سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۳۶ دربارهٔ مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۲:
ز عشقت ناخوش و خوش بانشاط و الفتم چندان،
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۳۴ دربارهٔ رفیق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۲:
برای خنده ی غیرم کند گریان ، روا باشد ؟
Keivan Ba در ۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۵۵ در پاسخ به مینا دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲:
کدام رمل ؟ فردوسی بزرگ بعنوان یکشاعر خالق وراوی یک حماسه و تراژدی است نه نص وقایع ،
نقل قول اگر خدا هم نخواهد این سپهبد بزرگ رونخواندید ؟ این گفتار نشانی از انسان گرفتار رمل و... دارد
این مرد تجسم اراده ودانش بود برای شناخت ایشان باید به اسناد ارمنی و رومی رجوع کرد و مجسمه ایشان رو با طلا ساخت
تاریخ طبری ص۲۹و۳۰ جلد پنج اعمش گوید: به روز بند، (سپهبد)رستم (فرخزاد)دو زره پوشید و خود بسر کرد و سلاح برگرفت و بگفت تـا اسـب وی را زین کنند و بیارند و برجست و بر اسب نشست بی آنکه دست به اسب بزند یا پای در رکاب کند آنگاه گفـت: فردا درهمشان می کوبیم. یکی گفت: اگر خدا بخواهد. رستم گفت: و اگر هم (خدا)نخواهد(در همشان می کوبیم). زیاد گوید: رستم گفت: وقتی شیر بمرد شغال بانگ برآورد.
رضا از کرمان در ۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۰ در پاسخ به رضازادده دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
سلام دوست گرامی
حال با تفسیری که حضرتعالی وجناب صابری ارایه فرمودید تکلیف معنای خرابات در تعبیر شما چیست؟
رضا از کرمان در ۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۷ در پاسخ به مرتضی محمدخانی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۹:
سلام
تعبیر شماهم به نوعی جالب توجه است ولی بنظر حقیر در حاشیه آقای یزدی بیت به درستی معنی شده است
شاد باشید
جعفر عسکری در ۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳۰:
**باده زنگ از دل مینا نتوانست زدود
تیرگی لازمهی پای چراغ افتاده است**
چه شباهتی به این بیت طغرای مشهدی داره:
پایش ز حنابندی شب، چون پر زاغ است
تاریک شدن لازمهی پای چراغ است
نوید خسروانی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۵۰:
مرحوم استاد شجریان این دوبیتی را در گوشهی غمانگیز دشتی با تار پیرنیاکان اجرا کردهاند در کنسرت «پیام نسیم» (نسخهی لوزان سوییس)، پیش از دشتستانیها و بعد دیلمان.
Roya در ۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۴۸ در پاسخ به مرتضی محمدخانی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۹:
درود بر شما
پس ترا هر غم که پیش آید ز درد
بر کسی تهمت منه بر خویش گرد
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ رفیق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۲:
چو خندم از غمی نالد ، چو گریم از غمی خندد
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۱۵ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸:
دل که خو کرده به اندوهِ فراقت همه عمر،
ahmad aramnejad در ۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۴۰:
درود وعرض ادب مصرع اول بیت دوم باتوجه به وزن اعلامی مشکل دارد
شده است نقد قیامت مرا از پیریها
تصور می کنم "شده است نقد قیامت مرا ز پیریها"باید درست باشد
دکتر حافظ رهنورد در ۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
در چند نسخهی خطی از دیوان حافظ دیدهام که مصرع زیر را اینگونه آوردهاند و به عقل نیز صحیحتر است؛
"تو چه دانی که پس پرده که خوب است و که زشت"
اینگونه که گنجور دو "که" را پشت هم آورده نازیباست و نادقیق. از کسی چون خواجه حافظ دور است.
دکتر صحافیان در ۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
چه ایام خوبی بود وقتی ساکن کوی معشوق بودم(سرخوش او بودم)و روشنی چشمم( یادآور گفتار پیامبر: از دنیای شما سه چیز برگزیدم؛ زنان، بوی خوش و نور چشمم در نماز است)از خاک در دوست بود.
۲- همچون سوسن(رمز خاموشی و زبان آوری) و گل سرخ در پی این همنشینی زلال، آنچه در دلت میگذشت بر زبانم جاری میشد(خانلری: هر چه تو را در دل بود -اشعارم ثمره حال خوش حضور توست)
۳- آری آنگاه که دل از زبان پیر عقل، حقایق را بازگو میکرد، عشق دشواریها را برایش میگشود و شرح میداد.
۴- وای از این ستم و دراز دستی که در دام عشق است و آه از آن سوز و شوقی که در محفل حضور دوست بود( این بیت در خانلری نیست)
۵- خواسته من و دل این بود که یک لحظه را بی حضور(جسمی و روحی) دوست نگذرانم، اما چه میتوان کرد که تلاش من و دل بیهوده بود( و فراق همیشگی)
۶- دیشب از سوز عشق و یاد حریفان بادهگسار به خرابات رفتم، خم شراب نیز خون در دل داشت و پایش در گل فرومانده بود( خانلری: سر در گل بود حسن تعلیل با هر دونسخه: در خم شراب را گل میگرفتند یا مقداری زمین را میکندند و خم را درون آن میگذاشتند)
۷- پس از خرابات و میخانه، همه جا را جستم تا سبب درد فراق را بیابم، ولی عقل که در همه چیز فتوا میداد، نادان و ناتوان بود.
۸- راستی انگشتر فیروزه بواسحاقی چه درخششی داشت اما رونقش زودگذر بود.
۹-قهقه مستانه کبک خوش حرکات را دیدی؟ که چگونه از سرپنجه شاهین سرنوشت بیخبر بود.( ایهام دو بیت: مراد سلطنت کوتاه ابواسحاق اینجو که شعر دوست بود و توسط امیر مبارز الدین کشته شد)
نکته: "راستی" در بیت ۸ نشان میدهد تمرکز حافظ بر بیان عشق و جدالش با خرد و حال خوش است و مسائل تاریخی در حاشیه)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
رضا از کرمان در ۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۲ در پاسخ به مصیب مهرآشیان مسکنی دربارهٔ فردوسی » هجونامه (منتسب):
سلام
اتفاقا بنظرم نو بهتر معنی بیت و ارتباط معنایی با ابیات قبل وبعد رو کامل میکنه اگر به عطر فروشی بری بوی عطر میگیری واگر با جامه وتن وروی تمیز(نو) پیش زغال فروش بری بهره ای جز سیاهی نخواهی برد.
انگشتگر = زغال فروش ، زغال سوز
Mojtaba Razaq zadeh در ۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۱۰۷:
چقدر سعدی زیبا میگه
حمید در ۱ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۵۲ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
درزمان حافظ خوردن شراب حرام بود و علنا درشهر امکان خوردن در کنار هم نبود و به خرابه هایی که در اطراف شهر شیراز بود و میشد خلوتی اختیار کرد میرفتند . خرابات منظور این مکانها است .
الان هم دراطراف هرشهری از این خرابات هست که کارهای خلاف اونجا انجام میشه
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید و قطعات عربی » شعر ۷ - فی الشیب:
متن ویرایش و اصلاح شد و این هم ترجمه ابیات:
إِنْ هَجَرتُ النّاسَ و اخْتَرْتُ النَّویٰ
لا تَلُومُونی فَإنَّ الْعُذرَ بان
اگر از مردم کناره گرفتم و دوری را انتخاب کردم مرا سرزنش نکنید زیرا عذر و بهانه روشن و آشکار است.
زَمَنٌ عَوَّجَ ظَهْری بَعْدَما
کُنْتُ أَمْشِی وَ قَوامی غُصْنُ بان
زمانه کمرم را خمیده کرد پس از این که راه میرفتم و قدم چون شاخۀ درخت بان بود.
طالَما صُلْتُ عَلَی أُسْدِ الشَّریٰ
وَ بَقِیتُ الیومَ أَخْشیٰ الثُّعْلُبان
الثُّعْلُبان جمع نیست بلکه مفرد است به معنای روباه نر
چه بسیار به شیران شرزه حمله میکردم اما امروز از روباهِ نر هم میترسم.
کَیْفَ لَهْوِی بَعدَ أَیّام الصِّبا؟
وَ انْقَضیٰ الْعُمْرُ وَ مَرَّ الْأَطْیَبان
أَطْیَبان: دو چیز نیکو که مراد از آن، نیرو و جوانی است.
چگونه پس از روزگار کودکی و نوجوانی مشغول بازی و سرگرمی باشم در حالی که عمر سپری شد و دو چیز نیکو گذشت.
غمناک ابددوست در ۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:
با سلام
چند بیت از این غزل رو استاد شجریان بهمراه تار استاد شهنازی و سنتور استاد پایور خوانده است
https://t.me/Avayemehregan/63120
مصیب مهرآشیان مسکنی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۰۷ دربارهٔ فردوسی » هجونامه (منتسب):
اگر تو شوی نزد انگشتگر
از او جز سیاهی نیابی دگر
اگر نوشوی نزد انگشتگر غلط است و در معنی ماست را بر شنتالو بعضی ها پیوند میزنند تا یک واژه غلط را غلط بخورد مردم دهند وحتما از خط کوفی که نقطه نداشته بد برداشت شده و بجای اینکه بگویند یک نقطه از ت افتاده که نون شده و الا نو بی معنی است
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۲: