سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۶:
که چُو آشفته ، پرستش بکنند با صلیبت
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۶:
بنمای عودِ زلفت به صلیبِ بتپرستان،
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۶:
بگذار سیبِ بُستان و بِنِه بهشتِ زاهد،
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ وفایی شوشتری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵:
به سپهرِ خوبرویی ، چو ز ناز بذله گویی،
مجید کاظم زاده در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۶ - تنها ماندن شیرین و زاری کردن وی:
به هر گام از برای نور پاشی
ستاده زنگیی با دور باشی
چراغ بیوهزن را نور مرده
خروس پیرهزن را غول برده
منظور بیت اول به هر گام از بهر نور پاشی ستاره است و مصراع دومش ستاده زنگیی با دورکاری معنیش میشه یک سرباز سیاه زنگی یا تاریکی مطلق نگهبانی میده که کوچکترین نور تابیده نشه و شب با ظلمت کامل باشه
ایمان در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۶ در پاسخ به ... دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۷۵:
آفرین و درود بر شما
خود مولانا هم در این بیت میگه که با این دیدگاه(ماشینی) شعر من رو نخون
تو ز لوح دل فرو خوان به تمامی این غزل را
منگر تو در زبانم که لب و زبان نماند
رضا از کرمان در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۳ در پاسخ به عباسی-فسا @abbasi2153 دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:
سلام
بله دقیقا درست میفرمایید موقع خوانش " به عقلم "شعر دچار سکته میگردد من تقطیع نمیدانم ولی حرف "ه "در به عقلم نیاز به تاکید پیدا میکنه و روانی خوانش یا به گفته حضرتعالی وزن بیت نابود میشه
در کل یکی از دلایل اختلاف نسخ قدیمی جدا از اشتباهات نوشتاری ،ویراستاری های نا آگاهانه از سوی کاتبان یا اولیای امر بوده است.
شاد باشی عزیز
الف رسته در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۷ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۰ - گفتن روح القدس مریم راکی من رسول حقم به تو آشفته مشو و پنهان مشو از من کی فرمان اینست:
«خود بُنه و بُنگاه من در نیستیست /// یکسواره نقش من پیش ستیست»
برای فهم معنی این بیت، نخست باید سه نکته را در گفتار مولانا بفهمیم:
۱) کارگاه نیستی
۲) یکسواره
۳) ستی
حال به هر یک از آنها به شکل کوتاه میپردازیم:
۱) نکتهٔ نخستین یکی از نظرهای کلیدی مولاناست، که بارها به شکل گسترده و موشکافانه به آن پرداخته است، زیر عنوانهای گوناگون: کارگاه عدم، کارگاه نیستی، بُنگاه نیستی. چند شاهد از آثار او میآوریم
«باز گرد از هست سوی نیستی /// طالب ربی و ربانیستی
جای دخلست این عدم از وی مرم /// جای خرجست این وجود بیش و کم
صنع حق چون نیستیست /// جز معطل در جهانِ هست کیست؟»
«قرب نه بالا نه پستی رفتنست /// قرب حق از حبس هستی رستنست
نیست را چه جای بالا است و زیر /// نیست را نه زود و نه دورست و دیر
کارگاه و گنج حق در نیستیست /// غرهٔ هستی، چه دانی نیست چیست»
«هست مطلق کارساز نیستیست /// کارگه هستکن جز نیست چیست؟
بر نوشته هیچ بنویسد کسی /// یا نهاله کارد اندر مغرسی
کاغذی جوید که آن بنوشته نیست /// تخم کارد موضعی که کشته نیست
تو برادر موضع ناکشته باش /// کاغذ اسپید نابنوشته باش»
«چون شنیدی شرح بحر نیستی /// کوش دایم تا برین بحر ایستی
چونک اصل آن نیستیست /// که خلا و بینشانست و تهیست
جمله استادان پی اظهار کار /// نیستی جویند و جای انکسار
لاجرم استاد استادان صمد/// کارگاهش نیستی و لا بود
هر کجا این نیستی افزونترست /// کار حق و کارگاهش آن سرست»
«پس عدم گردم، عدم چون ارغنون /// گویدم که انا الیه راجعون»
شاهدها فراوان است و به همین بسنده میکنیم.
پس بنگاه نیستی همان کارگاه نیستی است.
۲) واژهٔ یکسواره به طور معمول در کارهای نظامی به کار میرفته است ولی مولانا در چند مورد دیگر در آثار خود آن را به کار برده است و بهتر است به خود مولانا بازگردیم تا به واژهنامهها.
«خلق را تاب جنون او نبود /// آتش او ریشهاشان میربود
چونک در ریش عوام آتش فتاد /// بند کردندش به زندانی نهاد
نیست امکان واکشیدن این لگام /// گرچه زین ره تنگ میآیند عام
دیده این شاهان ز عامه خوف جان /// کین گُرُه کورند و شاهان بینشان
چونک حکم اندر کف رندان بود /// لاجرم ذالنون در زندان بود
یکسواره میرود شاه عظیم /// دَر کف طفلان چنین دُرّ یتیم
دُرّ چِه؟ دریا نهان در قطرهای /// آفتابی مخفی اندر ذرهای»
«همچو روی آفتاب بیحذر /// گشت رویش خصمسوز و پردهدر
هر پیمبر سخترو بُد در جهان /// یکسواره کوفت بر جیش شهان
رو نگردانید از ترس و غمی /// یکتنه تنها بزد بر عالمی
سنگ باشد سخترو و چشمشوخ /// او نترسد از جهان پر کلوخ»
۳) سومین واژه «ستی» است. افسوس که واژنامهها معنی این واژه را درهم و آشفته کردهاند. این واژه در اصل یک واژه فارسی است دلیل آن هم این است که هم در اوستا هست و هم در سانسکریت. واژهنامهها آن را عربی کردهاند، مشکلی در آن نیست، بسیاری از واژههای عربی هم از فارسی به عربی رفته است، ولی توجیه معنائی که برای آن تراشیدهاند، گاه بیاندازه خنده آور است، به عنوان مثال گفتهاند « در خطاب به بانو گفته اند: ای شش جهت من»! چون در زبان عربی ست به معنی شش است و ستی میشود شش جهت من! ای بانوی من، ای شش جهت من!
مولانا چند جای دیگر هم این واژه را به کار برده است.
۳۱) «چونک خاتون کرد در گوش این کلام /// روز دیگر رفت نزدیک غلام
پس سرش را شانه میکرد آن ستی /// با دو صد مهر و دلال و آشتی»
۳۲) «نیستم شوهر نیام من شهوتی /// ناز را بگذار اینجا ای ستی»
۳۳) «این رها کن،عشقهای صورتی /// نیست بر صورت، نه بر روی ستی
آنچ معشوقست صورت نیست آن /// خواه عشق این جهان، خواه آن جهان»
۳۴) «زن در آمد از طریق نیستی /// گفت من خاک شماام، نی ستی
جسم و جان و هرچه هستم آن تست /// حکم و فرمان جملگی فرمان تست»
این واژه در اوستا هست به شکل «سَتری» ( کاش خط دین دبیره را می توانستیم در گنجور نمایش بدهیم)، همین واژه در سانسکریت به شکل सती (سَتی) به معنی بانو است.
خوب با این مقدمهٔ طولانی معنی بیت این چنین میشود:
بُن و بُنگاه اصلی من در جهان نیستی است /// تنها نقش من در برابر بانو است.
مسافر در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵۵:
سلام
این غزل توسط آقای پرویز شهبازی در برنامه 1004 گنج حضور به زبان ساده شرح داده شده است
می توانید ویدیو و صوت شرح غزل را در آدرسهای زیر پیدا کنید:
مجتبی در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۳۵ دربارهٔ جمالالدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۱۳ - مردم سپاهان در زمان پیش:
مطمئنید این شعر از عبدالرزاق است؟! تو احوالاتش که نوشته خیلی تعصب داشته رو اصفهان.
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۹ در پاسخ به سمانه ، م دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
معنی که ندارد ولی حداقل تیپایی به سعدی بزرگ زده می شود
نمی دانم ما چقدر خود را دانا می دانیم آن هم داناتر از سعدی که صاحب زبان فارسی است
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۵ در پاسخ به جواد بیگی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
طَمْع هیچ مشکلی ندارد
این کلمه را دیگران هم به کار برده اند
مولانا در دفتر پنجم
کرد خاموش و کنیزک را نگفت
راز را از بهر طمع خود نهفت
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۳ در پاسخ به مینا غرویان دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
چون مرغ طمع به دانه در دام
چنین مصرعی در ترجیع بند وجود ندارد
لطفا دوباره آن را بخوانید
چون مرغ به طَمْع دانه در دام
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۲۲ در پاسخ به Hamed Salehi دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:
بله فقط مشکلی که داره هم سخن سعدی نیست هم وزن نابود میشه
چرا بدون اطلاع از وزن و حتی یک بار خواندن آنچه می نویسیم تصور می کنیم ما بهتر از سعدی می فهمیم؟
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵ - ای شیراز:
شهریار ارادت بسیاری به شیراز داشت خصوصا به حافظ و تخلص «شهریار» را نیز با تفأل به حافظ و بیت زیر انتخاب کرده است:
غم غریبی و غربت چو بر نمیتابم
به شهر خود روم و شهریار خود باشم
اما در اینجا اشارتی هم دارد به برخی مکانهای دیدنی شیراز:
نَکهت باغ گل و نُزهت نارنجستان
باغ گل علاوه بر باغهای متعدد شیراز از جمله باغ ارم (خیابان ارم) و باغ جهاننما (شمال آرامگاه حافظ)، شاید اشارهای به باغ گلها در انتهای بلوار چمران داشته باشد.
نارنجستان علاوه بر کلیت نارنج شیراز و خیابانهای شیراز که سراسر درختان نارنج است، اشاره به باغ نارنجستان در خیابان فتحعلی خان زند دارد. (دو خیابان زند در شیراز وجود دارد یکی خیابان مرکزی شهر که در واقع خیابان کریم خان زند است و یک خیابان موازی آن که فتحعلی خان زند است، از دروازۀ قصابخانه شروع میشود و به خیابان قصرالدشت منتهی میشود. دیدنیهای بسیاری از جمله باغ نارنجستان، خانه زینت الملوک، مسجد نصیرالملک، آرامگاه شیخ روزبهان فسایی، کوچه امامزاده زنجیری، کوچۀ قَشَو رَشَو ghashow rashow و .... در این خیابان قرار دارند)
شاهچراغ هم در همین مسیر است.توضیح یک بیت:
زان می لعل که خمخانه به حافظ دادی
جرعهای نیز مرا ریز به جام ای شیراز
از آن می که به حافظ یک خمخانه از آن را دادی یک جرعه به من بده
مجتبی در ۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ جمالالدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۱۳ - مردم سپاهان در زمان پیش:
حسابی مردم اصفهان رو شسته گذاشته کنار!!
رضا از کرمان در ۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۴ در پاسخ به مهدی bazrafshanupvc@gmail.com دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۵ - حکایت در شناختن دوست و دشمن را:
آقا مهدی عزیز سلام
بنظرم وبا احتمال بالا، داریوش از شاهان سلسله هخامنشی مد نظر سعدی بوده چرا؟ چون در فارسی میانه داریوش بصورت دارای /داراو تلفظ میشده .
شاد باشی
کیاوش نادرشاهی در ۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۹ - افسانه گفتن خسرو و شیرین و شاپور و دختران:
مه یک هفته نصفی برگرفته
دو معنای دارای ایهام داره یکی اینکه ماه هفته دوم ماه کامل هست و ماه نیمه در هفته اول تشکیل میشه.
دودیگر اینکه پیمانه بادهنوشی به ترتیب اندازه اول ساقی، دوم نصفی، و سوم جام بودند و نصفی برگرفتن به معنای سبو در دست داشتن و باده پیمایی بوده و مه نصفه هم تشبیه.
رضا از کرمان در ۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۰۴:
مدیریت محترم سلام
در مصرع دوم اشکال تایپی وجود دارد مستانه صحیح میباشد لطفا ویرایش بفرمایید .
احمد خرمآبادیزاد در ۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳: