محمد خراسانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۰:
اگر عالمی میتواند معنی ابیات ۱ و ۲ و ۳ و ۱۳ و ۱۴ و ۲۵ را بگویدد ممنون میشوم
سعادت کریمی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:
قافیه تکراری
چه سوزم
بسوزم
بسوزم
دکتر صحافیان در ۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:
چون از سر شوق دست به موهای زیبایش بزنم در خشم میشود( ایهام: موهایش تابدار میشود) و اگر به دنبال مهر و آشتی باشم تندی کند.
۲- و با گوشه ابروی خود که چون هلال ماه کمانی است، راهزن تماشاکنندگان جمالش میشود و زود پنهان میشود( خانلری:نظارگان بیچاره)
۳-در شب باده نوشی که همگان خواب و خمارند، با بیداری ویرانم میکند و آنگاه که در روز شکایت میکنم، خود را به خواب میزند.
۴- آری راه عشق همین است، پر از غوغا و زیان! هر که ناشکیبایی ورزد خواهد افتاد( تسلیم و خرسندی تنها راه است. خانلری: پر آشوب و آفت)
۵- ولی با این همه گدایی درگاه معشوق برتر از سلطنت است! آیا کسی از سایه آرامبخش معشوق به آفتاب میرود؟!
۶-وقتی روزگار سیاهی مو پایان یافت، هر چه بکوشند از سفیدی مو کاسته نمیشود( سواد: چرکنویس بیاض: پاکنویس)
۷-حباب که مغرورانه بر روی شراب کلاهداری و سروری میکند، به زودی از بین خواهد رفت( تمثیل برای غرور جوانی، ثروت، دانش و ...)
۸- آری آنکه مانع آشکار شدن راه حق است خودت هستی حافظ! از خود بلند شو! خوشا به سعادت کسی که در راه حق بیپرده رود و شاهد زیبایی آن باشد.
بیت اضافه در خانلری: دلا چو پیر شدی، حسن و نازکی مفروش/ که این معامله در عالم شباب رود
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
nabavar در ۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۳ در پاسخ به آفتابگردان دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹۸:
گرامی آفتاب گردان
درود
گمان می کنم منظور از شش جهت،جهات ششگانه ی برای مثال یک مکعب باشد،” تاس را نگاه کنید شش جهت دارد “ می گوید از هرطرف می نگرم نور تو متجلی ست.
آفتابگردان در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹۸:
با سلام
مصراع《 ای شش جهت ز نورت چون آینه است شش رو》
به چه معناست؟
ممنون میشم اگر کسی میدونه توضیح بده
بهزاد علوی (باب) در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷۱:
رسول گرامی با سپاس از لطف خود که "خراسان" را (از قول این حقیر) تعبیر به نام منطقه فرمودید ... ابداََ بخاطراین که خراسان به این صورت به معنای منطقه در کمان و به صورت (خراسان) نوشته شود در نظر نبوده و نخواهد بود و با رجوع به فرهنگ معین (دوره 6 جلدی - چاپ هشتم - سال 1371) دقت کنید: " خراسان نغمه ایست در موسیقی قدیم" و بهتر است با همگونی با مصرع سمت راست و همگون با مابقی واژه ها در کمان و به صورت (خراسان) نوشته شود!
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نه ای جان من خطا این جاست!
الهام افکاری در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۱۵ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:
بسیار از نوشته های شما جهت شناخت حضرت حافظ و درک معانی ابیات استفاده می برم.
امیدوارم همواره پاینده و پویا باشید
رضا از کرمان در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۴ - رجوع به قصهٔ رنجور:
سلام در پاسخ به جناب خرسند
تخییلیی = آدم خیالاتی ،توهم زده،اختلال روان پریشی پارانوید
توضیحات را جناب آقای مروتی داده اند ولی لازم به ذکر است مولانا با این تمثیل به بیماری روان پریشی جامعه که در پی آزار رساندن به هم هستند اشاره کرده
درکل این یکی از بخش های عالی از مثنوی است که به پاسخ مسایل عرفانی در قالب سوال وجوابهای شاکی وقاضی پرداخته قاضی به مثابه پیر فرزانه وشاکی به مثابه مرید آمده است .
خلق رنجور دق و بیچارهاند
وز خداع دیو سیلی بارهاند
جمله در ایذای بیجرمان حریص
در قفای همدگر جویان نقیص
شاد باشید
رضا از کرمان در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۱۱ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱۴ - منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کندهٔ پای باز روحاند:
سلام در پاسخ به حضرتعالی وتذکر بجای شما به همراهان گنجور
از چند بیت قبل مولانا موضوع بحث را عوض میکند ومیفرماید آن کشنده میکشد من چون کنم ؟ در سه بیت بعد درمورد رفتار اسب وسوارکار (فارس) را به مثال گرفته بنده به نوعی یک سوار کار وآشنا با اصول سوارکاری هستم در سواری ما یک قانون داریم خصوصا در هنگام گشت صحرایی رفتن با اسب که میگه سوار مبتدی مناسب اسب خبره و سوار باتجربه مناسب اسب مبتدی است در بیت ۲۳ به همین اصل اشاره داره میگه اسب خام یا اسبی که تازه سواری شده ،در زیر سواری سوارکار با کشیدن متناوب دهنه به اسب یادآوری میکنه که حواسش باشه سوارکار بر پشت او نشسته ،واسب باهوش اون اسبی است که هوای سوارش رو داشته باشه
بعضی از اسبها بسیار نجیب وباهوشند وهرگز هنگام سواری رفتاری مثل جفتک زدن یا شانه خالی کردن یا کپ دادن از خود نشون نمیدن که سوارش زمین بخوره
بیت بعدی خدا درقلب تو وذهن تو در انجام امور تصرف میکنه ودویست آرزو برات بوجود میاره ولی باز عزم تو را به دلایلی میشکند ودلشکسته میشوی حالا تو که دیدی بارها اون تصمیمات تورو بر هم زده وان خدایی که با قضایش تمام افکار وتدابیر تورا در هم شکسته چگونه به فرمانروایی وحاکمیت او ایمان نمی آوری وتسلیم اتفاقات نمیشی و قضای الهی برات مسلم نشده
شاد باشی
omid در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۵۶ در پاسخ به کوروش دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
زبون یعنی خار
یعنی هرکسی عاشق نباشه دستخوش بازیچه ها و سختی های روزگار قرار نمیگیره
آدمی که دلش رو در راه عشق گذاشته آسیب ها و سختی های زیادی از زمانه و روزگار میبینه
برعکس کسایی که عاشق نمیشن و در سایه امن قرار دارند
کیومرث خالقی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:
## تفسیر بیت حافظ: "من غلامِ نظرِ آصِفِ عهدم کو را صورتِ خواجگی و سیرتِ درویشان است"
**معنی بیت به زبان ساده:**
حافظ در این بیت زیبا و عمیق، به دنبال کسی میگردد که هم ظاهر و مقام والایی داشته باشد (خواجگی) و هم باطن و قلبی پاک و ساده همچون درویشان. او خود را غلام (بنده) چنین شخصی میداند و آرزو دارد که بتواند او را پیدا کند.
**تفسیر مفصلتر:**
* **آصف:** وزیر سلیمان نبی بود که به دانش و حکمت مشهور بود. در اینجا، آصف نمادی از کسی است که هم مقام و جایگاه بالایی دارد و هم به دانش و معرفت دست یافته است.
* **غلام نظرِ آصف:** یعنی بنده و خادم کسی که نگاهی همچون آصف دارد. به عبارت دیگر، حافظ آرزو دارد که بتواند شخصی را پیدا کند که با نگاهی عمیق و دانا به جهان و هستی بنگرد.
* **صورتِ خواجگی:** به ظاهر و مقام والای آن شخص اشاره دارد. کسی که از نظر اجتماعی و مرتبه، جایگاه بالایی داشته باشد.
* **سیرتِ درویشان:** به باطن و قلب پاک و ساده آن شخص اشاره دارد. کسی که از دنیاطلبی و تعلقات مادی فاصله گرفته و به دنبال حقیقت و معنویت است.
**معنی کلی بیت:**
حافظ در این بیت، به جستجوی انسان کاملی است که هم از نظر ظاهری و اجتماعی موفق باشد و هم از نظر باطنی و معنوی به کمال رسیده باشد. او چنین شخصی را الگوی خود قرار داده و آرزو دارد که بتواند از او بهرهمند شود.
**نکات قابل توجه:**
* **تضاد:** استفاده از تضاد بین "خواجگی" و "درویشی" به زیبایی هرچه تمامتر، شخصیت مطلوب حافظ را توصیف میکند.
* **عرفان:** این بیت، حاوی مفاهیم عمیق عرفانی است و به جستجوی انسان کامل و حقیقت مطلق اشاره دارد.
* **آرزوی شاعر:** حافظ در این بیت، آرزوی خود را برای رسیدن به کمال و معرفت بیان میکند و از خداوند متعال طلب یاری مینماید.
**کاربردهای این بیت در زندگی:**
* **الگوگیری:** این بیت میتواند الگویی برای همه ما باشد تا هم به دنبال رشد و پیشرفت در زندگی باشیم و هم به دنبال پاکی و سادگی قلب خود باشیم.
* **تواضع:** این بیت به ما یادآور میشود که حتی افراد با مقام و جایگاه بالا نیز باید به دنبال تواضع و فروتنی باشند.
* **تعادل:** این بیت به ما نشان میدهد که برای رسیدن به سعادت، باید تعادل بین دنیا و آخرت، ظواهر و باطن برقرار کنیم.
**در کل،** این بیت حافظ یکی از زیباترین و عمیقترین ابیات اوست که به موضوعات مهمی همچون انسان کامل، عرفان و معنویت میپردازد.
زهرا غلامی اصل در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۰۳ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۵۷ - به فغان نه لب گشودم که فغان اثر ندارد:
قالب شعر قطعه نیست.
لطفاً اصلاح کنید.
کوروش در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۰ - آموختن پیشه گورکنی قابیل از زاغ پیش از آنک در عالم علم گورکنی و گور بود:
دل ببیند سر بدان چشم صفی
آن حشایش که شد از عامه خفی
یعنی چه
صدیقه کامور در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱۴:
مصرع آخر ،از هوسها دست شستم....
کوروش در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۰ - آموختن پیشه گورکنی قابیل از زاغ پیش از آنک در عالم علم گورکنی و گور بود:
ور سخنکش یابم آن دم زن به مزد
میگریزد نکتهها از دل چو دزد
یعنی چه ؟
Morteza Astami در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۵۰ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
عجب!!!!!!!!
Morteza Astami در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۴۴ در پاسخ به رضا ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
با سلام.
شاید تو همون جمعی که حافظ و شاه شجاع حظور داشتن و باده نوشی میکردن صوفی هم حظور داشته.اونم اهل دل بوده ولی نه اندازه حافظ عاشق پیشه.🤔
.فصیحی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳:
تشکر از برگ بی برگی مثل همیشه عالی
استفاده کردم
دلتون پراز نورالهی
عبدالرضا ناظمی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۳ در پاسخ به حسام صادقی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:
درود بنظرم ساده تر بنویسید بهتر است اینجوری بنده خدا را فراری می دهید کلماتی مانند مجازی خانه - در معرض تان ... را خدا وکیلی از کجایتان استخراج نمودید
فرشاد مهریار در ۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶۵: