برمک در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۱۹ در پاسخ به روفیا دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۹ - داستانِ دقیقی شاعر:
این از شاهنامه نیست . عفو همینگونه afoo که در این سروده است درست است سره ان همینست ما ایرانیان سپس انرا بگونه امروزی کردیم هنوز هم عربها عفو را afoo و هجو را نیز hajoo گویند
برمک در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۸ - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب:
جای نخل بلند، سرو بلند است چرا که نخل برومند است و او گوید همه بر باغ دانش همه رفته اند و اگر بر درخت برومند جا نیابم توان زیر سرو بلند رفت چرا که اگر زیر سایه سرو نابرومند روی و از برش بر نخوری از سایه اش برخوری پس میکوشم زیر همان سایه سرو سایه فکن نابرومند روم
سخن هر چه گویم همه گفتهاند
بر باغ دانش همه رفتهانداگر بر درخت بَرومند جای
نیابم کجا برشدن نیست رایتوانم مگر پایگه ساختن
بر شاخ آن سرو سایه فکن
کسی کو شود زیر سرو بلند
همان سایه زو بازدارد گزند
از این نامور نامه شهریار
بمانم بگیتی یکی یادگار
تو اینرا دروغ و فسانه مدان
بیکسان روشن زمانه مدان
یکی نامه بود از گه باستان
فراوان بدو اندرون داستان
پراکنده در دست هر موبدی
از او بهره ای نزد هر بخردییکی پهلوان بود دهقان نژاد
دلیر و بزرگ و خردمند و رادپژوهندهٔ روزگار نخست
گذشته سخنها همه باز جستز هر کشوری موبدی سالخَورد
بیاورد کاین نامه را یاد کردبپرسیدشان از کیان جهان
و زان نامداران فرخ مهانکه گیتی به آغاز چون داشتند
که ایدون به ما خوار بگذاشتندچه گونه سر آمد به نیک اختری
بر ایشان همه روز کُندآوریبگفتند پیشش یکایک مهان
سخنهای شاهان و گشت جهانچو بشنید از ایشان سپهبد سخن
یکی نامور نامه افکند بنچنین یادگاری شد اندر جهان
بر او آفرین از کهان و مهان
کجابرشدن =جای دگر رفتن
دست نویس قاهره کجا اورده
برمک در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:
در دستنویس شاهنامه لندن ۶۷۵ امده
نخستین جنبش پسین شمار
تویی خویشتن را به بازی مدار
اگر اندکی بخش افرینش شاهنامه را با نوشته های پهلوی(مانند بندهشن) بسنجیم خواهیم دید که بسیار همانند و همگونند
pad zamānag sar, ohrmazd nigerīd kū: čē sūd ast ī az dādan ī dām ka ačandišnīg, arawišnīg, awazišnīg. u-š pad ayārīh ī spihr ud zurwān dām frāz brēhēnīd. پد زمانگ سر اورمزد نگرید کو: «چه سود است از دادن دام که اچَندشنیگ اروشنیگ اوزشنیک وش پد ایاریه سپهر و زروان دام فراز بریهنیداورمزد نگرید که: «چه سود است از دادن دام که بیچَندش (= بیتکان،)، بیرفتار، و بیجنبش [باشد]؛ و پس به یاری سپهر و زروان آفرینش را [فراز رفتار (= متحرک)] آفرید
در بخشش و دادن آمد پدید
افرینش در دیباچه شاهنامه بازگویی از دانش پهلوی است و در همه چیز در دانش و باور و ارایش و ارایه و واژگان همه بسیار به نوشته های پهلوی میماند برای نمونه بخشش و دادن در این سروده فردوسی برابر با پهلوی امده که بخشش فزایش از بخش شدن و رویاندن است و دادن افرینش و پروردن است
در بخشش و دادن آمد پدید
d. u-š mādagwarīhā kār se ī ast: waxšēnīdan, abzūdan, pādan. waxšēnīdan ān ī čiyōn ka dast ud pāy, abārīg handāmān ī abzārīg pad waxšišn be ō dīdār āwarēd. abzūdan ān ī ka and hamē abzāyēd tā be spurrīgīh sāmān. pādan ān ī ka ōstīgānīhā pad xwēš sāmān gāh pāyēd
وش مادگوریها کار او سه است: « وخشنیدن =رویانیدن، افزودن، پادن». وخشنیدن چنان است که دست و پای و دیگر اندامان ابزاری را به وخششن، پدیدار آورد. افزودن آن که اند همی افزاید تا به سپریگیه سامان .در بخشش و دادن آمد پدید
جنبش از واژگان کلیدی باورهای پهلویست و در همین بخش افرینش شاهنامه به پیش و پس این سروده بنگریم خواهیم دید که واژه جنبش چه اندازه در پیوند این سروده است و جز جنبش هر چیز دگر چون فطرت و فکرت ناکار است .
به پس و پیش همین سروده از اغاز افرینش بنگریمنخستین که آتش به جنبش دمید
ز گرمیش پس خشکی آمد پدید
و زان پس ز آرام سردی نمود
ز سردی همان باز تری فزود
گهرها یک اندر دگر ساخته
ز هر گونه گردن برافراخته
پدید آمد این گنبد تیز رو
شگفتی نمایندهٔ نو به نو
ابر ده و دو هفت شد کدخدای
گرفتند هر یک سزاوار جای
در بخشش و دادن آمد پدید
ببخشید دانا چنان چون سزید
چو دریا و چون کوه و چون دشت و راغ
زمین شد به کردار روشن چراغ
افرینش از در جنبش پدید امد از جنبش گرمی افزود و از ارام ان سردی و از سردی تری پدید امد این گوهران به هم امیختند و گهرهای دگر پدید اوردند و پس اسمان و دوازدهان و هفتان اسمان پدید امد و پس زمین و کوه و دشت و راغ و دریا و رود پدید امد ، پس گیاه رستن گرفت(که بی جنبش و پویه است ) و پس چمندگان پدید امد و سرور گیاهان شد و پس سر چمندگان مردم است
خسرو خراسان گویدخرد آغاز جهان بود و تو انجام جهان
باز گرد، ای سره انجام، بدان نیک آغاز
تو ای نخستین جنبش(فرازترین جنبش و افرینش) و پسین شمار( پسین شمار و بر و فراتر آن ) تو مر خویشتن را به بازی مدار بنگر به چرخ تیزرو که از جنبش ارام نگیرد وگشت زمان نگزایدش و....نخستین که آتش به جنبش دمید
ز گرمیش پس خشکی آمد پدید
و زان پس ز آرام سردی نمود
ز سردی همان باز تری فزود
گیا رست با چند گونه درخت
به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت
ببالد ندارد جز این نیرویی
نپوید چو پویندگان هر سویی
و زان پس چو جنبنده آمد پدید
همه رستنی زیر خویش آورید
چو زین بگذری مردم آمد پدید
شد این بندها را سراسر کلید
سرش راست بر شد چو سرو بلند
به گفتار خوب و خرد کار بند
پذیرندهٔ هوش و رای و خرد
مر او را دد و دام فرمان برد
تو را از دو گیتی بر آوردهاند
به چندین میانچی بپروردهاند
نخستین جنبش پسین شمار
تویی خویشتن را به بازی مدار
شنیدم ز دانا دگرگونه زین
چه دانیم راز جهان آفرین
به رنج اندر آری تنت را رواست
که خود رنج بردن به دانش سزاست
نگه کن بدین گنبد تیزگرد
که درمان ازوی است و ز اوی است درد
نه گشتِ زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی
از او دان فزونی از او هم شمار
بد و نیک نزدیک او آشکار
برمک در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۴۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:
چو خواهی که یابی ز هر بد رها
سر اندر نیاری به دام بلا
این در هیچ نویسه کهن نیامده و در چاپ خالقی مطلق هم نیامده
برمک در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۵۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:
چنین است دردستنویسهای نخستین و خالقی مطلق
کنون ای خردمند ارج خرد
بدین جایگه گفتن اندر خورد
فاطمه یاوری در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸۱:
بی تو با عالم اسباب چه کارست مرا؟
موج این بحر به ذوق گهرت میگردم...!
فاطمه یاوری در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸۱:
که [من گمشده دل] دربه درت میگردم:))
بشدت بیدلوار.
فاطمه یاوری در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۴۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:
گم کرده پروازی چرا؟
همایون در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۶:
از شعر های کم ارزش که بیشتر صنعت کلامی است تا شعر ناب
در دیوان خاقانی هم آمده ولی اینجا تفصیل بیشتری داره
سحر در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۲۱ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷:
🌹
محمدحسین ابراهیمزاده در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:
خودش گفته حیران این اعداد نشو! ما گیر دادیم این عددا چه معنی دارن!
جالبه که اگزیستانسیالیستی ترین شاعری که میشناسم رو برخی با قطعیت میگن منظورش اینه!
و مقصد فیلان جاس!
عمو کی رفته و برگرشته بگو مام ازش بپرسیم!
خوش باش.
یوسف شیردلپور در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۳:
اجرای خصوصی ماندگار استادان محمد موسوی وخسرو آواز استاد شجریان فوق العاده است این غزل زیبا وعاشقانه عارفانه این اثر فاخر هنرمندان شهیر ونام آور عرصه شعر وموسیقی 💛💛💯💯💞💐💚
دانیال در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴:
سلام و درود؛
معنای ((پوشه چاک)) در بیت 39 چیه؟
فرهود در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۱۹ در پاسخ به سعادت دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
یعنی طعنه و سرزنش مردم.
برمک در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک:
زنان پیش خوالیگران تاختند
ز بالا به روی اندر انداختند
تاختن بچم روان کردن و فرستادن است
برمک در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۳۸ در پاسخ به جهن یزداد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک:
ازی دهاک وارونه خوی هرگاهش ارزو بود و دلش میخواست یکی از مردان جننگی را میکشت و دختر پوشیده رویش را به پرستندگی نزد خود میبرد
برمک در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۳۱ در پاسخ به جهن یزداد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک:
گشن/ورن در پهلوی بچم شهوت است.
ناشناس در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۱:
اندا در لغتنامه دهخدا:
خوابی که صلحا و اتقیا بینند. رؤیای صادقه.
برمک در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۳:
در پاره ای نویسه ها چنین امده
بهشتم بفرمود تا تاج زر
زمین گورستان و زرین کمر
نبشتند منشور بر پرنیان
به رسم بزرگان و فر کیان
زمین گورستان ورا داد شاه
که بود او سزای بزرگی و گاه
زمین گورستان بد از پیشتر
که خوانی ورا ماوراء النهر بر
گمانم گورستان (گُرستان) نام دیگر خوارزم باشد
برمک در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۲۶ در پاسخ به علی رستمی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۹ - داستانِ دقیقی شاعر: