سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۸:
ای قضا و قدر اِستاده به حکم و رایَت،
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۸:
سَر و جانی ست به کف ، بهرِ نثارِ قَدمَت،
علی براتی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:
مصراع دوم اشتباه دارد. صحیح آن باغ لطافات است نه باغ لطافت
ارادت
امیر محمدی لسکوکلایه در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
شد آن زمان که گریهام ابتهاجِ آن یاران
شدم من و گفتند بیامد یکی دگر انسان
بگفتند سرآمد است بر آفریدگان ، انسان
خلیفه ای به زمین است ز جانب رحمان
مرو خطا و نشو اولیای آن شیطان
مزن ز کبریایی دم و نکن قبا بر جان
به خود مگو من و مناز بر این مَنَت هر آن
که من شود حجابی در مقابل منان
تو خود حجاب خودی و حجاب این باران
گذر ز من، که کبریاییست برای آن سبحان
«ناسی»
Mojtaba Razaq zadeh در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۳ - حکایت ابراهیم علیهالسلام:
چقدر سعدی زیبا سخن و لطیف گو هست. بر خاک پاکش درود.
Mojtaba Razaq zadeh در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ سعیدا » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱:
نقطه چین یعنی چی؟
فحش و ناسزا گفته؟
کوروش در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۴ - مناجات:
این زنانی کز همه مشفقتراند
از حسد دو ضره خود را میخورند
یعنی چه ؟
محمد خراسانی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۱۱ در پاسخ به فیض امیرخان دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:
سلام،نفت در گذشته به چربی ها و مایعاتی که باعث شعلهور شدن چراغ میشدند گفته میشده حتی در اشعار استاد منوچهری دامغانی هم کلمه نفت وجود دارد.
سعید مسعودنیا در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۰۳ در پاسخ به مجتبی قاسم زاده مقدم دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
با سلام.
اشعار حافظ علیه الرحمه فرا زمانی است و میشه گفت عرشی است. اینکه دوستان از چند بیت تفسیری از امام حسین علیه السلام دارن اصلا اشتباه نیست. حسین و یارانش نماد عشق اند و سروده ی حافظ هم عشق است و مشکلی نداره که این سروده در مظهری مثل عاشورا دیده بشه.
اینکه حافظ در چه زمانی سروده و الان نمیشه به دوره خودمون یا بعد و قبلش ربط بدیم دیدی سطحی از یک موضوع روحانی است.
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۸:
رنگ کن جامه ی جان را ، به خُمِ مهرِ علی،
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۸:
فکنی عکس ، نه عکسی که بوَد همتایت
بهروز پیلتن در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ طبیب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵ - نوایی:
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست به مشکل نشیند
این بیت از غزل طبیب اصفهانی شاهکار است
همچنین هر مصراع این غزل گرانبها و سترگ
رضا از کرمان در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۹ - حکایت:
سلام
مضمون این حکایت من را یاد لطیفه ای انداخت یکی از دوستش پرسید اگر وسط اقیانوس تک وتنها بودی کوسه بهت حمله کرد چکار میکنی؟ گفت :از درخت میرم بالا اولی گفت : وسط اقیانوس درخت کجا بوده گفت: دیگه چاره ای ندارم . در این حکایت زیبا سعدی به این نکته اشاره داره که اولا ما ملجا و پناهی جز در گاه حق نداریم وبه هیچ عنوان در این مقام جای نومیدی نیست .
هله نومید نباشی که ترا یار براند
وگر امروز براند نه که فردات بخواند
واگر بر توببندند همه ره ها و گذر ها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
شاد باشید
دکتر صحافیان در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹:
سرنوشت رقم نزد که این زخمی عشق با شمشیرت کشته شود وگرنه دل تو در بیرحمی هیچ کوتاهیای نکرد!(درآمیختن طنز و جد، آرزوی کشته شدن و خشنودی از سرنوشت- طعنه به بیرحمی معشوق)
۲-من بیخرد وقتی زلف زیبایت را رها کردم، سزاوارتر هیچ چیز جز زنجیر دیوانگان نبودم( ایهام: زنجیر به زلف)
۳- خدایا! این آیینه زیباییاش از چه جوهری است که آه من در آن بیاثر است.
۴- از سر سرگشتگی به میکدهها میروم، چون یک پیر هم در صومعهها تو را نمیشناخت.(خانلری: سر ز حیرت)
۵-از قامت زیبا و نازت دوست داشتنیتر در گلزار عشق نرویید و دلنشینتر از نقش و نگارت در جهان، نقاشیای نبود.
۶-به این امید که چون نسیم صبا سحرگاهان به کویت برسم، دیشب حاصلی جز نالههای شبانه نداشتم.
۷- ای آتش بیرحم فراق، از تو ستمهایی کشیدم، که مانند شمع جز به نیستی خودم نمیاندیشم.
۸- عذاب فراق حافظ از تو، آیه عذابی بود که همگان بیتفسیر میدانندش( خانلری: بی دوست)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
بهنام سلیمیان ریزی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۵ در پاسخ به ز دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۱۰ - حکایت:
درود بر شما
سمیلان: جمع سمیل (به فتح س) آب مانده در ته حوض را گویند که هیچ فایده ای ندارد.
بقیه آب در تک حوض وجز آن (دهخدا)
بهروز پیلتن در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۴۱ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰:
درود بر تارنمای خرددوست و گرانمایه گنجور
شاد باشید
faraneh heydari در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۱ در پاسخ به منصور بنانی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۰۳ - عذر گفتن فقیر به شیخ:
سلام
ممکنه در مورد این بیت توضیح بدین کامل
جمله خلقان سخره اندیشه اند
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۶:
صرصرِ هجرِ تو ، کند گَردِ وجودِ ما فنا،
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۶:
حسابِ حشر ، ندانم چه میشدی با خلق،
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ یغمای جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۴: