطاله کلام یا هر چیز دیگه ای، در این سایت موضوعیتی ندارد و فقط وقت مخاطب و مدیران سایت را تلف می کند.

و اینکه: با خواندن برخی نظرات، آدم یاد « چه چیزا ! چه حرفا! آدم شاخ در میاره» می افتد.

رضا رضایی در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۱۹ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۱۲ در پاسخ به فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:

روح مادر بزرگوارت شاد باد

روح همه مادرها شاد

مادر عجیبترین خلقت خداست که هیچ منکری نمیتونه انکارش کنه، مادر آینه خداست، مادر همیشه زندست

۱
۸۱۲
۸۱۳
۸۱۴
۸۱۵
۸۱۶
۵۶۹۴