گنجور

حاشیه‌ها

علی عشایری در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:

بیتی بازیافته از این غزلِ انوری در کتابِ کهنِ «رسائل‌العشاق و وسائل‌المشتاق» نقل شده است: 

در خونِ دلِ خویش تو را جای گزیدم 

چون خونِ دل از دیده بپالود، برفتی 

(رجوع کنید به مقالهٔ «معرفیِ ابیاتِ نویافته در دست‌نویسِ رسائل‌العشاق و وسائل‌المشتاق»، از علیِ عشایری، در مجلهٔ تاریخِ ادبیات، دورهٔ ۱۶، شمارهٔ ۲، صفحهٔ ۳۳): پیوند به وبگاه بیرونی

متین میرزائی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶:

درود

ممنون میشم اگر عزیزی معنی بیت ۶و۷ را توضیح دهد

مریم هندی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۴:

غزل ۴۲۴ راجع به حضرت یوسف ع است

نریمان مهدوی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی توحید » بیان وادی توحید:

صفر اگر ازل است، کوچکی آن ناپیداست، چرا که فرا تر از کوچک است و هیچ است، هرچند در همین هیچ همه چیز است و هر عددی جز صفر از درون این بیرون آمده

و یک نیز اگر ابد است، بزرگی آن ناپیداست، بینهایت یک را کنار هم قراردهیم عددی بزرگ پدید می آید اما باز به آن عدد بزرگ میتوان یک یکِ دیگر افزود تا باز بزرگتر شود

پس صفر در ازل بی انتها و یک هم در ابد بی انتهاست

پس من چرا این متن را نوشتم و تویی که خواندی چه سودی بردی؟ هیچ

هر دو را کس هیچ ماند در مبان

علی عشایری در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ امیر معزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۶:

یکی از ابیاتِ ساقط‌شده از این غزلِ امیر معزیِ نیشابوری، در کتابِ «رسائل‌العشاق و وسائل‌المشتاق» نقل شده است: 

«قلاش‌وار خیره چه گَردی به گِردِ شهر؟

جایی فرونشین و به هر جای درمشو»

(رجوع کنید به مقالهٔ «معرفیِ ابیاتِ نویافته در دست‌نویسِ رسائل‌العشاق و وسائل‌المشتاق»، از علیِ عشایری، در مجلهٔ تاریخِ ادبیات، دورهٔ ۱۶، شمارهٔ ۲، صفحهٔ ۳۶): پیوند به وبگاه بیرونی

مریم هندی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۲:

به نظر من اسب امام حسین ع در محرم است.غزل شماره ۴۲۲

نیما نجاری در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۴۲:

و در باب قناعت و پرهیز از آز و نیازمندی به مردم و روزی مقدر ابن یمین فریومدی میگوید؛

چو دونان درین خاکدان دَنی

مباش از برای دو نان مضطرب

 

یقین دان که: روزی دهنده قوی است

مدار از طمع، طبع را منقلب

 

«وَ مَنْ یَتَّقِ الله یَجعَل لَهُ»

«وَ یَرْزُقْهُ مِن حیثُ لا یَحْتَسِبْ»

سحر در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۳۹ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۷:

🌹

رضا تعادلی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۴:

سلام و درود 

از دوستان کسی میتونه ترجمه مصراعهای عربی رو بنویسه ؟

Hasti Moeini در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۲۹ در پاسخ به امید رضا محبی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

سلام و درود. 

بله همینطور است. و این موضوع بار دیگر نشانگر وجود تمام عالم هستی در ذهن خود بشر است. (هر چه را که در بیرون از خود می یابی، در درونت است).  برعکسِ آنچه که در این دوره از زمان به آن عقیده دارند. و سعی و تلاشی بزرگ و اما ناشدنی برای تغییر هر چیزی جز خود و نگاه خود دارند. 

شروین پاداش‌پور در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۱۰۶:

با سلام

به لحاظ ذوق و خلاقیتی که در تکرار ِ بجای حروف، برای بیان لکنت زبان استفاده شده، شعری منحصر به فرد و خلاقانه است. اما در عمق معنا و پیام کلی و محتوایی شعر، کاری ضعیف بود.

 در ابتدا گفته: پیرکی لال! اگر لال است، چگونه با این طفل سخن گفته؟

نکته‌ی بعد: از گفتگوی اولیه‌ی این پیر با کودک مشخص شد چه قصدی در سر داشته که بماند.

اما شاعر در مصرع دوم از بیت۴ گفته:

گگگم شو ز برم ای کککمتر از زن

به نظرمن یا شاعر در قافیه به تنگ آمده بوده و یا نگرش واقعی‌اش در آن زمان نسبت به زن چنین بوده و یا هردو گزینه.

درست است که این سخن از زبان طفلی الکن بیان شده اما خالق هردو شخصیت طفل و پیر، خود شاعر بوده. 

پس من هردو گزینه را انتخاب می‌کنم.

با احترام به همه‌ی نظرها

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۷ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳:

فتد ز هر شکنی صدهزار دل به کنارش

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۲۸:

بر کشتی می نامه نی باد مرادست ...

سلام

    امکان داره ناله نی باشه  البته من هرچه جستجو کردم نامه نی دیدم  ودسترسی به دیوان ایشان هم نداشتم  ،ولی با توجه به مصرع دوم بنظر ناله نی بهتر معنی را کامل میکنه لطفاً راهنمایی بفرمایید .

  متشکرم با آرزوی شادی برای شما 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳:

اگر به دادنِ جان ممکن است دیدنِ جانان،

امین سبحانی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۴:

دکلمه شده در برنامه یک شاخه گل شماره ۷۸

Hossein در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۱۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۲۸:

در بیت دوم، بر کشتی، منظور چیه ؟ مخفف «کشته‌ی می» منظور است؟

رضا س در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۲ در پاسخ به جعفر کمالی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

البته جنگ اصلی تیمور و منصور در چند کیلومتری شمال غرب شیراز که به کشته شدن منصور انجامید در اوایل بهار ۷۹۵ هجری رخ داد و حافظ سه سال قبل و در سال ۷۹۲ فوت کرده بود. به نظر می‌رسد که این غزل بعد از به سلطنت رسیدن منصور و در توصیف رشادت‌های او در پیروزی در جنگ‌های داخلی در زمان شاه‌شجاع( منصور برای مدتی از فرماندهان اصلی شاه‌شجاع بود) و پس از آن گفته شده باشد. حتی در پیروزی نهایی منصور بر شاه‌یحیی که به آغاز پادشاهی منصور منجر شد، جنگ بزرگی درنگرفت و با ورود منصور به شیراز، یحیی به سمت یزد فرار کرد. شاه‌منصور البته به شجاعت و رشادت مشهور بود ولی اصل رشادت‌ها در یکی دوسال آخر عمر و در جنگ‌های داخلی و جنگ با تیمور رخ داد که حافظ هیچکدام را ندید.

صلاح الدین . در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۴۶ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۱:

با نفس همیشه در نبردم چه کنم / وز کرده خویشتن به دردم چه کنم

گیرم که ز من درگذرانی بکرم / زین شرم که دیدی که چه کردم چه کنم؟

کوروش در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲ - معالجه کردن برادر دباغ دباغ را به خفیه به بوی سرگین:

ور ز رش نور حق قسمیش داد

 

هم‌چو رسم مصر سرگین مرغ‌زاد

 

یعنی چه ؟

 

 

فاطمه رضائیان در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۵ در پاسخ به خیلی ناشناس دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۷:

سلام یعنی سعدی برای همجنس خود شعر سروده است و به اصطلاح گِی بوده است ؟

۱
۶۴۳
۶۴۴
۶۴۵
۶۴۶
۶۴۷
۵۷۲۵